هوش مصنوعی: امیر پس از دریافت نامهای از سپاه سالار علی، عازم بلخ شد. در این نامه گفته شده بود که بوری تگین فرار کرده و سپاه سالار پیشنهاد کرده بود که او را دستگیر کنند. امیر به بلخ رسید و با مشاورانش جلسهای ترتیب داد تا در مورد اقداماتی علیه بوری تگین تصمیم بگیرند. وزیر امیر به او هشدار داد که نباید در زمستان به جنگ بپردازد و بهتر است که نیروها را برای زمان بهار آماده کند. در پایان، امیر تصمیم گرفت که به دنبال بوری تگین برود و برنامهریزی لازم را انجام دهد.
پس از آن، امیر نامهای به بگتگین ارسال کرد تا پل جیحون را برای عبور آماده کند. بگتگین این کار را انجام داد و امیر آمادهای برای حرکت شد. اما در این بین، وزیر و دیگران نگران عواقب این جنگ بودند و به امیر نسبت به خطرات هشدار دادند. در نهایت، امیر با اصرار به سمت بوری تگین حرکت کرد و در این راستا تصمیمات مختلفی اتخاذ کرد تا از مزایای احتمالی آن بهرهمند شود.
هوش مصنوعی: امیر از آن جا حرکت کرد و به سمت بلخ رفت. در راه خبری دریافت از سپاه سالار علی مبنی بر اینکه بوریتگین فرار کرده و به میان کمیجیان رفته است. از او پرسیده بودند که با این حال چه باید کرد؟ آیا باید او را تعقیب کنند یا در همان جا بمانند یا بازگردند؟ پاسخ داده شده بود که باید به بلخ رفت تا تصمیم مناسبی اتخاذ شود. امیر روز پنجشنبه چهاردهم صفر به بلخ رسید و در باغی فرود آمد. سپاه سالار علی نیز پس از یازده روز از آنها رسید و امیر را دید و گفت: «درست بود که این دشمن را میگرفتیم، چون او موجب فساد در همه جا بود.» او همچنین اشاره کرد که مردم ختلان به خاطر بوریتگین و لشکرش دچار زحمت شده بودند و حتی ادعا کردند که هرگاه سلجوقیان بخواهند خراسان را بگیرند، او به عنوان یک ملکزاده سزاوارتر خواهد بود.
هوش مصنوعی: امیر جلسهای با وزیر و بزرگان برگزار کرد و گفت که اولویت اصلی باید این باشد که در این زمستان کار بوریتگین را پیش ببریم و در بهار به جنگ با ترکمانان بپردازیم. وزیر به او پاسخ نداد، اما امیر خواست که صحبت کند. وزیر گفت که موضوع جنگ حساس است و افرادی که در این کارها تخصص دارند باید در مورد آن صحبت کنند. او ادامه داد که او نمیتواند در این مورد نظر بدهد زیرا ممکن است خداوند از آن ناراحت شود. او همچنین به نکتهای اشاره کرد که اگرچه سلطان در کاری اصرار داشته باشد، اما باید به نصایح و مشاورههای دیگران گوش دهد. وزیر تاکید کرد که در این شرایط نامناسب، نباید لشکر را به کار مشغول کرد، چرا که برای جنگ در زمان درست باید در فصل نوروز یا زمان برداشت غله آماده شوند. او پیشنهاد داد که باید نامهای به والی چغانیان و پسران علی تگین نوشت تا آنها به کمک بوریتگین بیایند و در صورت بروز خطر، لشکر ما را محافظت کنند. همه حاضرین با این نظر موافقت کردند و امیر گفت که در این مورد خوب فکر خواهد کرد و آنها جلسه را ترک کردند.
3
[تصمیمامیردررفتندرپیبوریتگین]
هوش مصنوعی: تصمیم امیر برای رفتن به دنبال بوری تگین نشاندهنده علاقه و اراده او برای رسیدن به اهدافش است. این اقدام میتواند به عنوان نشانهای از قدرت و اراده او برای مواجهه با چالشها در نظر گرفته شود. امیر با این تصمیم خود به دنبال پیشرفت و موفقیت بیشتر در مسیر خود است.
هوش مصنوعی: امیر تصمیم گرفت که به این مرد رسیدگی کند. در هشتم ماه ربیع الاول، نامهای به بگتگین چوگاندار محمودی فرستاد و خواست تا پلی بر روی جیحون بسازد، زیرا حرکت ارتش به زودی آغاز خواهد شد. بعد از قتلغ سبکتگینی، کوتوالی ترمذ به بگتگین سپرده شده بود و او مردی شجاع و دلیر بود که در میدانهای جنگ به خوبی ظاهر شده بود. پاسخ رسید که پل در آن محل ساخته شده و در میانه جزیره، پلی محکم و استوار وجود دارد که تمامی تجهیزات و کشتیها نیز از زمان فرمان امیر محمود در آنجا آماده بودند. امیر افرادی را برای محافظت از پل تعیین کرد تا در روز و شب مراقب باشند و دشمن نتواند به آن آسیب برساند. وقتی این جواب به امیر رسید، او تصمیم به حرکت گرفت و هیچکس جرات نداشت در این موضوع صحبتی کند، زیرا امیر به شدت ناراحت بود و هر روز خبرهای پراکندهای به او میرسید که او را آشفته میکرد.
هوش مصنوعی: او در مدت نه سال، کارهایی بیفکر و ناپخته انجام داده و حالا نتیجهاش نمایان شده است. جالبتر این است که او هیچگاه از سرکشی و استبداد خود دست برنداشت، و این سؤال پیش میآید که چطور ممکن است در این شرایط متوقف شود، در حالی که تقدیر الهی آمادهٔ تحمیل سرنوشتی بر اوست. وزیر بارها به استادم گفت: «آیا میبینی چه خواهد شد؟ در چنین وضعیتی آدم باید به بوریتگین برسد.» این کنش چگونه پیش خواهد رفت، تنها خداوند میداند و ذهنها از درک آن عاجزند. بو نصر پاسخ داد که «جز سکوت چارهای نیست؛ زیرا نصیحتی که ممکن است به انزوا برود، بیهوده است.» تمام اطرافیان از اوضاع مطلع بودند و درباره آن صحبت میکردند. بو سعید مشرف دست به کار شد و هر آنچه که نوشته بود، نتیجهای نداشت. وقتی پیش امیر رفتند، به خاطر همنوایی با او در سخن گفتن، به خشم او دامن زدند.
هوش مصنوعی: در روز جمعه سیزدهم ربیعالاول، بو القاسم دبیر که صاحب بریدی در بلخ بود، فوت کرد. در این تاریخ، دیگر نیازی به توضیح در مورد او نیست. روز بعد، شغل بریدی به میرک بیهقی واگذار شد و استاد من به خوبی او را در این کار یاری کرد و مشکلاتی که بین او و وزیر وجود داشت، حل شد تا کار به درستی پیش برود و خلعتی نیکو به او دادند.