غزل شمارهٔ ۷۹۰
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات شاعر درباره عشق و علاقهاش به معشوق میپردازد. شاعر از زاری و دلتنگیهای خود سخن میگوید و تأکید میکند که هرچقدر معشوق به او سخت بگیرد، او از پای نخواهد نشست و همچنان به عشق و علاقهاش ادامه خواهد داد. او به اشک و غمناکی خود اشاره کرده و میگوید که هرگز سر از خاک آستان معشوق بر نمیدارد. در پایان شاعر درخواست میکند که معشوق در روزی دیگر او را بپذیرد و به یاریاش بشتابد، و این نشاندهنده امید او به رحمت و محبت معشوق است.
من به هر جوری نخواهم کرد زاریزانکه دولت باشد از خوی تو خواری
هوش مصنوعی: من به هر طریقی که باشد، از ناله و زاری دست نمیکشم، زیرا خوشبختی و سعادت به خاطر خودت به من و به حال من آسیب میزند.
گفتهای: خونت بریزم،سهل باشدبعد ازین گر بر سرم شمشیر باری
هوش مصنوعی: تو گفتهای که به خاطر عشق تو جانم را میریزم، اما بدان که اگر روزی بر سر من شمشیری فرود آید، برایم سخت نیست.
گو: بیاموز، ابر نیسانی، ز چشمماشک باریدن در آن شبهای تاری
هوش مصنوعی: بگو که بیاموز، همانطور که ابر در فصل بهار میبارد، اشکهایم در آن شبهای تاریک سرازیر میشوند.
بر ندارم سر ز خاک آستانتمن خود این خیر از خدا خواهم به زاری
هوش مصنوعی: من از خاک آستانت سر برنمیدارم و خودم این نیکی را که از تو میطلبم، به زاری از خدا میخواهم.
با تو خواهم گفت هر جوری که کردیگر نخواهی عذرم، آخر شرم داری
هوش مصنوعی: من با تو به هر شکلی که بخواهی صحبت میکنم، اگر نمیخواهی عذرخواهی کنم، اما در نهایت خودت هم شرمندهای.
اوحدی مقبل شود در هر دو عالمار قبولش میکنی روزی به یاری
هوش مصنوعی: اگر اوحدی به سوی هر دو جهان بیاید و تو او را بپذیری، روزی به کمک تو خواهد آمد.