هوش مصنوعی: در روز جمعه، شش روز مانده به ماه شعبان، نامهای از غزنین رسید که خبر از درگذشت بوالقاسم علی نوکی، پدر خواجه بونصر، میداد. او در زمان سلطان ابومظفر ابراهیم، مسئولیتی در دربار داشت. بوالقاسم به عنوان جانشین حسین پسر عبدالله دبیر منصوب شد، که به دلایلی از جمله عدم تمایل حسین به پذیرش این سمت، این تغییر انجام گرفت.
پس از آن، هزیمتیان که به حالتی شکستخورده و شرمنده به کشور بازگشتند، با عتاب از امیر مواجه شدند. امیر به آنها گفت که این اوضاع نتیجهای است که مقدر شده بود. در این میان، سالار هم به امیر مراجعه کرد و از نافرمانی مقدمان سخن گفت و اعلام کرد که اگر آنها فرمانبردار بودند، میتوانستند تمام ترکستان را تسخیر کنند.
به طور کلی، این دوران مشکلات زیادی برای پادشاه به دنبال داشت. این مسائل نشاندهنده چالشها و دشواریهایی بود که او در حکومتداری مواجه بود و در نهایت، ناپایداریهایی که در حکومتش به وجود آمد، به سقوط او منجر شد. این وقایع و دشواریها در تاریخ ثبت شده و ادامه خواهد داشت.
هوش مصنوعی: در روز جمعه، شش روز مانده به پایان ماه شعبان، نامهای از غزنین رسید که خبر از وفات بوالقاسم علی نوکی، رحمت الله علیه، پدر خواجه بونصر، که در حال حاضر در کشور مشغول خدمت است، میداد. این خبر در زمان حکومت سلطان معظّم ابومظفّر ابراهیم ابن ناصر دین الله مسعود، رضی الله عنه، بهدست رسید. بوالقاسم در دو سال گذشته مسئولیت مهمی داشته که امیر، رضی الله عنه، آن را به حسین پسر عبدالله واگذار کرده بود. اما به دلیل احترام به بوالقاسم و جایگاه او، این مسئولیت دوباره به او داده شد. حسین، که خویشاوندی با خانوادههای مهم داشت و پسر یکی از مقامهای دیوان رسالت امیر محمود بود، به دلیل روابط نزدیک و احترام، از اینکه درخواست بوالقاسم را رد کند، اجتناب کرد. بنابراین، این تغییر در مسئولیتها به نمایندگی از احترام و اعتبار خاندان بزرگ صورت گرفت و من ناچارم تا این وضعیت را بهطور دقیق بیان کنم تا حق و حقوق این خاندان بزرگ را ادا کرده باشم.
هوش مصنوعی: پس از این، افرادی که شکست خورده بودند به اطراف آمدند و در هر جایی که میرفتند، دلشکسته و شرمنده بودند. امیر دستور داد تا دلهایشان را تقویت کنند و آنچه که گذشته را به قضا واگذار کردند. سپس با افراد برجسته خود درباره ی عتابهایی تند صحبت کرد که به خاطر مخالفت سالار بودند و آنها عذر خواستند. من از حاجب نوشتگین و لوالجی شنیدم که پیش خواجه بونصر میگفت که او به تنهایی فقط دو بار یک میلیون درم بیشتر از قبل به دست آورده است. سالار نیز آمد و حال خود را با امیر در میان گذاشت و گفت: اگر افراد برجسته نافرمانی نمیکردند، میتوانستم به راحتی تمام ترکستان را با این لشکر فتح کنم. امیر گفت: خدا از او راضی باشد، که ما به این وضعیت دچار شدهایم و خدمات و نصیحتهای تو روشن شده است. همچنین غلامان سرایی نیز با حالتی شکسته و افسرده رسیدند، اما بیشتر آنها سوار بودند.
هوش مصنوعی: این نخستین بار بود که این پادشاه دچار ننگ و رسوایی بزرگی شد. پس از آن، این ننگ بر ننگهای دیگر افزوده شد تا اینکه جان باخت و با درد و افسوس از این دنیا رفت. باید در این مورد توضیحات بیشتری ارائه دهم، ان شاء الله. چگونه میتوانست با تقدیر پیش آمده مقابله کند، در حالیکه در علم غیب مشخص شده بود که سلجوقیان به این سرزمین خواهند رسید. خداوند هر چه بخواهد انجام میدهد و آنچه را اراده کند، حکم میکند. همه حکومتها به وحدت نیکو است و باید کتابهای تاریخ و اخبار را خواند که حاوی شگفتیها و نکتههای بسیار است. باید مراقب باشیم که زود بر زبان دیگران در مورد این پادشاه بزرگ بیفتد و نتواند خود را کنترل کند. هرچند او در امر حکومت استبدادی قوی داشته و خطاهایی در مدیریت رخ داده، اما همه اینها باید به اراده خداوند نسبت داده شود، چرا که هیچ بندهای نمیتواند به خود آسیب بزند. بعد از این جنگ، همه فقط در مورد آن صحبت میکردند و به بوالفتح حسرت میزدند و لشکر را نیز سرزنش میکردند، به ویژه آن دسته که در جنگ حضور داشتند و بیشترشان وسایل و تجهیزاتشان را از دست داده بودند.