تناجی

باقیماندهٔ مجلد پنجم

بخش ۱ - دیباچهٔ الحاقی
مرحوم دکتر فیاض در حاشیه یادآوری فرموده‌اند که «قسمت موجود کتاب بیهقی...
بخش ۲ - نامهٔ حشم تگین‌آباد
«بسم اللّه الرّحمن الرّحیم‌، زندگانی خداوند عالم‌، سلطان اعظم، ولی الن...
بخش ۳
بوبکر حصیری و منگیتراک برین جمله برفتند و سه خیلتاش مسرع را نیز هم ازی...
بخش ۴
و حاجب بزرگ علی بدین اخبار سخت شادمانه شد و نامه نبشت به امیر مسعود و...
بخش ۵
و چون این نامه بشنودند همگان گفتند که «خداوند انصاف تمام بداده بود بدا...
بخش ۶
ذکرُ ما جَری علی یدي الأمیر مسعود بعد وفاةِ والدِه الأمیر محمود -رضوان...
بخش ۷
چون بر همه احوالها واقف گشتم‌، گفتم: «زندگانی خداوند دراز باد، به هیچ...
بخش ۸
و پس از گسیل کردن رسول امیر از سپاهان حرکت کرد با نشاط و نصرت، پنج روز...
بخش ۹
چون ازین سخن فارغ شد، اعیان ری در یکدیگر نگریستند و چنان نمودند که دهش...
بخش ۱۰
و دیگر روز چون بار بگسست‌ -و اعیان ری بجمله آمده‌بودند به خدمت با این...
بخش ۱۱
و چون امیر شهاب الدّوله از دامغان برداشت‌ و به دیهی‌ رسید بر یک‌فرسنگی...
بخش ۱۲
و مرا که بوالفضلم دو حکایت نادر یاد آمد در اینجا؛ یکی از حدیث [حشمت‌]...
بخش ۱۳
 فضل ربیع روی پنهان کرد و سه سال و چیزی‌ متواری‌ بود، پس به دست مأمون...
بخش ۱۴
و امّا حدیث ملطّفه‌ها؛ بدان وقت که مأمون به مرو بود و طاهر و هرثمه به...
بخش ۱۵
امیر شهاب الدّوله -رَضِيَ اللّهُ عنه- چون از دامغان برفت، نامه‌ها فرمو...
بخش ۱۶
دیگر روز در صفّه تاج‌ که در میان باغ است، بر تخت نشست و بار داد، باردا...
بخش ۱۷
و در این روزها نامه‌ها رسید از ری که «چون رکاب‌ عالی‌ حرکت کرد، یکی از...
بخش ۱۸
و هم در این هفته خبر رسید که رسول القادر باللّه‌ -رَضِيَ اللّهُ عنه- ن...
بخش ۱۹
روز دیگر سپاه‌سالار غازی به درگاه آمد، با جمله لشکریان بایستاد و مثال...
بخش ۲۰
و ماه روزه درآمد و روزه بگرفتند. و سلطان مسعود حرکت کرد از نشابور در ن...
بخش ۲۱
ذکرُ مَا انقَضَی مِن هذِهِ الأحوالِ و الأخبارِ تذکرةً بعدَ هذا و ورودِ...
بخش ۲۲ - فرو گرفتن حاجب علی
چون لشکر به‌ هرات رسید، سلطان مسعود برنشست و به‌ صحرا آمد با شوکتی و ع...
بخش ۲۳ - پیام امیر به خوارزمشاه دربارهٔ علی
و چون شغل بزرگ علی به پایان آمد و سپاه‌سالار غازی از پذیرهٔ بنهٔ وی‌ ب...
بخش ۲۴ - آشفته شدن کار وزیر حسنک
و سلطان منشوری فرستاد بنام سپاه‌سالار غازی به ولایت بلخ و سمنگان‌، و ک...
بخش ۲۵ - نصیحت بونصر به امیر
و بهرام نقیب‌ را نامزد کرد بوسهل زوزنی با مثال توقیعی‌ و سوی جنکی‌ فرس...
بخش ۲۶
و از خطاهای بزرگ که رفته‌بود پیش از آن که امیر مسعود از نشابور به هرات...
بخش ۲۷ - ذکر بقیهٔ احوال امیر محمد
ذکرُ بقیّةِ أحوالِ امیر محمّد -رَضِيَ اللّهُ عنه- بعدَ ما قُبِضَ علیه...
بخش ۲۸ - بردن امیر محمد به قلعهٔ مندیش
و نماز دیگر این قوم نزدیک امیر محمّد رسیدند، و چون ایشان را بجمله نزدی...
بخش ۲۹ - نامه به قدر خان
و حاجب بگتگین چون ازین شغل فارغ گشت سوی غزنین رفت به فرمان تا از آنجا...
بخش ۳۰ - وضع آلتونتاش
و این نسخت‌ بدست رکابداری‌ فرستاده آمد سوی قدر خان، که او زنده بود هنو...
بخش ۳۱ - نامهٔ امیر به آلتونتاش
«بسم اللّه الرّحمن الرّحیم‌. بعد الصّدر و الدّعاء، ما با دل خویش حاجب...
بخش ۳۲ - پاسخ آلتونتاش به امیر
چون عبدوس و بوسعد مسعدی بازآمدند، ما ببلخ رسیده بودیم. جواب آوردند سخت...
بخش ۳۳ - آمدن سلطان مسعود به بلخ
و هم درین راه به مروالرّود خواجه حسن، ادام اللّه سلامته، کدخدای‌ امیر...