قطعه شمارهٔ ۲۹
هوش مصنوعی: نویسنده در شعر خود به دوستی که سلام فرستاده پاسخ میدهد. او بیان میکند که پس از مدتها به خانهاش بازگشته، اما هنوز نمیتواند از خانه خواجه خارج شود. دلیل این امر را وجود وکیل قاضی و خطر زندان بیان میکند، چرا که اگر از آستان خواجه خارج شود، ممکن است به رسوایی و زندان برود. شاعر به وضوح نشان میدهد که خواجه برای او یک حصار ایمن است و در برابر هر گونه تقاضایی از سوی دیگران، از خود حمایتی نشان میدهد. او در نهایت با اشاره به ناپایداری دنیا و وابستگی به خواجه، نوعی تسلیم و بندگی را تحلیل میکند.
به من سلام فرستاد دوستی امروزکه ای نتیجهٔ کلکت سواد بینایی
هوش مصنوعی: امروز دوستی به من پیام سلامی فرستاد و گفت: ای حاصل نهایی علم و دانش، از بینایی خود بهره ببر.
پس از دو سال که بختت به خانه باز آوردچرا ز خانهٔ خواجه به در نمیآیی
هوش مصنوعی: پس از دو سال که شانس به سراغت آمده، چرا از خانهٔ صاحبخانه بیرون نمیروی؟
جواب دادم و گفتم بدار معذورمکه این طریقه نه خودکامیست و خودرایی
هوش مصنوعی: من پاسخ دادم و گفتم مرا ببخشید، زیرا این رفتار نه به معنای خودخواهی و نه به معنای اعمال سلیقه شخصی است.
وکیل قاضیام اندر گذر کمین کردهستبه کف قبالهٔ دعوی چو مار شیدایی
هوش مصنوعی: وکیل من در راه، به طور پنهانی منتظر نشسته است و مانند ماری که به طعمهای نزدیک شده، در دست خود مدارک دعوی را دارد.
که گر برون نهم از آستان خواجه قدمبگیردم سوی زندان برد به رسوایی
هوش مصنوعی: اگر از درگاه آقای خود بیرون بروم، ممکن است قدم به زندان بگذارم و با رسوایی روبهرو شوم.
جناب خواجه حصار من است گر اینجاکسی نفس زند از حجت تقاضایی
هوش مصنوعی: جناب خواجه، محفل من تحت حفاظت شماست. اگر کسی در اینجا نفس بکشد، از شواهد و دلایل شما درخواست میکند.
به عون قوت بازوی بندگان وزیربه سیلیاش بشکافم دماغ سودایی
هوش مصنوعی: من با کمک نیروی بازوهای بندگان، دمی حواسپرت را با قدرت میشکافم.
همیشه باد جهانش به کام وز سر صدقکمر به بندگیاش بسته چرخ مینایی
هوش مصنوعی: همیشه بادی که در دنیا هست به خوبی و خوشیاش میوزد و او با صداقت و ایمان، خود را به خدمت و بندگی او درآورده است.