غزل شمارهٔ ۲۹۶
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و غم و اندوه شاعر است. شاعر در ابتدای شعر از امیدش به عشق سخن میگوید و میخواهد که در این مسیر از خداوند مدد بگیرد. او به زیباییهای محبوبش اشاره میکند و میگوید که هیچ سعادتی از این عشق نصیبش نشده است. ابروی محبوبش او را در تنگنا قرار داده و باعث حسرتش شده است. شاعر به یاد پدرش نیز اشاره میکند و از جوانان نالایق انتقاد میکند که به یاد والدینشان نیستند. به زاهدان و صوفیانی که به ظواهر دین اهمیت میدهند و از حقیقت دورند، نیز انتقاد میکند و در آخر امیدوار است که در راه حقیقت و عشق، راهنما و افتخاری پیدا کند.
طالع اگر مدد دهد، دامنَش آوَرَم به کفگر بکِشم زهی طرب، ور بکُشد زهی شرف
هوش مصنوعی: اگر سرنوشت مساعد باشد، من دامانش را به دست خواهم آورد. اگر او مرا به درون کشد، شادی بزرگی خواهد بود و اگر او مرا بکشد، این باعث افتخار من خواهد بود.
طرْفِ کرَم ز کَس نبست، این دلِ پُر امیدِ منگر چه سخن همی بَرَد، قصهٔ من به هر طرف
هوش مصنوعی: طرف کرم و بخشش از هیچکس نیست، هرچند دل پرامید من دربارهاش صحبت میکند، داستان من به همهجا میرسد.
از خَمِ ابرویِ توام، هیچ گشایشی نشدوَه که در این خیالِ کَج، عمرِ عزیز شد تلف
هوش مصنوعی: از حالت ابروهای تو هیچ تغییر و بهبودی به وجود نیامد و افسوس که در این فکر اشتباه، زندگی گرانبهای من هدر رفت.
ابرویِ دوست کِی شود، دستکشِ خیالِ من؟کس نزدهست از این کمان، تیرِ مراد بر هدف
هوش مصنوعی: ابروی دوست چه زمانی میتواند به عنوان دستکشی برای خیال من باشد؟ هیچکس از این کمان، تیر آرزو را به هدف نزد.
چند به ناز پرورم، مِهرِ بُتانِ سنگدلیادِ پدر نمیکنند، این پسرانِ ناخلف
هوش مصنوعی: برخی از فرزندان ناپسند، به خاطر محبت و محبت من، یاد پدر را نمیکنند و در عوض فقط به ناز و لطافت کار میکنند.
من به خیالِ زاهدی، گوشهنشین و طُرفه آنکمُغْبَچهای ز هر طرف، میزندم به چنگ و دف
هوش مصنوعی: من در خیال خود به زندگی زاهدانهای مشغول بودم و در گوشهای نشسته بودم. اما جالب اینجاست که از هر طرف، موسیقی و آواز به گوشم میرسید و مرا به وجد میآورد.
بیخبرند زاهدان، نقش بخوان و لاتَقُلمستِ ریاست، محتسب، باده بده و لاتَخَف
هوش مصنوعی: زاهدان بیخبراند، به خویش نخواهید گفت که مستِ قدرت محتسب نباشید، شراب بده و نترس.
صوفی شهر بین که چون، لقمهٔ شُبهه میخوردپاردُمَش دراز باد، آن حَیَوانِ خوش علف
هوش مصنوعی: صوفی شهر را ببین که چطور لقمهای مشکوک را میخورد و این باعث میشود که همانند حیوانی که علفهای خوب میخورد، به طوری عجیب و بینهایت دراز شود.
حافظ اگر قدم زنی، در رَهِ خاندان به صِدقبدرقهٔ رهت شود، همتِ شَحنِهٔ نجف
هوش مصنوعی: اگر حافظ به سفر برود و در مسیر خاندان نیکو، با صدق او را بدرقه کنند، تلاش و کوشش کسانی همچون شحنههای نجف هرگز از یاد نمیرود.