هوش مصنوعی: در این هفته، خبر رسید که رسول القادر بالله به نزدیکی بیهق رسید و امیر رضی الله عنه از رسیدن این خبر بسیار خوشحال شد. مردم برای استقبال او آماده شدند و شادی کردند، اما قاضی صاید به آنها گفت که نباید جشن بگیرند چون امیر به مرگ سلطان محمود دچار مصیبت شده است. با این حال، امیر تصمیم گرفت که شهر را زینت بخشد تا رسول خلیفه از حال شهر آگاه شود و این امر باعث شادی مردم شود.
قاضی و رییس شهر فرامین امیر را اجرا کردند و رویهای به وجود آوردند که فراموشنشدنی بود. در نهایت، رسول به شهر وارد شد و جشن و شادمانی بزرگی در میان مردم برگزار شد. او در حین نان خوردن از جمال و مهربانی پادشاه و شخصیتی که در این شهر دیده بود، قدردانی کرد و هدایایی ارزشمند به او داده شد.
امیر دستور داد که رسول خلیفه با تمام امکانات و زینتها به پیش آورد و کارهایی که باید انجام شود انجام گیرد تا مردم از این نیکی بهرهمند شوند. این اقدامات باعث شد تا ارتباطات و روابط میان شهر و خلافت تقویت شود.
هوش مصنوعی: در این هفته خبری رسید مبنی بر اینکه رسولی از جانب خداوند نزدیک بیهق آمده است و با خود کرامتی به همراه دارد که مردم نمیتوانند مشابه آن را در میان پادشاهان بیابند. امیر از شنیدن این خبر بسیار شاد شد و دستور داد تا به استقبال او بروند و مراسمی بزرگ بر پا کنند. مردم شهر نزد قاضی صاعد آمدند و گفتند که وقتی پادشاه حرکت رسول را به سوی نشابور شنید، خواهان برگزاری جشن و شادی هستند. اما رئیس گفت: "نباید این کار را کرد، زیرا امیر با مصیبتی بزرگ مواجه است؛ فوت سلطان محمود." او با تاکید گفت که هرچند برگزاری جشن حق است، اما در این شرایط باید تا زمانی مناسب صبر کرد. حالا مدتی از این رویداد گذشته و اوضاع روز به روز بهتر میشود و رسول از بغداد نیز میآید با پیامهای خوش. اگر قاضی این را ببیند، از امیر میخواهد تا شادی بیشتری را برای مردم فراهم کند، زیرا ممکن است خداوند مصلحتی در این موضوع داشته باشد و ما را از دشواریها رها کند.
هوش مصنوعی: قاضی گفت: شما به خوبی صحبت میکنید و این نکته هم بسیار مهم است. روز بعد به امیر اطلاعی داد و دستوری صادر کرد و به رئیس نیز گفت که باید کارهای دشواری انجام دهند.
هوش مصنوعی: رئیس به خانه برگشت و بزرگان محلات و بازارها را فراخواند و گفت: امیر دستوری صادر کرده که شهر را تزئین کنید و هر چیزی که لازم است انجام دهید تا فرستاده خلیفه بداند وضعیت این شهر چگونه است و امیر هم این شهر را بیشتر دوست داشته باشد، چون کرامتهای او در اینجا به دست آمده است. آنها گفتند: فرمانبرداریم؛ سپس به تلاش پرداختند و کاری کردند که هیچکس در هیچ زمانی نمونهاش را ندیده بود. تا از دروازههای شهر تا بازار، همه جا با تزئینات زیبا و ساخت و سازهای چشمنواز آماده شده بود، بهویژه به محلی که رسول قرار بود در آنجا حضور یابد.
هوش مصنوعی: وقتی این کارها به پایان رسید و خبر رسید که نماینده پیامبر به دو فرسنگی شهر رسیده است، مقامات رسمی آماده شدند و پنجاه ترکه به همراه داشتند. تمام لشکریان خود را سوار کرده و با شکوه و زرق و برق بسیار به سمت شهر پیش رفتند. فرمانده ارتش در جلو بود و گروههایی ویژه شامل قضات، سادات، علما، و دیگر شخصیتهای برجسته در اطراف او حرکت کردند. برای استقبال از نماینده، بو محمد هاشمی، که از خویشان نزدیک خلیفه بود، در روز دوشنبه، ده روز مانده به شعبان وارد شهر شد. شخصیتها و مقامات ارتش او را تا دروازه شهر همراهی کردند و سپس به خانههای خود بازگشتند. مقامات او را به بازار بردند و مردم پول، شکر و دیگر چیزها بر او نثار کردند. روزی شاد و فرحبخش بود که نظیر آن را کسی به یاد نداشت و این شادی تا زمانی که نماینده به خانهای که برایش آماده شده بود رسید، ادامه داشت. وقتی به آن خانه رسید، اولین غذایی که برای او آماده شده بود، مقدار بسیار زیادی بود و دریغ نداشتند. او در حین خوردن نان، شهر نشابور را ستود و برای پادشاه دعا کرد و گفت که در تمام عمرش چنین روزی را ندیده است. پس از پایان نان خوردن، نذریها و هدایایی آوردند که بسیار بیش از حد تصور بود و او در شگفتی فرو رفت. امیر، رضی الله عنه، از نشابوریان تمجید کرد.
هوش مصنوعی: چند روزی گذشت و امیر دستور داد تا رسول را بیاورند و هر کمکی که ممکن بود را فراهم کردند. بو سهل زوزنی گفت: آنچه که باید به خداوند گفته شود درباره وضعیت لشکر، درگاه، مجلس امارت، غلامان و دیگر امور مرتبط است، باید به سپهسالار گفته شود تا او بتواند به درستی عمل کند و به من اندازهگیری دهد که چه کارهایی باید انجام شود.
هوش مصنوعی: آنچه که به عنوان مسیر خودم میدانم و از آن سلطان گذشته شنیدهام و دیدهام را بیان میکنم تا آنها جریان را درست درک کنند. امیر گفت: بسیار خوب است و دستور داد تا فرمانده سپاه غازی را به حضور بخوانند.
هوش مصنوعی: امیر گفت: ما دستور دادیم که رسول خلیفه را بیاورند همراه با تمامی نشانهها و افتخاراتی که به همراه دارد. هر چیزی که انجام داده، باید به همه جا منتقل شود. لازم است که به لشکر بگویی که تا امشب تمام کارهای خود را آماده کنند و صبح زود با تمام سلاحها و زیورات خود حاضر شوند، به طوری که هیچ چیزی از آن بهتر نباشد تا بتوانیم تعیین کنیم که چه اقداماتی باید انجام دهیم.
هوش مصنوعی: این کار را انجام میدهم؛ سپس به سمت خود برگشت و آنچه را باید بیان میکرد، بیان کرد و مثالهایی که میبایست ارائه میداد، ارائه داد. همچنین، امیر، رضی الله عنه، در مورد غلامان و دیگر مثالها صحبت کرد و همه را به درستی توضیح داد.