غزل شمارهٔ ۵۷
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی فردی خاص و دلبرانه صحبت میکند که دارای ویژگیهای زیبایی و کمال است. شاعر اشاره میکند که این شخص باوجود شیرینی و دلبری دیگران، به نوعی ارجمندتر از همه است و او را به سلیمان زمان تشبیه میکند. شاعر از عشق و دلبستگی خود به این فرد میگوید و از درد جدایی و فراقش شکایت میکند. در نهایت، حافظ به محبت و قدرشناسی از این شخص اشاره میکند و او را مورد احترام قرار میدهد، زیرا او دارای روحی با عظمت و بخشنده است که میتواند دلها را التیام بخشد.
آن سیهچَرده که شیرینیِ عالَم با اوستچَشْمِ مِیگون، لبِ خَندان، دِلِ خُرَّم با اوست
آن زیباروی سبزه (تیرهگون) که شیرینی دو عالم را در خود جمع کرده و چشمان پر می و مست دارد و چهره خندان دارد؛
گرچه شیریندَهَنان پادشهاناند ولیاو سلیمانِ زمان است که خاتَم با اوست
اگرچه خوشدهنان روزگار در حکم پادشاهان هستند اما لبهای زیبای او چنان است که حکم خاتم سلیمان را دارد.
روی خوب است و کمالِ هنر و دامن پاکلاجَرَم، هِمَّتِ پاکانِ دو عالَم با اوست
زیبا روی و پاکدامن و هنرمند است و به همین خاطر، همّت و دعای همه پاکان دو عالم همراه و یاور اوست.
خالِ مُشْکین که بدان عارِضِ گَنْدُمگون استسِرِّ آن دانه که شُد رَهْزَنِ آدَم با اوست
سرّ و راز آن دانه که آدم را در بهشت فریفت در آن خال سیاه است که بر چهره سبزه و گندمگون اوست.
دلبرم، عَزْمِ سَفَر کَرْد خُدا را یارانچه کُنَم با دِلِ مجروح؟ که مَرْهَم با اوست
دلبر و محبوبم قصد سفر کرده است با این دل مجروح و زخمدیده چه کنم؟ که مرهم و داروی آن دیدار اوست؟
با که این نکته توان گفت که آن سنگیندِلکُشْت ما را و دَمِ عیسیِ مَریم با اوست؟
این نکته را برای که بگویم و چه کسی آنرا درک میکند که آن بیرحم و سنگیندل مرا کشته و همصحبتی با او تنها زندگیبخش من است.
«حافظ» از مُعْتَقِدان است گرامی دارَش!زان که بخشایشِ بس روحِ مُکَرَّم با اوست
حافظ را بیدین مشمار و او را گرامی بدار زیرا که بخشایش و لطف بسی روح مکرّم و گرانقدر با اوست.