غزل شمارهٔ ۷۹۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوقهاش اشاره میکند و از غرور و ناز او سخن میگوید. او از احساسات خود به عشق و دلدادگی میگوید و بیان میکند که اگرچه معشوق صدای عاشقانهاش را نادیده میگیرد، اما دل و جانش را برای او داده است. شاعر همچنین به زیباییهای ظاهری معشوقهاش اشاره میکند، از زلفهایش تا قامتش که همانند سرو است. در نهایت، او از معشوقهاش میخواهد که او را آزار ندهد و به یادآوری میکند که بسیاری از زیباییهای دنیا به خاطر اوست. این شعر احساسی و زیبا نشاندهنده عشق عمیق شاعر به معشوقهاش است.
ترا میزیبد از خوبان غرور و ناز و تن داریکه عنبر بر بیاض سیم و سنبل بر سمن داری
هوش مصنوعی: تو از زیبایی و خوبی، ناز و غروری در وجودت داری که مانند بوی خوش عنبر بر سفیدی نقره و زیبایی سنبل بر گلهای خوشبو جلوهگری میکند.
چو گفتم: عاشقم، بر تو، شدی بر خون من چیرهنمیرنجم کنون از تو،که این شوخی ز من داری
هوش مصنوعی: وقتی که گفتم عاشق تو هستم، تو بر من تسلط پیدا کردی. اما اکنون از تو ناراحت نیستم، چون میدانم که این بازی توست.
دل ار تو خواستی، دادم دل مجروح و جان بر سرچو بردی بیسخن جانم، دگر با من سخنداری؟
هوش مصنوعی: اگر تو خواستهای که دل مرا بگیری، من هم دلم را با تمام جراحاتش و جانم را به خاطر تو تقدیم کردهام. حالا که بدون هیچ گفتگویی جانم را از من گرفتهای، آیا هنوز هم با من سخن میگویی؟
مرا در جامه میجویی، نیابی جز خیال از منچه جای جامه؟ کین جا تو شهیدان در کفن داری
هوش مصنوعی: اگر به دنبال من در ظاهرم باشی، جز خیال چیزی از من پیدا نخواهی کرد. چون اینجا، تو به جانیانی که در کفن هستند، نظر داری.
دلاویزی و دلبندی،نمیدارم شکیب از توکه بالایی چو سروت هست و زلفی چون رسن داری
هوش مصنوعی: دلربایی و جذابیت تو غیرقابل وصف است، تحمل دوریات را ندارم؛ چون تو قد بلندتری همچون سرو و موهایی داری که مانند ریسمان هستند.
نظیر زلف هندوی تو گر گویم خطا باشدگه از شامش سحر خیزد، گه از چینش ختن داری
هوش مصنوعی: اگر بخواهم زیبایی زلف تو را به زبان بیاورم، اشتباه کردهام چرا که از شب مشرق (شام) سحر میروید و از چینش ختن جاذبهای داشته است.
درختان چمن را پای نابوسیده نگذارمبه حکم آنکه گاهی تو گذاری در چمن داری
هوش مصنوعی: نمیگذارم درختان چمن را پای ناپاکی بگذارد، چون گاهی تو در آن چمن قدم میزنی.
چو گل چاکست پیراهن بسی کس را و دل پرخوناز آن اندام همچون گل که اندر پیرهن داری
هوش مصنوعی: زمانی که مانند گل، پیراهنی چاکدار داری، بسیاری را به درد میآوری و دلشان از غم و حسرت برای آن اندام زیبا به خون مینشیند، مانند گلی که در آستین توست.
به دشنام و جفا، جانا، میازار اوحدی را دلازان خلق خلق بگذار، چون حسن حسن داری
هوش مصنوعی: ای دوست، اوحدی را با بدگویی و آزار آزار نده. دل خود را از آن مردم خالی کن، زیرا تو خود زیبایی و نیکی همچون حسن را داری.