تناجی
اوحدی مراغه‌ای

بخش ۴۵ - شنیدن عاشق سخن معشوق را

به زودی قاصدی این نامه چون بادبیاورد و بدان آشفته دل داد
چو عاشق دید کار خویش مشکلبه زاری با دل خود گفت: کای دل
مشو در بند او کز مهر دورستنمی‌خواهد ترا، آخر نه زورست