بخش ۱۲۶ - حکایت
هوش مصنوعی: غلامی از ملک به میخوردن افتاد و از جمع دوستانش دور شد. او را در میخانهای یافتند، در حالی که فقیر و مست و دیوانه بود. دیگران پندهای خود را گفتند، اما غلام دیگر به این حرفها گوش نمیداد و همچنان به مینوشی مشغول بود. او که به حالت مستی افتاده بود، متوجه شد که دنیای مادی ارزشی ندارد و بر اثر خشم بر پادشاهان حاکم است. در نهایت، او به این نتیجه رسید که هنر و دانش خوب است، اما دانایی بدون عمل و درستکاری نمیتواند بهرهای داشته باشد.
این داستان نشاندهنده ضعف انسانها در برابر وسوسهها و لذتهای دنیا و همچنین اهمیت اخلاق و رفتار نیکو است.
شد غلام ملک به می خوردنبشدند از پیش به پی کردن
هوش مصنوعی: غلام ملک به نوشیدن شراب مشغول شد و از پیش دیگران دور گشت تا به کار خود بپردازد.
یافتندش به کنج میخانهمفلس و عور و مست و دیوانه
هوش مصنوعی: او را در گوشهای از میخانه پیدا کردند، کسی که بیپول، ناتوان، مست و دیوانه بود.
پس بگفتند پند و هیچ نگفتمیکشیدند و او دگر میخفت
هوش مصنوعی: پس به آنها نصیحت کردند و هیچ نگفتند، در حالی که او دوباره خوابش برد.
رند کی میگذشت آشفتهبارها خانه پدر رفته
هوش مصنوعی: مردی با روحیه آزاد و سرکش، به راحتی از خانه پدرش عبور میکند و در شرایط آشفته و بینظمی به سر میبرد.
دید کان گیرو ده مجازی نیستگفت: خشم ملوک بازی نیست
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که وقتی انسان به دنیای واقعی و معنوی توجه کند، متوجه میشود که دنیای ظاهری و شبیهسازی شده هیچ ارزشی ندارد و درگیری و دشمنی میان شاهان و قدرتمندان نیز در واقع بازی و نمایش است. در نهایت، انسان باید به حقیقت و عمق وجودی خود بپردازد و از درگیریهای ظاهری فاصله بگیرد.
بهلیدش چنانکه مست افتدکه بلا بیند ار به دست افتد
هوش مصنوعی: او را به حال خود رها کنید، طوری که وقتی مست باشد بیفتد و اگر به دستش بیفتد، دچار دردسر شود.
خواجه هر چند پر هنر داندجرم خود بنده نیکتر داند
هوش مصنوعی: هرچند استاد در علم و هنر مهارت دارد، اما خودش بهتر میداند که چه کار ناپسندی انجام داده است.
قصهٔ این پسر بپرس ازمنکین خمارش به از خمار شکن
هوش مصنوعی: داستان این پسر را از من بپرس، زیرا حال او بهتر از وضعیت کسی است که در بند عشق است.
آنچه گفتیم حال دانا بودکه به علم و بدین توانا بود
هوش مصنوعی: آنچه که ما بیان کردیم، این است که تنها یک فرد آگاه و با علم میتواند به چنین دانشی دست یابد.