قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱ - وله علیه الرحمه
هوش مصنوعی: این شعر به نوعی هشدار به انسان درباره دلبستگی به دنیا و امور فانی است. شاعر ابتدا به شخصی میگوید که دلش را به این زندگی کوتاه و بیثبات نبندد، زیرا این دنیا دائماً در حال تغییر و فساد است. او به یادآوری میپردازد که حتی اگر دلش از بلاها بترسد، باید ببیند که چگونه با نگاه به لذات دنیا به دام میافتد.
شاعر به تبعات قطع ارتباط با خدا و عدم توجه به زوال دنیا اشاره میکند و از یادگارهای بزرگ تاریخ یاد میکند تا نشان دهد که هیچچیز در دنیا پایدار نیست. همچنین به توصیف عاقبت کسانی میپردازد که به دنیا وابستهاند و از روزگار غافلند. او از فرد میخواهد که از آزمایشهای دنیا عبرت بگیرد و بدانند که زندگی نهایتی دارد و برای نام نیک در آینده باید کارهای نیک انجام دهد.
در نهایت، شاعر به این نکته میپردازد که اگرچه انسانها در زندگی خود به هنر و زیبایی میبالند، اما در نهایت آنچه از آنان میماند اعمال نیکو و یاد نیک است، نه داراییهای مادی. پیام اصلی شعر این است که باید از زندگی فانی و دلبستگی به آن دوری کرد و به کارهای نیک پرداخت.
نگفتمت که: منه دل برین خراب آباد؟که بر کف تو نخواهد شد این خراب آباد
هوش مصنوعی: من به تو نگفتم که دل خود را به این مکان ویران بسپارم؟ زیرا این ویرانسرا هرگز در دستان تو قرار نخواهد گرفت.
دلت ز دام بلا گرچه میرمید، ببینکه: هم به دانه نظر کرد و هم به دام افتاد
هوش مصنوعی: اگرچه دل تو از مشکلات و خطرها میترسد، اما به یاد داشته باش که گاهی اوقات هم به چیزهای زیبا و جذاب نگاه میکنی و هم در دام و تلهای گرفتار میشوی.
به خانه ساختنت میل بود و میگفتم:نگاه دار، که بر سیل مینهی بنیاد
هوش مصنوعی: میخواستم خانهای بسازم و به تو میگفتم که احتیاط کن، زیرا پایهات را بر روی سیل قرار میدهی.
چنان شدی تو که مستان به دوش بردندتکه کس ز جام غرور زمانه مست مباد!
هوش مصنوعی: تو چنان به حالتی درآمدی که مانند مستان بر دوش دیگران حمل شدی؛ پس مراقب باش که هیچکس از شراب فریبکارانهی دنیا دیوانه نشود!
تو میروی و جهان از پیتو میگویدکه: خواجه هیچ ندارد، که هیچ نفرستاد
هوش مصنوعی: تو میروی و دیگران دربارهات میگویند که همه چیز را از دست دادهای و هیچچیزی برایت باقی نمانده است.
به چوب سرو ترا تخت بند کرد اجلبه جرم آنکه شبی رفتهای چو سرو آزاد
هوش مصنوعی: خدای مرگ تو را به خاطر آنکه شبی مانند سرو آزاد رفتهای، به چوب سرو بست.
ز مکنت تو هم امروز بهره خواهد ساختهمان کسی که ز بهر تو میکند فریاد
هوش مصنوعی: امروز کسی که برای تو داد و فریاد میزند، از ثروت و امکانات تو بهرهمند خواهد شد.
تو یاد کن ز خدای خود اندرین ساعتکه ساعت دگرت هیچ کس نیارد یاد
هوش مصنوعی: در این لحظه، به یاد خدا باش؛ زیرا در هیچ زمانی دیگر، هیچکس نمیتواند تو را به یاد او بیاورد.
شگفت نیست جهان کز تو یادگار بماندکه یادگار فریدون و ایرجست و قباد
هوش مصنوعی: عجیب نیست که یادگاری از تو در این دنیا باقی بماند، چرا که یادگارهای فریدون و ایرج و قباد نیز هنوز وجود دارند.
هزاربار خرد با تو بیش گفت که: دلبه حب این وطن عاریت نباید داد
هوش مصنوعی: هزاران بار عقل به تو میگوید که نباید دل خود را به عشق این کشور قرض بدهی.
دریغم آید از آن هوشمند دوراندیشکه بیوفایی دوران بدید و دل بنهاد
هوش مصنوعی: من ناراحتم از آن انسان باهوش و دوراندیش که به بیوفایی زمانه نگاه کرد و باز هم دل به آن سپرد.
هر آن بصیر که سر جهان ببیند بازچه آن بصیر برمن، چه کور مادرزاد؟
هوش مصنوعی: هر کسی که بتواند به درستی جهان را ببیند، مهم نیست که آن فرد چه دیدگاهی دارد یا چقدر از حقیقت باخبر است؛ این موضوع به من ربطی ندارد.
به مردگان نظر عبرتی کن، ای زندهکه معتبر شمرند این دقیقه مردم راد
هوش مصنوعی: به مردگان نگاه کن و از آنها درس عبرت بگیر، ای زنده! زیرا آنان در این لحظه نیز به حساب میآیند و باید به ارزش زندگی فکر کرد.
ز خاکدان فنا هیچ آبروی مجویکزین هوس تو به آتش روی و عمر به باد
هوش مصنوعی: از دنیای فانی چیزی به دست نخواهی آورد، چرا که آرزوهای تو میتواند به آتش تبدیل شود و عمر تو را نیز به هدر دهد.
به حرص بر دل خود نقش زرمکن شیرینکه آخر از غم شیرین هلاک شد فرهاد
هوش مصنوعی: به خاطر حرص و طمع، قلبت را درگیر زرق و برق نکن، زیرا فرهاد به خاطر عشق و غمی که داشت، در نهایت نابود شد.
گشاده کن به کرم دست خود، که در گیتیکلید گنج الهی گشایشست و گشاد
هوش مصنوعی: دست خود را به روی دیگران بگشا و با نیکی و generosity، چرا که در این دنیا تنها راهحل حقیقی برای دسترسی به ثروت و نعمتهای الهی، بخشندگی و generosity است.
بداد و دادهٔ او شاد باش و شور مکنکه هرچه او دهد آن جمله عدل باشد و داد
هوش مصنوعی: از نعمتها و بخششهای او شاد باش و دلشوره نداشته باش، زیرا هرچه او به تو عطا کند، همهاش بر اساس عدل و انصاف خواهد بود.
کنون به کار خود استادگی نمای، ار نهچو مرگ دست برآرد، نمیتوان استاد
هوش مصنوعی: اکنون در کارهای خود ثابت قدم باش، وگرنه اگر به بیتوجهی بگذرانید، مانند مرگ، از دست خواهید رفت و دیگر نمیتوانید به موفقیت برسید.
سر از قلادهٔ آموختن مپیچ و بدانکه دیگران هم از آموختن شدند استاد
هوش مصنوعی: از تلاش و یادگیری غافل نشو و بدان که دیگران هم با یادگیری به مهارتهای بالا رسیدند.
یقین بدان که: تو هم زین جهان بخواهی رفتاگر به هفت رسد سال عمر و گر هفتاد
هوش مصنوعی: هرکس باید بداند که سرانجام از این دنیا خواهد رفت، چه سال عمرش به هفت برسد و چه به هفتاد.
ضرورتست که: بنیادهای نیک نهندبرای نام ابد مردمان نیک نهاد
هوش مصنوعی: برای حفظ یاد و نام نیک انسانهای شایسته، ضرورت دارد که اصول و پایههای درستی بر اساس نیکاندیشی و خوبیها بنا شود.
مرا چنین که تو بینی: به چند گونه هنراگر ز سیم و زرم بهره نیست، عمر تو باد
هوش مصنوعی: من را چنین که هستم ببین: حتی اگر از زیبایی و ثروت محروم باشم، امیدوارم عمرت طولانی باشد.
ازین حدیث روانم بسی، که بعد از منکسی نگوید: کای اوحدی، روانت باد!
هوش مصنوعی: این جمله بیانگر این است که آدمی از یک داستان یا داستانهای بسیاری تاثیر گرفته و نگران است که بعد از او، کسی به یادش نیفتد و برایش دعا نکند. به عبارتی، او دوست دارد که یادش در دلها باقی بماند و دیگران برایش آرزوی سلامتی کنند.