غزل شمارهٔ ۲۰۸
هوش مصنوعی: این شعر به بیان حسرت و ناامیدی میپردازد. شاعر از خستگی و بیقوتی خویش سخن میگوید و به بیمروتی دیگران انتقاد میکند. او میگوید که عشق واقعی گریهاش را از دست داده و دل تاریک و بیمحبت است. شاعر همچنین به دنبال موفقیت و نعمت از پرندهای خاص است و از ناپایداری دوستی با کسانی که اصل و ریشه ندارند، ابراز نگرانی میکند. او میگوید که اگر از پیر مغان کمک بخواهد، نباید عیبجویی کرد چرا که در حال حاضر عزم و همتی در کار نیست. در نهایت، او تأکید میکند که در محافل بزرگ، ادب و علم لازم است و بدون آن، کسی لایق همراهی نخواهد بود.
خستگان را چو طلب باشد و قُوَّت نَبُوَدگر تو بیداد کنی شرطِ مُروَّت نَبُوَد
هوش مصنوعی: اگر افرادی خسته و درمانده، خواستهای داشته باشند اما قدرت انجام آن را نداشته باشند، تو اگر ظلم و ستم کنی، دیگر نشانهای از جوانمردی در تو نخواهد بود.
ما جفا از تو ندیدیم و تو خود نَپْسَندیآنچه در مذهبِ اربابِ طریقت نبود
هوش مصنوعی: ما از تو هیچ بدی ندیدیم، و تو خود آنچه که در مسیر پیشوایان طریقت پسندیده نیست را نمیپسندی.
خیره آن دیده که آبش نَبَرَد گریهٔ عشقتیره آن دل که در او شمعِ محبت نبود
هوش مصنوعی: چشمی که نتواند برای عشق بگرید، نابینا و بیفایده است و دلی که در آن محبت وجود ندارد، به تاریکی مبتلاست.
دولت از مرغِ همایون طلب و سایهٔ اوزان که با زاغ و زَغَن شَهپَرِ دولت نبود
هوش مصنوعی: از خوشبختی و سعادت بپرس و به این واقعیت توجه کن که سایهٔ آن خوشبختی، بر اساس ارتباط و نزدیکی به موجودات کوچک و بیارزش مثل زاغ و زغن (پرندگان معمولی و کمارزش) نمیتواند پابرجا بماند. در حقیقت، برای دستیابی به سعادت واقعی، باید به چیزهای ارزشمند و بزرگتر توجه کرد.
گر مدد خواستم از پیرِ مُغان عیب مکنشیخ ما گفت که در صومعه همّت نبود
هوش مصنوعی: اگر از حکیمان و بزرگترها یاری خواستم، ایرادی نگیر؛ زیرا شیخ ما گفته که در زهد و عبادت، اراده و تلاش کافی نیست.
چون طهارت نَبُوَد کعبه و بتخانه یکیستنَبُوَد خیر در آن خانه که عصمت نبود
هوش مصنوعی: اگر پاکی و پاکیزگی نباشد، خانهی کعبه و خانهی بتها هیچ فرقی ندارند. اگر در آن خانه، معصومیت و پاکی وجود نداشته باشد، هیچ خیر و نیکویی هم در آن نیست.
حافظا علم و ادب ورز که در مجلسِ شاههر که را نیست ادب لایقِ صحبت نبود
هوش مصنوعی: ای حافظ، علم و ادب را فراگیر، زیرا در محفل شاه، کسی که شایستگی گفت و گو را ندارد، مورد توجه قرار نمیگیرد.