قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴ - وله نورالله قبره
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به تأمل در مورد گذر عمر و بیهودهگیهای زندگی میپردازد. او به دل شکسته خود میگوید که باید برای روزهای از دست رفته چارهای بیندیشد و گریههای بیفایده در شبهای تار را کنار بگذارد. موضوعاتی چون ترس از روز قیامت، خجالت در برابر کردارهای نادرست و اهمیت عمل خوب در زندگی مورد تأکید قرار میگیرد. شاعر به لزوم یادآوری نعمتهای خداوند، تلاش برای انجام کارهای نیک و فراموش نکردن خالق اشاره میکند. او نهایتاً بر این نکته تأکید دارد که سعادت تنها با تلاش و عمل به دست میآید و یادآوری خداوند باید همیشه در ذهن انسان باشد.
عمر گذشت، ای دل شکسته، چه داری؟چارهٔ کاری نمیکنی، به چه کاری؟
هوش مصنوعی: عمر تو به سرعت میگذرد، ای دل غمگین، چه چیزی داری که به آن امید ببندی؟ چرا چارهای برای خود نمیاندیشی و درگیر چه مسالهای هستی؟
روز بیهوده صرف کردهای، اکنونگریهٔ بیهوده چیست در شب تاری؟
هوش مصنوعی: تو در طول روز وقتت را هدر دادهای، حالا چرا در این شب تاریک به بیفایده گریه میکنی؟
آنچه ز عمر تو فوت گشت ز روزیرو، که به عمری قضای آن نگزاری
هوش مصنوعی: آنچه از عمرت گذشته و از روزهایت فوت شده، زمانی است که به خاطر عمری که داری نمیتوانی جبران کنی.
بس که خجالت بری به روز قیامتگر ورق کردههای خود بشماری
هوش مصنوعی: اگر بخواهی به روز قیامت حساب کارهای خود را بررسی کنی، به اندازهای که خجالتزده خواهی شد که نمیتوانی تعداد خطاهایت را بشماری.
آب و زمینی چنین و قوت بازوعذر چه گویی که هیچ تخم نکاری؟
هوش مصنوعی: آب و زمین در کنار هم هستند و تو هم توانایی و قدرت بدنی داری؛ پس چه دلیلی برای شکایت یا عذرخواهی وجود دارد وقتی که هیچ تلاشی برای کاشتن و عمل نکردهای؟
چارهٔ پیری کن ای نفس، که جوانیراه به منزل بر، آن زمان که سواری
هوش مصنوعی: ای نفس، برای پیری چارهای بیندیش، زیرا جوانی راهی به خانه دارد، زمانی که هنوز به سوارکاری نیاز نیست.
ای که گذر میکنی به کوی عزیزانبر سر گور تو بگذرند به خواری
هوش مصنوعی: ای کسی که از کنار رفیقانم عبور میکنی، امیدوارم که در کنار قبر من با بیاحترامی عبور نکنی.
بس که برین باره کوه و دشت که بینیابر زمستان گذشت و باد بهاری
هوش مصنوعی: به حدی که در این زمین کوه و دشت را میبینی، فصل زمستان با ابرهایش گذشت و باد بهاری جای آن را گرفت.
حجرهٔ دل را سیاه کرده ز ظلمتخانهٔ گل را چه میکنی که نگاری؟
هوش مصنوعی: دل من را تاریکی پر کرده و خانهٔ گلی هم در آن وجود ندارد، تو چه نقشی در این وضعیت داری؟
این همه جهلست، ورنه کوه نمیکردعهدهٔ عهد امانتی که تو داری
هوش مصنوعی: این همه نادانی و ناآگاهی است، وگرنه کوه نمیتوانست بار امانتی که تو به دوش داری را بر عهده بگیرد.
زان همه کالای قیمتی به قیامتیک دو سه با خویش جهد کن، که بیاری
هوش مصنوعی: از تمام داراییهای باارزش خود در دنیا، در روز قیامت فقط چند چیز مهم همراهت خواهد بود، پس سعی کن که آنها را به دست آوری.
نقد خود اینجا تمام کن، که بسوزیبر سر آن آتش، ار تمام عیاری
هوش مصنوعی: نقد و بررسی خود را در اینجا به پایان برسان، زیرا اگر بر سر آن آتش بسوزی، هر چقدر هم که باهوش باشی، فایدهای نخواهد داشت.
هرچه مرا عقل گفت، با تو بگفتمتا تو ز من بشنوی و در عمل آری
هوش مصنوعی: هرچیزی که عقل به من گفت، با تو در میان گذاشتم تا تو از من بشنوی و آن را در عمل به کار ببندی.
گفتهٔ من فرق کن ز گفتهٔ دیگرلعل بدخشی شناس و مشک تتاری
هوش مصنوعی: سخن من را از دیگران تمییز بده، زیرا من مانند لعل بدخشی هستم که درخشش خاصی دارد و مانند مشک تتاری بوی معطر و دلنشینی را تولید میکند.
دور ز اقوال نیک نیست زبانمگرچه ز افعال خوب فردم و عاری
هوش مصنوعی: هرچند که سخنانم نیکو نیست، اما اعمال من خوب و دور از نیکیهاست.
معترفم من که: هیچ کار نکردمجز ورق خود سیه به شیفته کاری
هوش مصنوعی: من اعتراف میکنم که هیچ کاری نکردم جز اینکه خودم را در عشق به دیگران غرق کردهام.
اوحدی، آنجا که بار راه گشاینداهل بضاعت، جز آب دیده چه باری؟
هوش مصنوعی: در جایی که افراد توانمند میتوانند مشکلات را حل کنند، چه باری میتواند از اشک و غم انسان حاصل شود؟
کار سعادت به زور نیست، مگر تودر کنف مسکنت گریزی و زاری
هوش مصنوعی: خوشبختی و سعادت به اجبار به دست نمیآید، مگر اینکه تو از بیچارگی و ناله فرار کنی و خود را از آن وضعیت نجات دهی.
یاری از آن درطلب، که هرکه بیفتاداز در او یافت زورمندی و یاری
هوش مصنوعی: از کسی کمک بخواه که همواره در سختیها و مشکلات، یاری و قدرت را به همه میدهد.
آنکه ترا یک نفس فرو نگذاردجهل بود، گر ز خاطرش بگذاری
هوش مصنوعی: اگر کسی هرگز تو را ترک نکند و همیشه در فکر تو باشد، نشانه نادانی اوست، حتی اگر از یادش بروی.
باری ازو یاد کن، که اوست به هرحالخالق و رزاق وحی و قادر و باری
هوش مصنوعی: به یاد او باش، زیرا او خالق، روزیدهنده، فرستنده وحی و تواناست.