بخش ۱۲۷ - در معارج ارواح و ابدان و عذاب ایشان
هوش مصنوعی: این متن به توصیف انسانی میپردازد که خاموش و تحت تأثیر جهل و نادانی قرار دارد. او در حالی که از علم و دانش بیخبر است، در دنیای پرآشفتگی زندگی میکند، و در پی کمال و نور نمیباشد. زندگیاش با مشکلات زیادی مانند درد، تهمت، و تنهایی همراه است و از واقعیتهای تلخ بیخبر است. نویسنده به این فرد یادآوری میکند که زنده بودن به معنای آگاه بودن است و او باید از خواب غفلت بیدار شود. در انتها، بر اهمیت کمک به دیگران و شکرگزاری به خداوند تأکید میشود و یادآوری میشود که هر آنچه داریم، باید با نیت خوب و به دیگران کمک کنیم. در نهایت، به این نکته اشاره میشود که زندگی را باید جدی گرفت و در پی سعادت بود.
ورندارد ز دین و دانش بهراز تنش جان جدا کنند به قهر
هوش مصنوعی: اگر از دین و دانش بهرهای نداشته باشد، جان او را از تنش به زور جدا خواهند کرد.
در جهان جای او حجیم بودآبش از جرعهٔ حمیم بود
هوش مصنوعی: در دنیا، فضای او وسیع و گسترده است و آرامش و شادابیاش به اندازهی یک جرعهی معطر و دلپذیر است.
تنگ ماند برو جهان فراخرخ فرا میکند به هر سوراخ
هوش مصنوعی: زندگی محدود و تنگ نظرانه نیست، بلکه دنیا با تمام وسعت و زیباییاش در انتظار ماست. اگر در بستهای بمانیم، تنها با باز کردن دل و چشممان میتوانیم به گستردگی آن پی ببریم. هر گوشهای که به آن توجه کنیم، زیباییها و امکاناتی در آن نهفته است.
گرد او دودهای ظلمانیاز مزاجات جهل و نادانی
هوش مصنوعی: دور او، ابرهای تاریک از ترکیبهای نادانی و جهالت شکل گرفتهاند.
او در آن دودهای آتش ریزمیرود چشم بسته، افتان خیز
هوش مصنوعی: او در میان دودهای آتشین به آرامی و بیخبر از خطرات حرکت میکند و با بیاحتیاطی قدم برمیدارد.
عور ماند، که پرده در بودستخوار ماند، که عشوهگر بودست
هوش مصنوعی: کسی که در حالتی ناپسند و ضعیف به سر میبرد، نباید انتظار داشته باشد که دیگران به او احترام بگذارند؛ زیرا وقتی در گمنامی و بیپیشینهای به سر میبرد، نمیتواند از زیبایی یا جذابیتهای ظاهری کمک بگیرد.
گه رود با روان غمناکانگه درآید به گور ناپاکان
هوش مصنوعی: خود به خود، گاهی شادی و گاهی غم به سراغ انسان میآید، گاهی زندگی به مسیر روشن و پاک میرسد و گاهی هم به طریق ناپاک و تاریک.
به هوا بر شود، بسوزندشبر زمین بگذرد، بدوزندش
هوش مصنوعی: اگه به آسمان برود، باید بسوزد و اگر بر زمین بیفتد، باید آن را بدوزند.
کور و در دست او عصایی نهعور و بر دوش او کسایی نه
هوش مصنوعی: کسی که نابینا است، در دستانش عصایی دارد که او را راهنمایی میکند و بر دوش او شخص دیگری نیست که به او کمک کند.
تن او قوت مار و طعمهٔ موراو همی بین و میگذر از دور
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی به تضاد و نیاز انسانها اشاره دارد. بدن انسان مانند غذایی برای موجودات دیگر است و در عین حال، فرد همواره به دنبال بهرهبرداری از چیزهایی است که از دور میبیند و برایش جالب و جذاب به نظر میرسند. اگرچه ممکن است نیازهای فوری و نزدیکتر را نادیده بگیرد.
نه ز پس راه یابد و نه ز پیشنه به بیگانه در رسد، نه به خویش
هوش مصنوعی: نه از پشت میتواند راهی پیدا کند و نه از جلو، نه به بیگانگان میرسد و نه به نزدیکان خود.
رخ به راه آورد، قفاش زنندباز گردد، به صد جفاش زنند
هوش مصنوعی: وقتی که چهرهاش را به سمت دیگری برگرداند، به او اشکالاتی میگیرند و وقتی برگردد، به او فشار بیشتری میآورند.
نه گریزندگیش را پایینه ستیزندگیش را رایی
هوش مصنوعی: نه کسی توانایی فرار از او را دارد و نه کسی قدرت مخالفت با او را.
جان او در تموز و یخبندانزنده، لیکن فتاده در زندان
هوش مصنوعی: زندگی او در گرمای تابستان و سرما به طرز شگفتانگیزی ادامه دارد، اما در عین حال در قید و بند گرفتار شده است.
دل او بیضیا و نور و فروغگوش او بر گزاف و فحش و دروغ
هوش مصنوعی: دل او خالی از روشنی و نور است و گوشش به شایعات بیپایه و ناسزاها و دروغها گوش میدهد.
ظلمت ظلم بر وی اندودهچرک بر چرک و دوده بر دوده
هوش مصنوعی: تاریکی و ظلم بر او مانند کثیفی و دودی روی هم انباشته شده است.
تهمت و جهل و حسرت و خواریفرقت و گمرهی و بییاری
هوش مصنوعی: تهمت و نادانی، حسرت و ذلت، جدایی و نادانی، و بیپناهی.
کرده پهنای خاک تنگ بروچرخ باریده شوک و سنگ برو
هوش مصنوعی: زمین را در اختیار گرفتهای، دست آسمان به تو باران و سنگریزه میریزد.
جانش از نور علم عاری و عورتن ز ظلمت بمانده در گل گور
هوش مصنوعی: روح او از نور دانش خالی و جسمش به خاطر ظلمت در گِل قبر باقی مانده است.
زان و حل قوت گذشتن نهبه عمل راه باز گشتن نه
هوش مصنوعی: برای عبور از مشکلات و دشواریها، تنها تلاش و عمل کافی نیست؛ باید راهی جدید برای بازگشت به مسیر درست پیدا کرد.
گرد بر گرد او ز مظلمههابرقهای جهنده از دمهها
هوش مصنوعی: نیروهایی همچون برق و روشنایی از اطراف او را احاطه کردهاند، به طوری که این انرژیها از نفس او به وجود آمده و به اطراف پراکنده شدهاند.
صحبتش با بدان و نیکی نهسر او پر خمار و سیکی نه
هوش مصنوعی: او با افراد بدگفتار نمیکند و همچنین نیکیاش از حالت مستی و سرمستی نیست.
کارش از دست رفته، سر در پیشدیده احوال خویش و رفته ز خویش
هوش مصنوعی: او کارش را از دست داده و در حال حاضر به وضعیت خود فکر میکند و از خود فاصله گرفته است.
چون در آید سرش ز غفلت نومبشناسد که : «لیس ظلم الیوم»
هوش مصنوعی: زمانی که انسان از خواب غفلت بیدار میشود، متوجه میشود که امروز هیچ ظلمی وجود ندارد.
دوزخ نقد مفسدان اینستنسیه خور صد هزار چندینست
هوش مصنوعی: دوزخ واقعی مفسدان در دنیا همین است که آنها در آخرت به عذاب میافتند، چرا که این عذاب نتیجه کارهای نادرست و نتایج منفی اعمال آنهاست. جریمه و کیفر آنها در زندگی آینده بسیار سخت و بزرگ خواهد بود.
این چنین مرگ مرگ عام بودوینچنین مرده ناتمام بود
هوش مصنوعی: اینطور که مرگ بهطور کلی اتفاق میافتد، و آن کسی که مرده است، هنوز به طور کامل از دنیا نرفته است.
روح ازین گنبدش بدر نشودبلکه زین چاه بر زبر نشود
هوش مصنوعی: روح از این گنبد به سمت بیرون نمیرود و نمیتواند از این چاه به بالاتر برود.
روی تحقیق ازو نهان گرددآرزومند این جهان گردد
هوش مصنوعی: با تفحص و کندوکاو در وجود او، آرزوهای این دنیای ما نمایان میشود.
هر به یک چند در لباس خیالاندر آید به خواب اهل و عیال
هوش مصنوعی: هر چند وقت یکبار، در دنیای خیال، افرادی به خواب نزدیکان و خانواده میآیند.
بنماید به عجز صورت خویشعرضه دارد همی ضرورت خویش
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که فردی با نشان دادن ناتوانی و زحمتهایش، نیاز و ضرورتهای خود را به دیگران ارائه میدهد.
تا بدانند جنس رازش رامعنی حاجت و نیازش را
هوش مصنوعی: تا بفهمند که چه چیزی باعث برآورده شدن خواهشها و نیازهایشان میشود.
دو سه نانش به زور بفرستندیا چراغی به گور بفرستند
هوش مصنوعی: آنها یا با زور به او چند نان میدهند یا چراغی به قبرش میفرستند.
بعد ازو گر یکی ز صد بدهندصدقات آن بود که خود بدهند
هوش مصنوعی: اگر کسی دیگران را به صدقه دادن تشویق کند، این کار ارزشش به اندازه همان است که خود او صدقه بدهد.
هرچه بیش از کفاف داری توندهی، بر گزاف داری تو
هوش مصنوعی: اگر بیشتر از نیازت داشته باشی و آن را ندهی، در واقع تو آن را بیهوده در اختیار داری.
پیش از آن کت اجل کند در خوابخویشتن را به زندگی دریاب
هوش مصنوعی: قبل از این که مرگ به تو نزدیک شود، از زندگی خود بهره ببر و آن را درک کن.
تا نباید بلابه و زاریمال خود خواستن بدین خواری
هوش مصنوعی: برای بهدست آوردن مال خود نباید از زندگی و عزت خود کم کنید و به زاری و ناله بیفتید.
حق ایزد ندادهای به خوشیتا مکافات آن چنین بکشی
هوش مصنوعی: خداوند به تو نعمتی نداده که با شادی زندگی کنی، پس چطور میتوانی نتیجهاش را اینگونه تحمل کنی؟
از تو کرد او به صد زبان خواهشتو ندادی به گوش خود راهش
هوش مصنوعی: او از صد زبان خواستار تو بود، اما تو به او گوش نداشتی و راهی برای رسیدن به تو نیافت.
اهل حاجت که داری از چپ و راستلب ایشان بدان زبان گویاست
هوش مصنوعی: افرادی که نیاز و حاجتی دارند، در اطراف تو هستند و میتوانی از طریق لبهای آنها، خواستههایشان را درک کنی.
حق و ادرار خویش میطلبندنه ز انصاف بیش میطلبند
هوش مصنوعی: هر کس به دنبال حقوق و نیازهای خود است و نه بیشتر از آنچه که به انصاف میرسد.
شکر انعام او به دانش کننظری هم به بندگانش کن
هوش مصنوعی: به خاطر نعمتهای او، به دانش و علم توجه کن و نیز به بندگانش نگاهی بینداز.
آنچه بینی که دون و بدکارندبر ایزد نه روزیی دارند؟
هوش مصنوعی: هیچ کس که بد و پست است، نزد خداوند روزیای ندارد و آنچه که میبینی، نشاندهنده حقیقتی است که نمیتوان بر آن تکیه کرد.
گر چنینش خوری، رسی به صوابور نه بعد از تو خود خورند اصحاب
هوش مصنوعی: اگر این گونه خوراکی را بخوری، به درست اندیشی میرسی، وگرنه بعد از تو دوستانت همین کار را خواهند کرد.
بتو پیش از تو گر زری دادنددان که از بهر دیگری دادند
هوش مصنوعی: اگر قبلاً برای تو زری (پول یا هدیهای) دادند، بدان که آن هدیه به خاطر شخص دیگری بوده و نه برای تو.
گر تو دادیش یافتی جنتور نه او خود ربود بیمنت
هوش مصنوعی: اگر تو بخشش کردی، بهشت را خواهی یافت، وگرنه خود خداوند به صورت بیمنت، تو را از نعمتها محروم میکند.