بخش ۴۱ - قصیدهٔ سوم اسکافی
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و کمال محبوبی است که شاعر او را توصیف میکند. او با استفاده از تشبیهات زیبا به توصیف چهره و موهای آن محبوب میپردازد و از خوبیهای او سخن میگوید. شاعر همچنین به قدرت و صبوری در زندگی اشاره میکند و بر این باور است که اگرچه ممکن است در زندگی مشکلاتی پیش بیاید، اما باید با صبر و شجاعت مواجه شد. در نهایت، شاعر دعا میکند که محبوبش در شادی و کامیابی زندگی کند و بر این باور است که عشق و دوستی از بزرگترین نعمتهای زندگی هستند.
ایضا له
آفرین باد بر آن عارض پاکیزه چو سیمو آن دو زلفینِ سیاه تو بدان شکل دو جیم
آفرین باشد بر آن صورت زیبا و پاک تو که چون نقره است و آن دو گیسوی سیاهت که به شکل دو حرف جیم در آمدهاند.
از سرا پایِ توام هیچ نیاید در چشماگر از خوبیِ تو گویم یک هفته مقیم
هوش مصنوعی: من از زیباییهای تو هیچ چیز نمیتوانم در وصف بگویم، چرا که اگر بخواهم از خوبیهایت بگویم، باید یک هفته در حسی عمیق و مملو از آن بمانم.
بینی آن قامتِ چون سرو خرامان در خوابکه کند خرمنِ گل دست طبیعت بر سیم
هوش مصنوعی: در خواب، قامت زیبای او را میبینی که مانند سرو میرقصید و دست طبیعت گلهای زیادی را به شکل خرمن چیده است.
از خوشی دو لب تو از آن نشاندز خویش باغ بسان نبرد باد نسیم
هوش مصنوعی: خوشی و زیبایی لبهای تو مانند باغی است که به وسیله نسیم خنک و دلپذیر به آرامی نوازش میشود.
دوستدارم و ندارم بکف از وصلِ تو هیچمردِ با همّت را فقر عذابی است الیم
هوش مصنوعی: دوستت دارم و به خاطر این عشقم، از وصالت هیچ چیزی در دست ندارم. برای هر مرد با همتی، فقر و کمبود منابع در این عشق، عذابی طاقتفرساست.
ماه و ماهی را مانی تو ز روی و اندامماه دیده است کسی نرمتر از ماهیِ شیم؟
هوش مصنوعی: تو مانند ماهی در دریا هستی و زیبایی تو به قدری است که هیچکس نرمتر و دلپذیرتر از تو را ندیده است. زیبایی و شکوه تو به اندازهای است که ماه را هم تحت تأثیر قرار داده.
بیتیمیّ و دو روییت همی طعنه زنندنه گل است آنکه دو روی و نه دُر است آنکه یتیم
هوش مصنوعی: بیمعنایی و داشتن دو چهره، تنها باعث سرزنش میشود. نه آن گل، واقعاً گل است که دو روی داشته باشد و نه آن دُر، واقعاً دُر است که یتیم باشد.
گر نیارامد زلفِ تو عجب نبود زانکبر جهاندَش همه آن دُرِّ بناگوشِ چو سیم
هوش مصنوعی: اگر زلفهای تو آرام نگیرد، جای تعجب نیست، زیرا بر گردن عالم آن دُرّ زیبا همچون نقره آویخته شده است.
مَبر از من خرد، آن بس نبود کز پیِ توبسته و کشته زلف تو بود مردِ حکیم؟
هوش مصنوعی: این بیت به معنای این است که عقل و خرد من نرود، زیرا به خاطر تو و به خاطر زلف تو، حکیمان و دانشمندان نیز گرفتار و گرفتار شدهاند. یعنی عشق و زیبایی تو آنقدر تاثیرگذار است که حتی افراد دانا و خردمند هم از آن اثر میپذیرند و به دام عشق میافتند.
دژم و ترسان کی بودی آن چشمکِ توگر نکردیش بدان زلفکِ چون زنگی بیم
هوش مصنوعی: وقتی که چشمان تو با آن زلفهای جذاب و جالب به من مینگرد، دیگر ترس و غم در دل من جایی ندارد.
زلفِ تو کیست که او بیم کند چشمِ ترایا کیی تو که کنی بیم کسی را تعلیم؟
هوش مصنوعی: زلف تو چه کسی است که از نگاه تو بترسد؟ و تو کیستی که بتوانی کسی را بترسانی یا بر او تسلط داشته باشی؟
این دلیری و جسارت نکنی بارِ دگرگر شنیدستی نامِ مَلکِ هفت اقلیم
هوش مصنوعی: اگر دوباره جرأت و شجاعت به خرج نمیدهی، بدان که نام پادشاه هفت اقلیم را شنیدهای.
خسروِ ایران میرِ عرب و شاهِ عجمقصّه موجز به، سلطانِ جهان ابراهیم
هوش مصنوعی: خسرو ایران، فرمانده عرب و پادشاه عجم، داستانی مختصر و در عین حال بزرگ از ابراهیم، سلطان جهانیان را به تصویر میکشد.
آنکه چون جدّ و پدر در همه احوال مدامذاکر و شاکر یا بیش تو از ربِّ علیم
هوش مصنوعی: کسی که در تمام شرایط مانند جد و پدرش همواره یاد و شکر خدا را به جا میآورد، از خداوند دانا میطلبد.
پادشا در دلِ خلق و پارسا در دلِ خویشپادشا کایدون باشد، نشود ملک سقیم
هوش مصنوعی: اگر پادشاهی در دل مردم و پارسا در دل خود باشد، آن وقت پادشاهی که نیکوکار است، باعث نمیشود ملک بیمار و ناتوان شود.
ننماید بجهان هیچ هنر تا نکنددر دل خویش بر آن همّتِ مردان تقدیم
هوش مصنوعی: بدون تلاش و عزم جدی در دل خود، هیچ هنری در دنیا نمود پیدا نمیکند.
طالب و صابر و بر سرِّ دل خویش امینغالب و قادر و بر منهزمِ خویش رحیم
هوش مصنوعی: به دنبال هدف خود هستم و بر روی احساسات و رازهای قلبم صادق و وفادارم. من具 اعتماد به نفس و قدرت هستم و با وجود چالشها و مشکلات، مهربانانه به مسیر خود ادامه میدهم.
همّت اوست چو چرخ و درمِ او چو شهابطمع پیر و جوان باز چو شیطانِ رجیم
هوش مصنوعی: عزم و اراده او مانند چرخ در حرکت است و مال او همچون شهابی درخشان میباشد. آرزوی پیر و جوان به اندازهی وسوسههای شیطان است.
بی از آن کامد ازو هیچ خطا از کم و بیشسیزده سال کشید او ستمِ دهرِ ذمیم
هوش مصنوعی: هیچ اشتباهی از او به وجود نیامده و او به مدت سیزده سال، در برابر سختیها و ظلمهای روزگار تحمل کرده است.
سیزده سال اگر مانَد در خلد کسیبر سبیلِ حبس آن خلد نماید چو جحیم
هوش مصنوعی: اگر کسی سیزده سال در بهشت بماند و به خاطر زندانی بودنش در آنجا، آن بهشت به شکل جهنم درآید، حالتی از عذاب و رنج را تجربه خواهد کرد.
آنچه خواهی بینی ناکرده گناهنیکوان چهره آزاده برند دیهیم (؟)
هوش مصنوعی: آنچه که میخواهی ببینی، گناه نکرده نیکان را منعکس میکند و چهرههای آزادگان را به یاد میآورد.
سیزده سال شهنشاه بماند اندر حبسکز همه نعمت گیتیش یکی صبر ندیم
هوش مصنوعی: سیزده سال شاه در زندان ماند و از تمام نعمتهایی که داشت، فقط یک صبر برایش باقی ماند.
هم خدا داشت مر او را ز بد خلق نگاهگرچه بسیار جفا دید ز هر گونه ز بیم
هوش مصنوعی: او به خاطر بدخلقی و بدرفتاریهایی که دید، همچنان خداوند را در دل خود داشت و با وجود تمام سختیهایی که از دیگران متحمل شد، به خاطر ترسی که از خدا داشت، صبر کرد.
چو دهد مُلک خدا باز همو بستاندپس چرا گویند اندر مَثَل المُلکُ عقیم
هوش مصنوعی: وقتی خداوند قدرت و سلطنت را بدهد، دوباره میتواند آن را پس بگیرد. پس چرا میگویند که حکومت و سلطنت هیچگاه باقی نمیماند؟
خسروا، شاها، میرا، ملکا، دادگرا،پس ازین طبل چرا باید زد زیرِ گلیم
هوش مصنوعی: ای خسرو، ای شاه، ای میر، ای پادشاه دادگر، دیگر چرا باید زیر گلیم به صدا درآوردن طبل را ادامه داد؟
بشنو از هر که بود پند و بدان باز مشوکه چو من بنده بود ابله و با قلبِ سلیم
هوش مصنوعی: به هر کسی که نصیحتی میکند گوش کن و از آن درس بگیر، اما خودت را از راه درست منحرف نکن؛ چرا که من هم زمانی فردی نادان و سادهدل بودم.
خرد از بیخردان آموز ای شاهِ خردکه بتحریفِ قلم گشت خطِ مرد قویم
هوش مصنوعی: ای پادشاه خرد، از نادانان بیاموز که با تحریف کلام، خط و نشانهی مردان بزرگ دستخوش تغییر شده است.
رسمِ محمودی کن تازه بشمشیر قویکه ز پیغام و ز نامه نشود مرد خصیم
هوش مصنوعی: باید مانند محمود، با قدرت و تازگی به میدان نبرد بروی، زیرا دشمن از پیام و نامه نمیترسد.
تیغ بر دوش نه و از دی و از دوش مپرسگر بخواهی که رسد نامِ تو تا رکنِ حطیم
هوش مصنوعی: با شمشیر بر دوش و بدون نگرانی از دشواریها، اگر میخواهی نامت به عرش برسد، نباید از هیچ چیزی بپرسی و باید با قوت و اراده حرکت کنی.
قدرتی بنمای از اوّل و پس حلم گزینحلم کز قدرت نبوَد نبوَد مرد حلیم
هوش مصنوعی: توانایی خود را در ابتدا نشان بده، اما بعد از آن صبر و بردباری را برگزین. زیرا صبوری که از قدرت ناشی نشود، نشان از شخصیت یک انسان باوقار و بافضیلت است.
کیست از تازک و از ترک درین صدرِ بزرگکه نه اندر دلِ او دوستتری از زر و سیم
هوش مصنوعی: کیست در این جایگاه بزرگ که در دل او علاقهمندی به کسی بیشتر از طلا و نقره نباشد؟
با چنین پیران لا، بل که جوانانِ چنینزود باشد که شود عقدِ خراسان تنظیم
هوش مصنوعی: با وجود چنین افراد سالخوردهای، بهنظر میرسد که جوانان هم بهزودی میتوانند به قرارداد خراسان بپردازند.
آنچه از سیرتِ نیکو تو همی نشر کنینه فلان خسرو کرد و نه امیر و نه زعیم
هوش مصنوعی: آنچه از ویژگیهای خوب و رفتار نیکو تو به نمایش میگذاری، نه فلان پادشاه و نه رهبران دیگر قادر به انجام آن هستند.
چه زیانست؟ اگر گفت ندانست کلامکز عصا مار توانست همی کرد کلیم
هوش مصنوعی: چه ضرری دارد اگر کسی بگوید نمیداند؟ زیرا از عباتی که موسی با عصای خود به موریانه تبدیل کرد، او توانست معجزاتی بزرگ انجام دهد.
بتمامی ز عدو پای نباید شد از آنکوقت باشد که نکو ماند نقطه بدو نیم
هوش مصنوعی: نباید به دشمن امید داشت و از او ترسید، زیرا زمانهای فرامیرسد که نیکوکار از بدکار جدا خواهد شد.
حاسد امروز چنین متواری گشت و خموشدی همی بازندانستمی از دابشلیم
هوش مصنوعی: امروز حسود به شدت ناپدید و ساکت شده است و دیروز نمیتوانست از شیوه غلط خود دست بکشد.
مرد کو را نه گهر باشد و نه نیز هنرحیلتِ اوست خموشی چو تهی دست غنیم
هوش مصنوعی: مردی که نه ثروتی دارد و نه هنری، در واقع به خاطر نادانیاش بیصدا و بیعمل میماند. خاموشی او مانند فقرش است و این سکوت، در حقیقت، بهترین فرصت برای اوست.
شکر کن شکر خداوندِ جهان را که بداشتبتو ارزانی بی سعیِ کس این مُلکِ قدیم
هوش مصنوعی: سپاسگزار خداوند جهان باش که بدون هیچ تلاشی از سوی تو، این سرزمین باستانی را به تو ارزانی داشته است.
نه فلان کرد و نه بهمان و نه پیر و نه جواننه ز تحویلِ سرِ سال بدو نز تقویم
هوش مصنوعی: نه کسی به او توجه کرد و نه کسی به او اهمیت داد، نه پیرمردی به او نگریست و نه جوانی. او حتی از تغییر سال و مناسبتهای تقویمی هم بیخبر ماند.
بلکه از حکمِ خداوندِ جهان بود همهاز خداوندِ جهان حکم و ز بنده تسلیم
هوش مصنوعی: همه چیز تحت فرمان خداوند جهان است و از آنجا که خداوند به همه امور حکم میفرماید، بندگان نیز باید تسلیم این اراده شوند.
تا بگویند که سلطانِ شهید از همّتبود از هر چه مَلک بود به نیکوییِ خیم
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که میخواهند بگویند که امامی که جانش را فدای مردم کرده، در نتیجهی اراده و تلاش خود، از هرگونه سلطنت و قدرت، به زیبایی و شایستگی در خیمهگاه خود جلوهگر است.
شاد و خرّم زی و می میخور از دستِ بتیکه بود جایگهِ بوسه او تنگ چو میم
هوش مصنوعی: شاد و سرزنده زندگی کن و از دست بت محبوب خود می نوش که جایگاه بوسهاش تنگ و محدود است.
دشمنت خسته و بشکسته و پا بسته ببندگشته دلخسته وزان خسته دلی گشته سقیم
هوش مصنوعی: دوست تو که خسته و دلbroken و گرفتار شده، حالا دلش از این وضعیت خسته است و از این ناگواری دلی بیمار و رنجور پیدا کرده است.
تو کن از داد و دلِ شاد ولایت آبادهرگز آباد مباد آنکه نخواهدت عظیم
هوش مصنوعی: هرگز چیزی که شاد و باصفا است، نباید ویران شود، مگر اینکه کسی وجود داشته باشد که خواهان ویرانی آن باشد.