غزل شمارهٔ ۸۴۵
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر از مخاطب میخواهد که داستان زندگی و دردهای دیگران را گوش دهد و به جای نگرانی از مقام و وضعیت خود، به حال درویشها و بیپناهان توجه کند. او تأکید میکند که هیچ ضرری ندارد اگر فردی از وضعیتی پایینتر به سخن دیگران گوش دهد و در مورد حقایق آگاهی پیدا کند. شاعر همچنین از شنیدن حرفهای حسودان پرهیز کرده و به صداقت و راستی توصیه میکند. در نهایت، شاعری از شنیدن داستانی که به موضوع اوحدی (شاعر معروف) اشاره دارد، دعوت میکند و به اهمیت گوش دادن به تجربههای دیگران تأکید میورزد.
عارت آمد که دمی قصهٔ ما گوش کنی؟قصهٔ غصه این بیسر و پا گوش کنی؟
هوش مصنوعی: آیا برایت ناخوشایند است که لحظهای به داستان ما گوش کنی؟ داستان غم و اندوه این انسان بیپناه را بشنوی؟
پادشاهی تو، ازین عیب نباشد که دمیحال درویش بپرسی و دعا گوش کنی
هوش مصنوعی: برای تو که پادشاهی، اشکالی ندارد اگر گاهی احوال درویش را بپرسی و به دعاهای او گوش فرا دهی.
چه زیان دارد؟ اگر بیسر و پایی روزیعرضه دارد سخنی وز سر پا گوش کنی
هوش مصنوعی: چه اشکالی دارد؟ اگر روزی شخصی بیتوجهی و آرامش به تو سخنی بگوید، تو باید به صحبت او گوش کنی.
گوش بر قول حسودان مکن، ای رانه رواستکه صوابی بگذاری و خطا گوش کنی
هوش مصنوعی: به حرف حسودان گوش نده، ای دوست. نادرست است که به نیات نادرست آنها توجه کنی و سعادتی که داری را رها کنی.
با تو از راستی قد تو میباید گفتکان چه از صدق بگویم به صفا گوش کنی
هوش مصنوعی: باید درباره قد و قامت تو با صداقت صحبت کنم، زیرا هر چه از روی حقیقت بگویم، تو با دل پاک و توجه گوش میکنی.
خلق گویند که: با او سخن خویش بگویمن گرفتم که بگویم، تو کجا گوش کنی؟
هوش مصنوعی: مردم میگویند که با او صحبت کن، اما من خودم در کجا فرصتی برای گفتن دارم، تو چگونه میخواهی به حرف من گوش بدهی؟
به خدا، گر بودت هیچ زیان گر نفسیقصهٔ اوحدی از بهر خدا گوش کنی
هوش مصنوعی: بیتردید، اگر ذرهای ضرر هم به تو برسد، ارزشش را دارد که فقط برای خدا قصهٔ اوحدی را گوش کنی.