بخش ۴۰ - قصیدهٔ دوم اسکافی
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش خداوند و بزرگی شخصیتهایی چون ابراهیم و سلیمان میپردازد. به توصیف عظمت و جود الهی اشاره دارد و از حکمت و رأی خوب پادشاهان سخن میگوید. شاعر بر این باور است که انسان باید صبر و تحمل داشته باشد و به تقدیر الهی اعتماد کند. او بر این نکته تأکید میکند که تمام نیک و بدهای دنیا از اراده خداوند ناشی میشود و انسان باید در برابر حوادث پذیرای تقدیر باشد. شعر همچنین در قالب تمثیل و استعاره، به نقد دنیا و زندگی ظالم و فاسد میپردازد و بر اهمیت خویشتنداری و خداترسی تأکید میکند. در نهایت، شاعر آرزو میکند که افراد در زندگی خویش مثل نیکان و صالحان رفتار کنند و به یاری یکدیگر بشتابند.
صد هزار آفرینِ ربِّ علیمباد برابرِ رحمت ابراهیم
هوش مصنوعی: به خاطر رحمت و لطفی که ابراهیم پیامبر داشت، به او و آفرینهایی که شایستهاش است، احترام و ستایش بسیار میشود.
آفتابِ ملوکِ هفت اقلیمکه بدو نوشد این جلالِ قدیم
هوش مصنوعی: خورشید پادشاهان هفت سرزمین که به او این شکوه و عظمت قدیمی تعلق دارد.
از پی خرّمیِ باغِ ثناباز بارانِ جود گشت مقیم
هوش مصنوعی: پس از خوشی و زیبایی باغ ستایش، باران سخاوت دائمالمیعاد شد.
عندلیبِ هنر بباغ آمدو آمد از بوستانِ فخر نسیم
هوش مصنوعی: پرنده خوشخوان هنر به باغ آمد و بادی از باغ فخر وزیدن گرفت.
گرچه از گشتِ روزگارِ جهاندر صدف دیر ماند دُرِّ یتیم
هوش مصنوعی: اگرچه در اثر گذشت زمان و حوادث دنیا، دُرِّ یتیمی در صدف به مدت طولانی باقی مانده است.
شکر و منّت خدای را کاخرآن همه حالِ صعب گشت سلیم
هوش مصنوعی: شکر و سپاس خدا را که در پایان آن همه مشکلات و سختیها، حال ما به خوبی و سلامتی برگشت.
ز آسمانِ هنر درآمد جمباز شد لوک و لنگ دیوِ رجیم
هوش مصنوعی: از آسمان هنر، جم به زمین آمد و درب این عالم ناپاک و شوم باز شد.
شیر دندان نمود و پنجه گشادخویشتن گاوِ فتنه کرد سقیم
هوش مصنوعی: شیر دندانهایش را نشان داد و پنجههایش را باز کرد، و به گاو فتنهای که بیمار بود، حمله کرد.
چه کند کار جادویِ فرعون؟کاژدهائی شد این عصایِ کلیم
هوش مصنوعی: چه کاری میتواند جادوگری فرعون انجام دهد؟ این عصای کلیم (موسی) دیگر به جادو بدل شده است.
هر که دانست مر سلیمان راتختِ بلقیس را نخواند عظیم
هوش مصنوعی: هر کسی که به مقام و دانش سلیمان پی ببرد، دیگر تخت بلقیس را چیز بزرگی نمیداند.
داند از کردگار کار، که شاهنکند اعتقاد بر تقویم
هوش مصنوعی: میفهمد که خداوند، کار را درست اداره میکند و پادشاه نباید فقط به تقویم و زمانبندیاش اعتماد کند.
ره نیابد بدو پشیمانیزانکه باشد بوقتِ خشم حلیم
هوش مصنوعی: کسی که در لحظه خشم و عصبانیت دارای صبر و بردباری است، هرگز به مسیر نادرست نخواهد رفت و از عملکرد خود پشیمان نخواهد شد.
دارد از رأیِ خوبِ خویش وزیردارد از خویِ نیکِ خویش ندیم
هوش مصنوعی: وزیر از تصمیمات درست خودش بهرهمند است و دوست او نیز از رفتار نیکوی خود استفاده میکند.
ملکا، خسروا، خداوندایک سخن گویمت چو دُرِّ نظیم
هوش مصنوعی: ای پادشاه، ای فرمانروا، ای خداوند، میخواهم یک سخن را با تو در میان بگذارم که بسیار ارزشمند و باارزش است.
پادشه را فتوح کم نایدچون زند لهو را میان بدونیم
هوش مصنوعی: وقتی که سرگرمی و خوشگذرانی در زندگی حاکم باشد، به پیروزیها و پیشرفتهای پادشاهی افزوده نخواهد شد.
کار خواهی بکامِ دل بادتصبر کن بر هوایِ دل تقدیم
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به خواستههایت برسی، باید صبر کنی و به آرزوهای دلت توجه داشته باشی.
هر کرا وقتِ آن بود که کندمادرِ مملکت ز شیر فطیم
هوش مصنوعی: هر کس زمانی فرا رسد که مادر کشور، او را از شیر فطیم (شیر مادر) سیراب کند و بزرگ کند.
خویشتن دارد او دو هفته نگاههم بر آنسان که از غریم غریم
هوش مصنوعی: او به مدت دو هفته خود را به نحوی نگاه میدارد که گویی از دشمن خود مراقبت میکند.
تا نکردند در بن چه سختپاک نامد ز آب هیچ ادیم
هوش مصنوعی: تا وقتی که در عمق مشکلی قرار نگرفتند، هیچ چیز به پاکی و روشنی از آب به دست نخواهد آمد.
باز شطرنجِ ملک با دو سه تنبدو چشم و دو رنگ بیتعلیم
هوش مصنوعی: شطرنج بازی ملک با چند نفر دیگر، بدون نیاز به آموزش و یادگیری، با دو چشم و دو رنگ انجام میشود.
تا چه بازی کند نخست حریفتا چه دارد زمانه زیرِ گلیم
هوش مصنوعی: نگران نباشید، ببینیم حریف چه ترفندهایی در چنته دارد و زمانه چه نقشههایی برای ما در نظر گرفته است.
تیغ برگیر و می ز دست بنهگر شنیدی که هست ملک عقیم
هوش مصنوعی: شمشیر را آماده کن و می را از دست فرود کن، اگر شنیدی که آن سرزمین بیثمر است.
با قلم چونکه تیغ یار کنیدر نمانی ز مُلکِ هفت اقلیم
هوش مصنوعی: اگر با قلم خود به مانند شمشیر عمل کنی، دیگر در سلطنت هفت اقلیم باقی نخواهی ماند.
نه فلان جرم کرد و نی بهماننه بکس بود امید و نز کس بیم
هوش مصنوعی: نه او هیچ گناهی کرد و نه کسی امیدی به او داشت و نه از کسی ترسی داشت.
هر چه بر ما رسد ز نیک و ز بدباشد از حکمِ یک خدایِ کریم
هوش مصنوعی: هر چیزی که بر ما میگذرد، چه خوب و چه بد، نتیجهی تصمیم خداوند بخشنده است.
مرد باید که مار کرزه بودنه نگار آورد چو ماهیِ شیم
هوش مصنوعی: مرد باید مانند ماری باشد که در کمین نشسته و نه مانند نگاری که فقط زیبایی به همراه دارد مانند ماهیای که در دریا شنا میکند.
مار ماهی نبایدش بودنکه نه این و نه آن بود چون نیم
هوش مصنوعی: مار ماهی نمیتواند باشد، زیرا نه به مار شباهت دارد و نه به ماهی. این موجود میان این دو قرار دارد و هیچیک از ویژگیهای آنها را ندارد.
دونتر از مردِ دون کسی بمدارگرچه دارند هر کسش تعظیم
هوش مصنوعی: هیچکس را که پستتر از پستترین افراد است، در نظر نگیر؛ هرچند ممکن است دیگران به او احترام بگذارند.
عادت و رسمِ این گروه ظلومنیک ماند چو بنگری بظلیم
هوش مصنوعی: این گروه ظالم، عادتها و رسوم خاصی دارند که وقتی به آنها نگاه کنی، متوجه میشوی که این رفتارها چگونه در دل ظلم ریشه دوانده و همچنان ادامه دارد.
نه کسش یاور و نه ایزد یارهر کرا نفس خورد نارِ جحیم
هوش مصنوعی: هیچکس در کنارش نیست و نه خداوندی به او کمک میکند. هر کسی که نفسش به گناه آلوده شود، به آتش جهنم گرفتار خواهد شد.
قصّه کوته به است از تطویلکان نیاورد درّ و دریا سیم
هوش مصنوعی: داستان کوتاه بهتر است از داستان بلند، زیرا در داستانهای طولانی، ارزش و نکتهای که باید گفته شود، گم میشود.
سرکش و تند همچو دیوان باشزین هنر بر فلک شده است رجیم
هوش مصنوعی: دلیل دیوانگی و شورش را در خود بپروران و با این استعداد میتوانی به قلههایی دست یابی که بر آسمانها قرار دارند.
تا بود قدِّ نیکوان چو الفتا بود زلفِ نیکوان چون جیم
هوش مصنوعی: تا زمانی که قامت زیبایانی مانند حرف "الف" است، زلف آنها نیز مانند حرف "جیم" خواهد بود.
سرِ تو سبز باد و رویِ تو سرخآنکه بدخواه در عذابِ الیم
هوش مصنوعی: برای تو آرزوی عمر طولانی و شادابی دارم و چهرهات همیشه سرخ و زیبا بماند. اما کسی که به تو بدخواهی کند، باید در عذابی سخت و تلخ دچار شود.
باد میدان تو ز محتشمانچون بهنگامِ حجّ رکنِ حطیم
هوش مصنوعی: باد این میدان، مانند افراد محترم و باوقار، به مثابه زمان برگزاری حج و در کنار رکن حطیم است.
همچو جدِّ جد و چو جدِّ پدرباش بر خاص و عامِ خویش رحیم
هوش مصنوعی: همچون اجداد خود و پدران خویش، نسبت به مردم خاص و عام با مهربانی و رحمت برخورد کن.