هوش مصنوعی: راوی به بررسی اوضاع و احوال میپردازد و نتیجه میگیرد که زندگی خداوند برایش دراز باد. او بر این باور است که برای انجام کارها نیازی به مشاوره ندارد، زیرا همه چیز در دست نوشتههای مقدر شده است. با این حال، او تصمیم میگیرد که برخی از افراد مهم را برای مشورت جمع کند.
پس از برگزاری جلسه، افراد حاضر بر این نکته تأکید میکنند که بهترین اقدام، حرکت سریع به سمت خراسان است، چرا که فرصتی برای استفاده از غنیمتها وجود دارد. پس از تأسیس عذری برای بازگشت به خراسان، امیر دستور میدهد که مراسم سوگواری برای پدرش برگزار شود.
پس از سه روز عزادرای، امیر رسولی به نزد ابوجعفر کاکو میفرستد و به او خبر میدهد که وی میتواند به عنوان خلیفه باشد. پس از مذاکراتی، توافق میشود که ابوجعفر کاکو به عنوان خلیفه در غیاب آنها عمل کند و امیر نیز موافقت خود را اعلام میکند و برای او هدایایی میفرستد. در نهایت، این روند نشاندهنده تدبیر سیاسی امیر و تلاش برای حفظ صلح و ثبات در کشور است.
هوش مصنوعی: با توجه به تمام شرایط و وضعیتها که آگاه شدم، گفتم: زندگی پروردگار پایدار باد، نیازی به مشاوره وجود ندارد؛ باید به آنچه نوشته شده عمل کرد، زیرا هر چه که گفته شده، نصیحت خالص و واقعی است و هیچکس نباید این نکته را نادیده بگیرد. او نیز تأیید کرد که همینطور است و نظر صحیحی است که مشاهده کرده و او هم همین کار را خواهد کرد اگر خداوند بخواهد.
هوش مصنوعی: بنابراین، نمیتوان از مشورت کردن صرفنظر کرد. برخیز و افرادی را بفرست تا سپهسالار و حاجب بزرگ و دیگر افراد مهم و صاحبنفوذ را دعوت کنند تا با آنها صحبت کنیم و نظراتشان را بشنویم. سپس بر اساس تصمیمات اتخاذ شده، عمل خواهیم کرد.
پس از وصول خبر مرگ سلطان محمود، من (خواجه طاهر دبیر) برخاستم و کسان فرستادم تا بزرگان سپاه حاضر آیند. به نزد امیر مسعود رفتیم و پس از نشستن، امیر وضعیت جدید را برای ایشان شرح داد و نامهی محرمانهی عمهاش (حُرّه ختّلی) را به من سپرد تا بر آنها بخوانم.به محض پایان یافتن قرائت، اعیان سپاه لب به سخن گشودند و دعا کردند: «زندگانی خداوند دراز باد! این ملکه نصیحتی بسیار به موقع و خیر بزرگ را ابلاغ کرده است. نیکبخت است که این خبر در همین مکان (اصفهان) به ما رسید؛ زیرا اگر رکاب عالی شما حرکت کرده بود و در ناحیهای [از جبال] مستقر میشد و هنوز کاری را به سرانجام نرسانده بود، و خبر مرگ سلطان در آنجا میرسید، ناگزیر باید بازمیگشتیم، که این کار مایهی وهن و ناپسند بود.»سپس از امیر مسعود پرسیدند: «حال، نظر و تدبیر شما در این باب چیست؟»امیر پاسخ را به خود ایشان بازگرداند و پرسید: «شما چه میگویید که مصلحت چیست؟»همگان یکصدا رأی دادند: «ما صواب را جز در تعجیل حرکت به سوی خراسان نمیبینیم.»امیر مسعود رأی ایشان را پسندید و گفت: «ما نیز بر همین نظر هستیم. اما تدبیر کنیم که فردا، خبر مرگ پدر را به طور رسمی بر همگان آشکار سازیم.
هوش مصنوعی: پس از وقوع ماتم، نمایندهای نزد پسر کاکو فرستادند تا او را تحت تاثیر قرار دهند و مطمئن بودند که به او خبر رسیده و قبل از اینکه کسی به او برسد، در دسترس است. آنها میخواستند که از اینجا برگردند و هر تصمیمی بگیرند، او باید به حتم دستور آنها را اجرا کند و هیچ بهانهای نداشته باشد تا از آنچه تعیین شده، چیزی ندهد؛ زیرا میدانستند که زمانی که برگردند، مشکلات زیادی پیش خواهد آمد و ممکن است مدت زمان درازی طول بکشد. به همین خاطر، باید دلیلی برای بازگشت خود داشته باشند. دیگران هم موافقت کردند که این تصمیم درست و منطقی است و هرچه زودتر به سمت خراسان بروند، بهتر است زیرا مسیر طولانی است و قوم غزنین ممکن است ایجاد مشکل کنند و کار آنها را به تأخیر بیندازند. امیر گفت: شما به خانه برگردید تا من وضعیت را بهتر بررسی کرده و آنچه لازم است را تصمیمگیری کنم. بنابراین، قوم بازگشتند.
هوش مصنوعی: امیر در روز بعد با لباسهای فاخر و دستار سفیدی به مراسم عزاداری آمد و تمام بزرگان و مقامهای لشکر نیز با لباسهای سفید به خدمت او رسیدند و به شدت غمگین بودند. مراسم عزاداری به مدت سه روز به شیوهای با شکوه برگزار شد به طوری که همگان از آن راضی بودند.
هوش مصنوعی: زمانی که مصیبت به پایان رسید، امیر رسولی برای بو جعفر کاکو علاء الدّوله نامزدی کرد و فرستادهای به سوی او ارسال کرد، زیرا فاصله نزدیک بود. پیش از آنکه این خبر به او برسد، امیر المؤمنین نامهای نوشته بود تا سپاهیان را به او برگرداند و او را به عنوان خلیفه خود معرفی کند و آنچه را که در امانت گذاشته بود، تضمین کند. نامهرسان در جای خود ماند و پاسخ مثبت یا منفی به او داده نشد. اما امیر مسعود از این وضعیت بهرهبرداری کرد و پیامی فرستاد با این مضمون که ما به شفاعت امیر المؤمنین با کمال اطاعت پیش میرویم که ترتیب کارها با خداوند است و نه شفاعت و با وجود اینکه مسائل مهمتری از مسایل نظامی در پیش داشتیم، هیچ خلیفهای شایستهتر از امیر علاء الدّوله نمیتوانستیم پیدا کنیم. اگر در ابتدا که ما عزم این دیار کردیم و فرستادهای فرستادیم، آن مجادله و سرسختی پیش نمیآمد، شاید این مشکلات بوجود نمیآمد. اما اکنون اوضاع متفاوت شده و ما باید بهسوی خراسان برویم چرا که سلطان بزرگی فوت کرده و امور آنجا به شدت رها شده است و نظم آنجا باید ابتدا برقرار شود. همچنین در ری و طارم و نواحی دیگر نیز باید افرادی منصوب شوند تا در غیبت ما هیچ مشکلی پیش نیاد. اگر کسی بر ما طعنه زند و فرصتی برای خرابکاری جستجو کند، این فرصت کماهمیت است. ما بر تخت پدر نشستهایم و نمیخواهیم این دیار را رها کنیم، چرا که ما بر نیک و بد آنجا واقف هستیم و برای ادارهاش برنامهریزی کردهایم. اکنون باید امیر این کارها را سریع انجام دهد و به سوال و جواب نپردازد تا با آمادگی به بازگشت خود بپردازیم؛ بنابراین اگر کسی حواسش را جمع نکند، ممکن است فکر کند که مسعود در سفر است و نمیتوانیم در اینجا مدت زیادی بمانیم. اما نباید به این مسایل توجه کرد چرا که ما در شرایط طوفانی هستیم و بازگشت از آن مشکلات ممکن است خیلی متفاوت باشد. والسلام.
هوش مصنوعی: این پیامبر رفت و پیغامها را به جا گذاشت و پسر کاکو به خوبی شنید و به شدت تحت تأثیر قرار گرفت و پاسخی خوب ارائه کرد؛ و به مدت سه روز در مورد موضوع صحبت کردند تا اینکه توافق کردند که او به عنوان نماینده امیر در سپاهان باشد و هر سال دویست هزار دینار و ده هزار دست لباس از محلهای آن نواحی به عنوان هدیه برای نوروز و مهرگان ارائه دهد و همچنین اسبهای تازی و الاغها با لوازم سفر از انواع مختلف فراهم کند. امیر نیز از او عذرخواهی کرد و پیامبر را به خوبی مورد پذیرایی قرار داد و دستور داد تا به نام بو جعفر کاکو نامهای به سپاهان و نواحی آن نوشته شود و لباس فاخر و هدایایی ارسال کنند.