هوش مصنوعی: در چهارم محرم سال ۴۲۸ هجری، امیر با لشکری بزرگ به سرخس آمد و خیمهزنی کرد. در روز نهم، نامهای از حسین سیاری به امیر رسید که حاکی از مرگ او بود. در این مدت، اخبار نهانی از خوارزم رسید که هرون برای جنگ به مرو میآید. نامهای نیز از خواجه بزرگ احمد عبد الصمد رسید که نشاندهنده وضعیت نابهسامان هرون و خوارزم بود. امیر بر اساس این اطلاعات، تصمیم گرفت که به مرو برود تا به اوضاع بینظامی در ری و دیگر مناطق رسیدگی کند. او، در ادامه، درباره برنامههای مشخصی برای مقابله با هرون و پراکندگی نیروهای ترکمانان صحبت کرد و امیدوار بود که مشکلات موجود حل شود.
هوش مصنوعی: غرّتش در روز شنبه بود. امیر، رضی الله عنه، در چهارم محرّم به سرخس وارد شد. در کنار جوی بزرگ، پرده و خیمههای بزرگی برپا کرده بودند و لشکر بسیار زیادی در لشکرگاه حضور داشت.
هوش مصنوعی: در روز یکشنبه نهم این ماه، نامهای از صاحب برید ری دریافت شد که از فوت بوالحسن سیّاری، رحمهالله علیه، خبر میداد. او شخصی با شخصیت و شایسته بود که مسئولیتهای مهمی را عهدهدار بود و به شدت مورد احترام قرار داشت.
هوش مصنوعی: امیر دستوری فرستاد به بسیستان و عزیز پوشنجه که آنجا بود، تا به سمت ری برود و در مقابل صاحب دیوان قرار گیرد. نامهای نیز به خواجه بوسهل حمدوی که عمید عراق بود، در مورد این موضوع ارسال شد.
هوش مصنوعی: در این دو یا سه روز اخیر، نامههای محرمانهای از خوارزم رسید که در آنها به اقداماتی اشاره شده بود که قرار است انجام شود تا به مرو برسند. این نامهها به خواجه بزرگ احمد عبد الصمد ارسال شد.
هوش مصنوعی: پیامی از طرف خواجه بزرگ به دستم رسید. در آن نوشته شده بود که با وجود مشغلههای زیاد در ختلان و تخارستان، بنده همچنان به کار هرون مخذول و خوارزم که از مهمترین وظایف است، پرداخته و اوضاع را بهبود بخشیدهام. کارها به لطف دولت عالی پیشرفت کرده و به وضعیتی رسیده که روزی که هرون مخذول از خوارزم به مرو برود، ده غلامی که با معتمدان بنده بیعت کردهاند، او را خواهند کشت. وقتی وی کشته شود، آن کار ناتمام خواهد ماند و بندهزاده عبدالجبار از مخفیگاه بیرون خواهد آمد و شهر را تصرف خواهد کرد و لشکری را با شمشیر و طلا تجهیز خواهد کرد که محمودیان و آلتونتاشیان نیز به بنده در این بیعت پیوستهاند. تمام تلاشم را کردهام تا آنچه خداوند مقدر کرده است، محقق شود. این ده غلام که نزدیکترین افراد به هرون هستند، چندین بار تلاش کردند تا این نقشه را عملی کنند، اما موفق نشدند، زیرا در کوشک مستقر هستند و با احتیاط عمل میکنند و هیچگونه تماشا یا تفریحی ندارند و به طور مداوم در حال آمادهسازی برای حمله به مرو هستند.
هوش مصنوعی: پس از آنکه معما را حل کردم و نسخهای روشن نوشتم، خواجه بونصر نماز دیگری را خواند و بسیار خوشحال شد و به خدمت من آمد. در آن حین که من ایستاده بودم، حدیثی از احمد ینالتگین مطرح شد و هر کس چیزی میگفت. همچنین حدیث هرون و خوارزم نیز مطرح گردید. حاجب بو النّضر گفت: کار هرون باید مانند کار احمد مورد توجه قرار گیرد و خبر هر ساعت به ما میرسد. او ادامه داد: «امیدوارم که این چنین باشد.» بونصر ترجمه معما را به شخصی که دوات در دست داشت، سپرد تا امیر آن را بخواند و نوشتند و دوباره به بونصر بازگرداندند. سپس یک ساعت دیگر به صحبت پرداختند و امیر با اشارهای به قوم نشان داد که بازگردند. خواجه بونصر دوباره آمد و باز هم خواندند و تا زمان نماز شام وقت خالی داشتند. سپس بونصر بازگشت و به خیمهاش رفت و مرا به حضور فراخواند و گفت:
هوش مصنوعی: امیر وقتی به این معما رسید، بسیار خوشحال شد و گفت: نظر من این است که به مرو بروم؛ اگر مقام هرون به من برسد، باید به نشابور بروم تا اوضاع ری و جبال که به هم ریخته، مرتب شود و گرگانیان مالی بفرستند. من گفتم: عمر خداوند دراز باد، اگر مقام هرون به من برسد، و ان شاء الله که به زودی این امارت محقق شود، و اگر دیرتر طول بکشد، نظر درستتر من این است که خداوند به مرو برود، زیرا این ترکمانان در آن منطقه پراکندهاند و بیشتر قدرتشان به سمت بلخ و تخارستان متمرکز است، تا بتوانیم آنها را سرکوب کنیم؛ همچنین باید تأمین کنیم که ارتباط آنها با ماوراء النهر قطع شود، چون کسانی در بخارا و سمرقند نوشتهاند که قصد دارند دوباره مفسدان را به وجود آورند تا از جیحون عبور کنند.
هوش مصنوعی: با توجه به نزدیکی راههای ارتباطی بین بلخ و جیحون، در مرو که به عنوان واسطهای برای خراسان شناخته میشود، تمامی مشکلات و خللها از میان برداشته خواهد شد. امیر گفت: «این درست است، اکنون بهتر است چند روزی در سرخس بمانیم تا ببینیم وضعیت چگونه پیش میرود.» بونصر در این امور همیشه پیشبینتر از دیگران بود و خداوند بر همگان رحمت کند و برکات و نعمتهایش را شامل حال همه نماید.