بخش ۳۶ - در باب ظلمه و ظلم
هوش مصنوعی: این شعر به نقد ظلم و تأکید بر اهمیت عدالت میپردازد. شاعر میگوید که ظلم موجب ویرانی و نابودی ظالم خواهد شد. او به روشنایی عدالت اشاره میکند که میتواند تاریکی ظلم را روشن کند. همچنین، به عواقب ظلم در جامعه و آسیبهایی که به مردم بیگناه میزند، اشاره میشود.
شاعر بر این باور است که اگر عدالت در حکومت حاکم باشد، مردم در امنیت خواهند بود و در غیر این صورت، فساد و ناامنی حاکم میشود. او از حاکمان میخواهد که به جای ظلم، به عدل و انصاف روی آورند. در پایان، شاعر تأکید میکند که افراد باید بر نفس خویش مسلط باشند تا بتوانند به درستی سلطنت کنند و از قدرت خود در جهت خوبی استفاده کنند.
ظلمت ظلم تیره دارد راهعدل باید جناح و قلب سپاه
هوش مصنوعی: در تاریکی ظلم، مسیر عدالت به وضوح وجود ندارد و برای رسیدن به آن نیاز است که هم دل و هم تلاش فراوانی به کار گرفته شود.
خانهٔ ظالمان نه دیر، که زودبه فضیحت خراب خواهد بود
هوش مصنوعی: سَرنوشتِ کسانی که به ظلم و ستم زندگی میکنند، به زودی به شرمندگی و نابودی خواهد انجامید.
دود دل خانه سوز ظالم بسبد کنش را همان مظالم بس
هوش مصنوعی: دود دل، به معنای ناراحتی و اندوهی که در دل فرد است، باعث ویرانی و بیرحمی میشود. کسانی که ظلم میکنند، باید بدانند که نتیجه اعمال آنها بسیار بد خواهد بود و در نهایت خودشان متضرر خواهند شد.
ظلم تاریک و دل سیه کندتعدل رخشندهتر ز مه کندت
هوش مصنوعی: ستم و ظلم، دل انسان را تیره و تار میکند، اما عدالت مانند نوری درخشان، دل را روشن و شاداب میسازد.
مرد را ظلم بیخ کن باشدعدل و دادش حصار تن باشد
هوش مصنوعی: مرد باید از ظلم و ستم دوری کند تا بتواند با عدالت و انصاف زندگی کند و این اخلاق نیکو باید در وجود او ریشه دوانده باشد.
چه جنایت بتر که خون خوردن؟وانگه از حلق هر زبون خوردن
هوش مصنوعی: کدام جنایت بدتر از این است که خون انسان ریخته شود؟ و سپس از زبان هر کس به ناحق سخن گفته شود؟
نیست در بیخ دولت اینانتبری چون دعای مسکینان
هوش مصنوعی: در ریشه و اساس این حکومت، هیچ چیزی مانند دعای نیازمندان، قدرتی برای تغییر وضعیت ندارد.
تو نترسی که باغ سازی و تیمخرج آن جمله از خراج یتیم؟
هوش مصنوعی: نگران نباش که برای ساختن باغ و هزینههای آن، همه چیز از درآمد یتیمان تأمین میشود.
باغ خود را نچیده گل بیوهبرده سرهنگ هیزم و میوه
هوش مصنوعی: باغ خود را که پر از گلهای زیبا و معطر است، رها کرده و به سراغ هیزم و میوهای رفتهام که متعلق به شخص دیگری است.
شب تاریک دوک رشتن اوروز نانی به خون سرشتن او
هوش مصنوعی: در شب تاریک، او با کار و تلاش خود نخ میریسد و در روز با زحمت خود نانی به دست میآورد که نتیجهی خون جگرش است.
وانگهی ظالمی چنین در پیتیغ دفع بدان تویی،یا حی
هوش مصنوعی: سپس، اینطور است که ظالمی در پی تلاشی برای مقابله با توست، یا ای زنده.
پیرهزن نیمشب که آه کندروی هفت آسمان سیاه کند
هوش مصنوعی: پیرهزنی که در نیمههای شب آه و ناله میکند، به قدری صدای او طاقتفرساست که انگار بر روی آسمان تاریک اثر میگذارد و آن را تاریکتر میکند.
وای بر خفتگان خونخواران!ز آفت سیل چشم بیداران
هوش مصنوعی: آه از خواب رفتگان پرخاشگر! به خاطر طوفان اشک بیدارها.
بس که دیدم دعای پیرزنانکه فرو ریخت خون تیرزنان!
هوش مصنوعی: به قدری مشاهده کردم که دعاهای زنان سالخورده به طور ناگهانی و بینتیجه به سرنوشت بدی انجامید و به جای نیکی، سرانجام خونریزی و خشونت به بار آورد.
گر به یک حبه ظلم ورزی توبه حقیقت جوی نیرزی تو
هوش مصنوعی: اگر بر کسی ظلم کنی، حتی اگر کمی باشد، در واقع به حقیقت و راستی آسیب میزنی.
از تو گر دیدهای پر آب شودملکت از سیل آن خراب شود
هوش مصنوعی: اگر چشمت پر از اشک شود، سرزمینت از طوفان و سیل نابود خواهد شد.
مهل، ای خواجه، کین زبونگیرانشهر وارون کنند و ده ویران
هوش مصنوعی: ای آقا، کمی صبر کن، زیرا افرادی که زبون و ضعیف هستند، در شهر اوضاع را به هم ریخته و ده را خراب میکنند.
چو ضرورت شود معاون کارملک خود را به عادلان بسپار
هوش مصنوعی: زمانی که به کمک نیاز داری، کارهای کشور خود را به دست افرادی شایسته و عادل بسپار.
چه کنی بر قلم زنان دغلتکیه بر عقد ملک داری و حل؟
هوش مصنوعی: تو چه میکنی وقتی کسانی که در نوشتن دروغ میگویند، بر دعوی سلطنت و حق مالکیت تکیه میکنند و در واقع هیچ چیزی را حل نمیکنند؟
قلمی راست کرده در پس گوشچشم بر خردهٔ کسان چون موش
هوش مصنوعی: قلمی در دست گرفتهام و در گوشهی چشمانم به زخمها و مشکلات دیگران نگاه میکنم، مانند موشی که به دقت به جزئیات توجه دارد.
حلق درویش را بریده به کلکمال و ملکش کشیده اندر سلک
هوش مصنوعی: حلقهی گردن درویش را قطع کرده و او را به خاطر مال و ثروتش به زنجیر گرفتار کردهاند.
نشناسد که: کردگارش کیست؟نه بداند که: اصل کارش چیست؟
هوش مصنوعی: کسی که نمیداند خالق او چه کسی است و نمیفهمد که هدف و اصل وجودش چیست، در حقیقت خودش را نمیشناسد.
علم دانستن فقیر و نقیرعلم ازردن یتیم و صغیر
هوش مصنوعی: دانش و آگاهی تنها مختص افراد ثروتمند نیست و کسی که به این علم دست پیدا کند، باید همیشه به یاد داشته باشد که آن را برای کمک به افراد نیازمند و ضعیف به کار بگیرد.
گر ترا تیغ حکم در مشتستشحنه کش باش دزد خود کشتست
هوش مصنوعی: اگر تو در دستت ابزار قدرت و قانون را داری، باید شجاعت داشته باشی و به وظیفهات عمل کنی، وگرنه خودت به بیراهه رفتی و به خود آسیب میزنی.
دزد را شحنه راه رخت نمودکشتن دزد بیگناه چه سود؟
هوش مصنوعی: دزد را شغلش را شغلش خاتمه داد و او را کشت، اما کشتن دزد بیگناه چه فایدهای دارد؟
دزد با شحنه چون شریک بودکوچها را عسس چریک بود
هوش مصنوعی: وقتی دزد و نگهبان در یک تیم باشند، هیچکس نمیتواند به کارها و فعالیتهای آنها شک کند.
چون سیاست نباشد اندر شهرندرخشد سنان و خنجر قهر
هوش مصنوعی: زمانی که در جامعهای سیاست و تدبیر وجود نداشته باشد، نشانههای قدرت و انتقام نیز در آن جامعه نمود نخواهد داشت.
نیم شب کرد بر کریوه روددزد بر بام طفل و بیوه رود
هوش مصنوعی: نیمهشب، دزدی بر روی بام خانهای در کنار رودخانه، به سراغ یک کودک و زنی بیوه میرود.
همه مارند و مور،میر کجاست؟مزد گیرنده، دزدگیر کجاست؟
هوش مصنوعی: در اینجا به این نکته اشاره میشود که همه در تلاش هستند و در حال فعالیتاند، اما آن کسی که باید مسئولیت و پاداش را بگیرد، کجاست؟ به عبارتی دیگر، کسانی که مشغول کار هستند، اما کسی که باید مراقب و نگهبان این فعالیتها باشد، غایب است.
راه زد کاروان و ده را کردشحنهٔ شهر مال هر دو ببرد
هوش مصنوعی: کاروان در میانهی راه دچار مشکل شد و درنتیجه، دهکده را به نوعی نیروی محافظ شهر تبدیل کرد، در حالی که تمام داراییهای هر دو را به غنیمت برد.
بر حرامی چو شحنه شد خندانبه حرم دان فرو برد دندان
هوش مصنوعی: وقتی آن درندهخو به حرم میرسد، با نیشی خندان و شیطنتآمیز، به چنگال خود میزند.
چون کمان رئیس شد بیزهنتوان خفت ایمن اندر ده
هوش مصنوعی: وقتی که رئیس مانند کمانی بدون زه باشد، نمیتوان با آرامش و امنیت در دهکده خوابید.
شهر وقتی که بیعسس باشدچین ابروی شحنه بس باشد
هوش مصنوعی: زمانی که یک شهر بدون نگهبان و نظم باشد، تنها یک التیام کوچک مانند زیبایی ابروهای یک مأمور میتواند کافی باشد تا همه چیز را تحت کنترل درآورد.
تیغ حاکم حصار شهر بودداروی درد فتنه قهر بود
هوش مصنوعی: تیغ حاکم، مانند دیواری است که دور شهر را احاطه کرده و نشانهای از قدرت اوست، در حالی که درگیریها و مشکلاتی که در جامعه وجود دارد، ناشی از خشمی است که در دلها وجود دارد.
سر دزدان که میوهٔ دارستبر تن آسوده پارهٔ کارست
هوش مصنوعی: سر دزدان که میوهٔ دارست بر تن آسوده پارهٔ کارست به این معناست که کسانی که میوهای را به دست آوردهاند، از سرقت آن خوشحال و بیدغدغه هستند و برای آن کار زحمت کشیدهاند. به عبارتی، آنها به راحتی از نتیجهی زحمات خود بهرهمند میشوند.
دزد را جای بر درخت بهستپاسبان را نظر به رخت بهست
هوش مصنوعی: دزد را باید در شاخههای درخت جستجو کرد و پاسبان باید به نوع و شکل ظاهری او توجه کند.
بتو معمور دادهاند این ملکبه خرابی مهل، که گیرد کلک
هوش مصنوعی: به تو این سرزمین را به ویرانی سپردهاند، تا اینکه قلم تو بتواند آن را تحت تأثیر قرار دهد.
تا رخ این زمین نخاری توبجز از خار و خس چکاری تو؟
هوش مصنوعی: آیا تو جز در این دنیای بیارزش و پر از مشکلات کار دیگری هم داری؟
گر نه این میوهها به بار آیدباغ را از کلم چه کار آید؟
هوش مصنوعی: اگر این میوهها به ثمر نرسند، پس باغ چه سودی دارد که فقط کلم در آن رشد کند؟
همه اندر تراش چون تیشهکی بماند درخت این بیشه،
هوش مصنوعی: همه افرادی که در حال تلاش و کوشش هستند، مانند تیشهای هستند که بر روی درختان این جنگل کار میکنند. یعنی فشار و تلاش بیپایان نمیتواند درختی را برای همیشه از بین ببرد.
گوشت دهقان به هر دو ماه خوردمرغ بریان چریک شاه خورد
هوش مصنوعی: اینجا به تفاوت سطح معیشت و زندگی مردم اشاره شده است. در اینجا گفته میشود که کشاورز باید به سختی زندگی کند و تنها به شکل محدود غذایی تهیه کند، در حالی که طبق انتظار، دیگران مانند شاه به راحتی و با لذت از غذاهای خوشمزه و لذیذ بهرهمند میشوند. این بیانگر نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی است که در زندگی انسانها وجود دارد.
دست دهقان چو چرم رفته ز کارده خدا دست نرم برده که: آر
هوش مصنوعی: دست کشاورز که کارش به پوستین رفته، خداوند با دستی نرم بر او لطف میکند و میگوید: "بیا".
دو سه درویش رفته در درهپی گوساله و بز و بره
هوش مصنوعی: چند درویش به دنبال گوساله و بز و بره وارد دره شدهاند.
شب فغانی که: گرگ میش بردروز آهی که؟ دزد خیش برد
هوش مصنوعی: در شب صدای بلندی میآید که در آن گرگ گوسفندها را میبرد و در روز، کسی دزدکی ابزار زراعتش را میبرد.
تو پر از باد کرده پشم بروتکه کی آرد شبان پنیر و قروت؟
هوش مصنوعی: شما آنقدر خود را بزرگ کردهاید که دیگر از واقعیت دور شدهاید، در حالی که کسی نیست که شبانه برایتان غذای خوب بیاورد.
ای که بر قهر دیگران کوشیبهر خود گاو دیگران دوشی
هوش مصنوعی: ای کسی که برای انتقام از دیگران تلاش میکنی، به خاطر منافع خود از کارهای آنها استفاده میکنی.
هیچ در قهر خود نخواهی شدحاکم شهر خود نخواهی شد
هوش مصنوعی: اگر در خشم و قهر خود باقی بمانی، هرگز نمیتوانی بر زندگی و محیط خود تسلط پیدا کنی.
هر که بر نفس خود مسلط نیستنیست سلطان و اندرین خط نیست
هوش مصنوعی: هر کسی که بر نفس و خواستههای خود تسلط نداشته باشد، نمیتواند سلطنت و قدرت واقعی داشته باشد و در این مسیر، هیچ موفقیتی نخواهد داشت.
پادشاهی نگاه داشتنستدیده و دل به راه داشتنست
هوش مصنوعی: حاکم بودن به این است که هم چشم و هم دل را از حقایق بپاییم و به درستی و درایت زندگی کنیم.
اندرین تن، که ملک خاص تواستگر تو شاهی کنی، خلاص تواست
هوش مصنوعی: در این بدن که متعلق به توست، اگر تو بخواهی، میتوانی از آن آزاد شوی.
شاهی تن ز اعتدال بودبه طلب کردن کمال بود
هوش مصنوعی: سلطنت به تعادل جسم وابسته است و رسیدن به کمال نیز در جستجو و تلاش برای آن میسر میشود.
کردن او را به شرع و عقل دوانپسندیدن آنچه نیست روا
هوش مصنوعی: او را با اصول دین و خرد سازگار میدانم، اما نمیپذیرم چیزی را که درست نیست.
اندرین شوکت و جوانی خودشیر مردی و پهلوانی خود
هوش مصنوعی: در این دوران پر از شوکت و جوانی، شجاعت و مردانگی خود را نشان بده.
بر وجود خود ار ظفر یابییا خود این روز رفته دریابی
هوش مصنوعی: اگر بر موفقیت خود پی ببری یا به خوبی این روزهای گذشته را درک کنی، میتوانی به ارزش واقعی وجود خود پی ببری.
زندهٔ جاودانه باشی توشیر مرد زمانه باشی تو
هوش مصنوعی: اگر همیشه و به صورت پایدار زندگی کنی، در واقع تو یک قهرمان و شخص برجسته این دوران خواهی بود.
گر چه ترشست و تلخ گفتن حقشوربختیست هم نهفتن حق
هوش مصنوعی: هرچند که بیان حقیقت ممکن است تلخ و ناخوشایند باشد، اما پنهان کردن آن به مراتب بدتر از گفتن است.
سخن ار دل شکن نباشد و سخترهنمایی کجا کند سوی بخت؟
هوش مصنوعی: اگر سخن دلنواز و لطیف نباشد، چگونه میتواند به خوبی راهنمایی کند و انسان را به سوی خوشبختی هدایت کند؟
هر چه گفتم اگر نگیری یادروز ما بگذرد، شبت خوش باد
هوش مصنوعی: هر چه من بگویم و تو متوجه نشوی، روزهای ما خواهد گذشت. امیدوارم شب تو خوش باشد.