غزل شمارهٔ ۱۹۶
هوش مصنوعی: این شعر از حافظ به تعبیر عشق و علاقه انسانها به یکدیگر و پیچیدگیهای آن میپردازد. شاعر در آغاز به تغییر و زیبایی خاک به کیمیا اشاره میکند و میپرسد آیا معشوقی به او توجه خواهد کرد یا نه. او همچنین به دردهایش که از طبیبان بیفایده است، اشاره میکند و امیدوار است که از عالم غیب درمانی بیابد.
شاعر میگوید معشوق نقاب از چهره برنمیدارد و هر کس به طرز خود داستانی برای گفتن دارد. او عاقبت را نه در رندی، بلکه در عنایت خداوند میبیند و از داشتن بینش درست و معاملاتی صادقانه با آشناها سخن میگوید.
حافظ به فتنهها و رمز و رازهایی که در پس پرده وجود دارد اشاره میکند و میگوید نمیتوان زود به قضاوت پرداخت. او همچنین به بهرهمندی از زندگی و زیباییهای آن تأکید میکند و به اهمیت توبه و پرهیز از ریا در عبادت اشاره دارد.
در نهایت، شاعر به این نکته میرسد که در دنیای متغیر و پر از حسادت، کسی از دیگری توقع دلسوزی ندارد، و یادآور میشود که عشق و وصال گاهی برای افرادی که در جهل و نیازند، دستیافتنی نیست.
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنندآیا بُوَد که گوشهٔ چشمی به ما کنند
آنان که خاک را با نگاهی به طلا تبدیل میکنند، آیا ممکن است نگاهی هم به ما بیندازند؟
دَردَم نهفته بِه ز طبیبانِ مدعیباشد که از خزانهٔ غیبم دوا کنند
درد من پنهان بماند بهتر از این است که به پزشکهایی رجوع کنم که فقط ادعا دارند؛ امید است که مرا از عالم غیب درمان کنند.
معشوق چون نقاب ز رخ درنمیکشدهر کس حکایتی به تَصوّر چرا کنند؟
هوش مصنوعی: وقتی معشوق چهرهاش را نمایان نمیکند، چرا هر کسی داستانی برای خود تصور کند؟
چون حُسنِ عاقبت نه به رندی و زاهدیستآن بِه که کارِ خود به عنایت رها کنند
هوش مصنوعی: زیبایی پایانی کار نه به تلاشهای رندانه یا زاهدانه بستگی دارد؛ بلکه بهتر است که انسان کارهای خود را به دست لطف و رحمت الهی بسپارد و از آن آزاد بگذارد.
بی معرفت مباش که در منیزیدِ عشقاهلِ نظر معامله با آشنا کنند
بی معرفت نباش چون در مزایده عشق، اهل نظر فقط با آشنایان معامله می کنند
حالی درونِ پرده بسی فتنه میرودتا آن زمان که پرده برافتد چهها کنند
هوش مصنوعی: وضعیت درونی پر از آشوب و ناآرامی است و تا زمانی که پرده افکنده نشده، نمیتوان فهمید که چه مسائل و حوادثی پیش خواهد آمد.
گر سنگ از این حدیث بنالد عجب مدارصاحبدلان حکایتِ دل خوش ادا کنند
اگر سنگ هم از این داستان ناراحت شود، شگفتزده نشو، زیرا صاحبدلان داستان دل را به زیبایی بیان میکنند.
مِی خور که صد گناه ز اغیار در حجاببهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند
هوش مصنوعی: از شراب بنوش که اشتباهات و گناهان دیگران در پس پرده بهتر است از عبادتی که به خاطر نمایش و ریا انجام شود.
پیراهنی که آید از او بویِ یوسفمترسم برادران غَیورش قَبا کنند
پیراهنی که از آن بوی یوسف میآید، نگرانم که برادران حسودش آن [پیراهن] را پاره کنند.
بگذر به کویِ میکده تا زُمرِهٔ حضوراوقاتِ خود ز بهر تو صرفِ دعا کنند
هوش مصنوعی: به محلهٔ میکده برو تا گروهی از مردم به خاطر تو دعا و آرزو کنند.
پنهان ز حاسدان به خودم خوان که مُنعِمانخیرِ نهان برایِ رضایِ خدا کنند
پنهانی و دور از چشم حسودان مرا نزد خود بخوان، زیرا افراد نیکوکار برای رضای خدا کارهای خیر را پنهانی انجام میدهند.
حافظ دوامِ وصل میسر نمیشودشاهان کم التفات به حالِ گدا کنند
هوش مصنوعی: دائم بودن ارتباط و وصال آسان نیست، چراکه پادشاهان کمتر به حال فقیر و کسانی که در نیاز هستند توجه دارند.