بخش ۱۶ - در طامات
هوش مصنوعی: در این شعر شاعر به درد و رنجی که در زندگی احساس میکند، میپردازد و از ساقی (نوشیدنیساز) میخواهد که خوشحالی و تسکین را برای او بیاورد. او به این نکته اشاره میکند که در زمانهای که دوستانش از او دور شدهاند، بهتر است که خود را با می و شراب مشغول کند تا از درد دل رهایی یابد. شاعر به این نتیجه میرسد که در روز مرگ، بهتر است به جای غم و اندوه، جامی در دست داشته باشد و با آن به استقبال مرگ برود. این اشعار به نوعی دعوت به شاد زیستن و غفلت از دردها و مشکلات زندگی است.
ساقی ار صاف نیست، زان دردیقدحی ده، که خواب من بردی
هوش مصنوعی: ای ساقی، اگر نوشیدنیات صاف نیست، یک جرعه به من بده تا از دردی که خوابم را ربوده، آرامش پیدا کنم.
نیست صافی، مهل که جوش کنمجام دردم بده، که نوش کنم
هوش مصنوعی: هیچ چیز صاف و بینقصی وجود ندارد. صبر کن تا من داغی و جوش دردهایم را بیان کنم و سپس لیوانی از دردهایم به من بده که بنوشم.
صف پیشینه صافها خوردنددرد دردی به من رها کردند
هوش مصنوعی: در صفی که برای صاف کردن دلها بودند، درد و رنجی برای خودم برداشتند و من را به حال خود رها کردند.
درد دل را به درد بنشانمدرد بهتر که درد برجانم
هوش مصنوعی: اگر بخواهم درد و دل خود را با کسی در میان بگذارم، بهتر است که این درد را در دل نگهدارم تا اینکه بخواهم کسی را با آن آزار دهم.
اقتضای زمان ما اینستچه توان کرد ؟ از آن ما اینست
هوش مصنوعی: زمانه ما به گونهای است که نمیتوانیم کاری از پیش ببریم. آنچه از آن ماست، همین است.
گر چه آن دوستان ز دست شدندخنک آنان که زود مست شدند!
هوش مصنوعی: با اینکه دوستان از دست رفتند، خوشا به حال کسانی که زود به شوق و شیدایی رسیدند!
دلم از جان خویش سیر آمددور او بیش ده، که دیر آمد
هوش مصنوعی: دل من از عشق دوری او خسته و خالی است، هرچقدر هم او به تأخیر بیفتد، بیشتر از این نمیتوانم تحمل کنم.
مست بگذار در بیابانششب چو بیگه شود بخوابانش
هوش مصنوعی: در بیابان هنگامی که شب میشود، او را سرشار از نوشی نشان بگذار و وقتی صبح میرسد، بگذار آرام بخوابد.
جایش این به که جای خوابی هستور خمارش کند شرابی هست
هوش مصنوعی: جای آن است که خوابگاه باشد، اگر هم خواب آلودگی وجود داشته باشد، نوشیدنیای نیز برایش هست.
روز مرگ ار به حال بد باشمبده این جام، تا به خود باشم
هوش مصنوعی: اگر روز مرگم در حال ناخوشی باشم، این جام را به من بدهید تا به خودم بیایم.
چون اجل در کشد به خود تنگمبنه این جام بر سر سنگم
هوش مصنوعی: زمانی که مرگ به سراغم بیاید، این جام را بر روی سنگ بگذارید.
تا چو آید دل از دهان بر لبجام بر کف رویم و جان بر لب
هوش مصنوعی: زمانی که دل از سینهام بیرون بیفتد و به آخرین لحظات زندگی نزدیک شوم، من با در دست داشتن جامی، روی به زندگی خواهم آورد.