غزل شمارهٔ ۸۵۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان مفاهیم عمیق زندگی و انسانیت میپردازد. او اشاره میکند که در دنیای انسانها حس همدردی و محبت کمرنگ است و همواره مشکلات و دشواریها بر سر راه روابط انسانی قرار دارد. شاعر بر این نکته تأکید میکند که لذتهای واقعی و جمال زندگی به سادگی قابل تشخیص نیستند و انسانها در درک آن به مشکل میخورند. او همچنین از گذر زندگی و عمر میگوید و به اهمیت ارزشمند شمردن زندگی تأکید میکند و ضمن دعوت به در نظر گرفتن زیباییها و لذتهای آن، هشدار میدهد که از دست رفتن زمان غیرقابل بازگشت است.
از مردم این مرحله دلساز نبینیدر طارم این قبه هم آواز نبینی
هوش مصنوعی: در این دنیا، در این سطح از احساسات و ارتباطات، به سختی میتوانی کسی را پیدا کنی که بتواند دل کسی را شاد کند یا همراهی همدل باشد.
تا کی زن و فرزند و برادر؟ که ازین قومجز خانه برو خانه برانداز نبینی
هوش مصنوعی: تا کی باید درگیر مسائل خانوادگی و روابط با برادران باشی؟ زیرا از این افراد هیچ چیزی جز آزار و نابودی خانهها را نمیبینی.
زان عالم و از لذت آن چاشنیی جویسهلست گر آن نعمت و آن ناز نبینی
هوش مصنوعی: از آن دنیای دلپذیر و لذتهایش به راحتی میتوان بهرهبرداری کرد، البته به شرطی که آن نعمت و لذتی را که دارد، نادیده نگیری.
فردا اگر از کلی احوال بپرسندآن روز کسی را تو سرافراز نبینی
هوش مصنوعی: اگر روزی از اوضاع کلی مردم بپرسند، در آن روز کسی را نخواهی یافت که افتخار کند یا سربلند باشد.
رازیست درین جنبش و آرام،ولیکنترسم که تو خود نیک درین راز نبینی
هوش مصنوعی: در این حرکت و سکون، رازی وجود دارد، اما میترسم که تو خود نتوانی به خوبی این راز را درک کنی.
کاری بکن، ای خواجه، که این صورت زیباپیوسته برین صورت و این ساز نبینی
هوش مصنوعی: ای خواجه، کاری کن که این زیبایی همیشگی باشد و این ساز را هرگز نشنوی.
ای اوحدی ، این عمر به افسوس مکن خرجکین عمر چو بگذشت دگر باز نبینی
هوش مصنوعی: ای اوحدی، در این عمر، حیف است که به غصهها و کینهها بگذرانیش. زیرا وقتی که این عمر گذشت، دیگر نمیتوانی آن را دوباره مشاهده کنی.