غزل شمارهٔ ۱۹۷
هوش مصنوعی: به نظر میرسد شاعر در این غزل به زیبایی و تأثیر عشق و جذابیت معشوق بر دلها اشاره دارد. او میگوید که وقتی زیباییها در محیط ظهور میکنند، حتی زاهدان و عابدان نیز تحت تأثیر قرار میگیرند. شاعر از جوانی با قامت بلند میخواهد که پیش از اینکه زیباییاش مورد سوءاستفاده قرار گیرد، به خود بیندیشد. عاشقان نیز هیچ فرمانی جز آنچه معشوق میخواهد، نمیپذیرند. او در ادامه به درد و رنج انسانی اشاره میکند که در جامعه دیده میشود و از ظلم سخن میگوید. در نهایت، شاعر توصیه میکند که در دل غمها، رازهای عشق را فراموش نکنیم و شب را به صبح برسانیم.
شاهدان گر دلبری زین سان کنندزاهدان را رخنه در ایمان کنند
هوش مصنوعی: اگر کسانی با دلربایی و زیبایی خود اینگونه رفتار کنند، ایمان زاهدان و پارسایان دچار تزلزل میشود.
هر کجا آن شاخِ نرگس بِشْکُفدگُلرُخانَش دیده نرگسدان کنند
هوش مصنوعی: هر جا که آن گل نرگس شکفته شود، زیباییاش را به چشمان دیگران نشان میدهد و آنها نیز آن را درک میکنند.
ای جوانِ سَروقَد! گویی بِبَرپیش از آن کز قامتت چوگان کنند
ای جوان بلند قامت، گویی (منظور گوی چوگان )ببر و تلاش کن تا برنده باشی قبل از اینکه پیر شوی و قامتت مانند چوگان خمیده شود
عاشقان را بر سرِ خود حُکم نیستهر چه فرمانِ تو باشد آن کنند
هوش مصنوعی: عاشقان هیچ قانونی بر سر خود ندارند و هر چه تو دستور بدهی، همان را انجام میدهند.
پیشِ چشمم کمتر است از قطرهایاین حکایتها که از طوفان کنند
هوش مصنوعی: این داستانها که از طوفانها و مشکلات میگویند، در مقایسه با آنچه که در چشم من میبینم، بسیار ناچیز و کماهمیت است.
یارِ ما چون گیرد آغازِ سَماعقُدسیان بر عرش دستافشان کنند
هوش مصنوعی: دوست ما وقتی که شروع به جشن و سرور میکند، فرشتگان در بلندای آسمان به شادی دستها را به نشانهٔ خوشحالی میافشانند.
مردمِ چشمم به خون آغشته شددر کجا این ظلم بر انسان کنند؟
هوش مصنوعی: مردم چشمم در خون غوطهور شدهاند. کاش کسی بگوید در کجا این ظلمها بر انسانها روا میدارند؟
خوش برآ با غصه، ای دل! کاَهلِ رازعیشِ خوش در بوتهٔ هجران کنند
هوش مصنوعی: عشق و شادی را با غم و اندوه همراه کن، زیرا انسانهای بیخیال از خوشیها در درد جدایی به سر میبرند.
سر مکش حافظ ز آهِ نیمشبتا چو صبحت، آینه رخشان کنند
هوش مصنوعی: سر خود را از غم شبانه بردار، زیرا در سپیدهدم، چهرهای درخشان ترسیم خواهد شد.