رباعی شمارهٔ ۹۱
هوش مصنوعی: در این شعر، کسی از عاطفه و احساسات عمیق صحبت میکند. او میپرسد چه کسی است که تحت تاثیر عشق و شور و شوق قرار نمیگیرد و چرا از رنج و دردهای عشق میپرسد. همچنین بیان میکند که عشق او را از شهر و دیار خود دور کرده است، اما از ترس دیگری و دست غریبهها، خود را در پنهانی نگه داشته است.
آن خود که بود که در تو واله نشود؟از رنج که پرسی تو؟ که او به نشود؟
هوش مصنوعی: کیست که در وجود تو شیفته و مجنون نشود؟ از سختیها و دردهای موجود چه میپرسی؟ که او (عشق) در این شرایط هم وجود دارد و از بین نمیرود.
عاشق شدی، از شهر برونم کردیترسیدی از اغیار که در ده نشود
هوش مصنوعی: عاشق شدی و به خاطر این احساس از شهر بیرونم کردهای، زیرا میترسی که دیگران در روستا نسبت به ما نظر بدی داشته باشند.