بخش ۵۳ - در شفقت بر زیر دستان
هوش مصنوعی: این شعر به بیان نصیحتی به خواجه یا سرپرست میپردازد که نباید بر غلامان خود ظلم کند و آنها را به زحمت بیندازد. شاعر تأکید میکند که روابط ما با یکدیگر، چه به عنوان کارفرما و چه به عنوان کارمند، باید بر اساس احترام و محبت باشد. او اشاره میکند که خواجه باید به جای سختگیری، به نیازهای غلامان خود توجه کند و آنها را مورد حمایت قرار دهد. در ادامه، شاعر بر اهمیت بخشش و رحمت تأکید کرده و هشدار میدهد که ظلم به دیگران در نهایت عواقب بدی دارد. همچنین بیان میشود که هیچ کس بالاتر از دیگری نیست و همه باید به هم با انصاف و احترام رفتار کنند. این شعر در نهایت به نوعی همدلی و انساندوستی اشاره دارد.
مکن، ای خواجه، بر غلامان جورکه بدین شکل و سان نماند دور
هوش مصنوعی: ای آقا، بر این بندگان ستم روا مدار، زیرا که این حالت و وضع در آینده پایدار نمیماند.
زور بر زیر دست خویش مکندل او را ز غصه ریش مکن
هوش مصنوعی: به کسانی که زیر دست تو هستند، زور نزن و به قلبشان آسیب نزن. نگذار آنها از غم و ناراحتی رنج ببرند.
که از آنجا تو را گماشتهاندبر سر این گروه داشتهاند
هوش مصنوعی: از آنجا که تو را برای رهبری این گروه انتخاب کردهاند، باید مسئولیتهای خود را به خوبی انجام دهی.
زان میان یک وکیل خرجی توهم غلام گلوی و فرجی تو
هوش مصنوعی: در این دنیا، یکی از شما وکیل است و شما هم مانند بردهای در خدمت او هستید و تلاش شما در زندگی برای نفع اوست.
بندهٔ خویش را مکن پر زجرتا همت بنده باشد و هم اجر
هوش مصنوعی: به بندگی خود سختی نده و او را آزار مکن، تا همت و تلاش او به ثمر برسد و از ثمرهی آن بهرهمند شوی.
میتوانش فروخت، گردونستکشتن او ز عقل بیرونست
هوش مصنوعی: میتوان آن را فروخت، زیرا این کار به عقل نمیرسد که بخواهد او را بکشد.
بنده را سیر دار و پوشیدهچون به کار تو هست کوشیده
هوش مصنوعی: من به خاطر تو تلاش کرده و خود را آمادہ کردهام، بنابراین مرا سیر کن و پنهان نگهدار.
جان دهد بنده، چون دهی نانشجان گرامی بود، مرنجانش
هوش مصنوعی: بنده جانش را فدای تو میکند، اگر به او نانی دهی. جان او ارزشمند است، پس او را آزرده نکن.
رزق بر اهل خانه تنگ مکنروزی او میدهد، تو جنگ مکن
هوش مصنوعی: به خانوادهات سخت نگیر، زیرا روزی آنها را خداوند میدهد، تو با آنها مقابله نکن.
در تو خاصیتی فزون باشدتا ترا دیگری زبون باشد
هوش مصنوعی: در تو ویژگی و فضیلتی وجود دارد که دیگران را در مقایسه با تو ناچیز و حقیر میکند.
بده و شکر آن فزونی کنالف او بس بود تو، نونی کن
هوش مصنوعی: بده و شکر را زیاد کن، چون الف تو به تنهایی کافی است، نانی هم تهیه کن.
گر تو خود را در آن میان بینینبری بهرهای، زیان بینی
هوش مصنوعی: اگر در میان کارها و زندگی خود، خود را نبینی و درک نکنی، نه تنها فایدهای نخواهی برد، بلکه آسیب هم خواهی دید.
شربتی در قدح نمیریزیکه به زهریش بر نیمیزی
هوش مصنوعی: نمیتوانی نوشیدنی را در لیوانی بریزی که خودت میدانی حاوی سم است.
ز تو با درد دل اناث و ذکوراین چنین سعی کی شود مشکور؟
هوش مصنوعی: از تو با همه درد و دل زن و مرد، چگونه میتوان این چنین تشکر و قدردانی کرد؟
مکن، ای دوست، گر نه هندوییجان شیرین بدین ترش رویی
هوش مصنوعی: دوست عزیز، اگر قرار است که تو به این رفتار تلخ ادامه دهی، من نمیتوانم زندگی شیرینم را به تو تقدیم کنم.
خویشتن را تو در حساب مگیربندگان را در احتساب مگیر
هوش مصنوعی: خودت را در محاسبات نیاور و حساب دیگران را نکن.
گر چه در آب و نانتند اینهابتو از حق امانتند اینها
هوش مصنوعی: اگرچه این چیزها در آب و نان تو هستند، اما اینها در حقیقت امانتهایی از سمت حق برای تو هستند.
جز یکی نیست مالک و بندههر دو را خواجه آفریننده
هوش مصنوعی: هیچکس جز خداوند مالک و بنده را نمیتواند ایجاد کند؛ او تنها خالق است که هم مالک و هم بنده را به وجود آورده است.
خواجگی جز خدای را نرسدآنچه سر کرد پای را نرسد
هوش مصنوعی: هیچکس به جز خدا نمیتواند آنچه را که پای انسان تجربه میکند، درک کند.
خواجگی گر به آدمی دادستبنده نیز آخر آدمی زادست
هوش مصنوعی: اگر انسان را مقام و بزرگی عطا کردهاند، باید بدانیم که برده نیز در نهایت از جنس انسان است.
نسبت هر دو با پدر چو یکیستاین دویی دیدن از برای شکیست
هوش مصنوعی: نسبت هر دو فرزند با پدر کاملاً مشابه است و وجود تفکیک و دوگانگی در این رابطه تنها به خاطر وجود تردید و شک است.
به ز فرزند بد غلامی نیککه بر آرد ز خواجه نامی نیک
هوش مصنوعی: بهتر است از یک غلام خوب فرزندی نیک بیافریند تا اینکه فرزند شرور یک شخص بزرگ و نامور باشد.
خواجه شاید که کم خلاص شودبنده ممکن بود که خاص شود
هوش مصنوعی: شاید آقا بتواند کمکی به بنده کند، اما ممکن است خود بنده به حالت خاصی درآیم.
گر به قسمت سخن تمام شودای بسا خواجه کو غلام شود
هوش مصنوعی: اگر قسمت و سرنوشت به پایان برسد، ممکن است کسی که مقام والایی دارد، به خدمت و غلامی شخصی دیگر درآید.
آن که مفلوج شد بدان زشتیگر غلام تو بود چون هشتی؟
هوش مصنوعی: اگر کسی به خاطر زشتیای که انجام داده، دچار ناتوانی و افلاس شده، آیا اگر او بنده تو بود، همچنان مورد محبت و لطف تو قرار میگرفت؟
اگر این بنده را تو گنجوریمرگ ازو باز دار و رنجوری
هوش مصنوعی: اگر تو ای محبوب مرا در آغوش خود نگاهداری، مرگ نمیتواند به من نزدیک شود و من از رنج و درد دور خواهم بود.
آب چشم غلام خویش مبرمحضر بد به نام خویش مبر
هوش مصنوعی: اشکهای من را نبر پیش آن کس که به خوبی شناخته نمیشوم و خودم را هم به نام من معرفی نکن.
نتوان زد به مذهب مالکغوطه در لجهٔ چنین هالک
هوش مصنوعی: نمیتوان به روش مالک، در دریای چنین غرق شدگی فرورفت.
بمرنج از غلام خواجه فروشچون نکردی به خواجهٔ خود گوش
هوش مصنوعی: از برخورد با غلام خواجهی فروش ناراحت نشو، چون خودت به خواجهات گوش ندادهای.
تا ازین بندگیت باشد ننگهیچ از آن خواجگی نگیری رنگ
هوش مصنوعی: تا زمانی که در جلب رضایت دیگران هستی، نباید از مقام و موقعیت خود احساس شرمساری کنی.
گرت این بندگی تمام شودچرخ و انجم ترا غلام شود
هوش مصنوعی: اگر روزی این بندگی تو به پایان برسد، آنگاه چرخ و ستارهها به خدمت تو در خواهند آمد.
تو که جز خواجگی ندانی کرداین غلامی کجا توانی کرد؟
هوش مصنوعی: تو که فقط هنر بزرگتر را میشناسی، این خدمتگزاری را از کجا خواهی آموخت؟
گر حیاتی و بینشی داریحیوان را ز خود نیزاری
هوش مصنوعی: اگر زندگی و بینش درستی داری، باید به حال حیوانات هم دلسوز باشی و به آنها محبت کنی.
چه نگه میکنی که گاو و خرند؟این نگه کن که چون تو جانورند
هوش مصنوعی: به چه چیزی توجه میکنی که فقط به گاو و خر نگاه میکنی؟ به این فکر کن که اینها هم مثل تو موجوداتی زنده هستند.
بیزبان را چنان مزن بر سرز زبانی بترس و از آذر
هوش مصنوعی: کسی را که بیزبان است، نباید به شدت مورد سرزنش قرار داد، زیرا ممکن است او نتواند به خوبی صحبت کند و در عوض باید از آتش تنشها و مشکلات پرهیز کرد.
آنکه این اعتبار کرد او رانه بکشت و نه بار کرد او را
هوش مصنوعی: کسی که به او اعتبار و ارزش داده شد، نه به خاطر او آسیب دید و نه بر دوش کسی آمده است.
گر نه با کردگار در جنگیبار این عاجزان مکن سنگی
هوش مصنوعی: اگر با خداوند در جنگی نیستی، از آزار و آذیت این ستمدیدگان خودداری کن.
از برون گر زبان خموش کنندنرهی از درون که جوش کنند
هوش مصنوعی: اگر بیرون دیگران خاموش شوند و چیزی نگویند، در درون خودت باید احساس و خواستههای درونیات را زنده نگهداری و به حرکت درآوری.