غزل شمارهٔ ۳۱۲
هوش مصنوعی: این شعر در وصف شادی و پیروزی است که با بازگشت یک شاه و فتحی بزرگ رخ داده است. شاعر حال خوشی را که از این وقایع حس کرده، به تصویر میکشد و از احساسات عمیق خود نسبت به آنها میگوید. او به دین خویش افتخار کرده و از وعدههای خدا سخن میگوید که همواره محقق میشوند. همچنین، شاعر به جاهطلبی و عواقب پیمانشکنی اشاره میکند و از غم و حسرتی که در بیوفایی سرنوشت وجود دارد، میگوید. در نهایت، اشاره به نوشیدن شراب و محافل خوشگذرانانه نیز به فضای افراطی و لذتجوابی سروده افزوده میشود.
بُشری اِذِ السَّلامةُ حَلَّت بِذی سَلَملِلّهِ حمدُ مُعتَرِفٍ غایةَ النِّعَم
مژده باد (و بسی شکر) که سلامتی به شخص صاحب سلامت باز آمد _ ستایش و سپاس خدایی را سزاست که اقرار میکنیم به نهایت نعمتهای بیکرانش
آن خوش خبر کجاست؟ که این فتح، مژده دادتا جان فِشانَمَش چو زر و سیم در قَدَم
هوش مصنوعی: آن خوشخبر کجاست که پیروزی را به من خبر داد؟ من آمادهام جانم را در راهش فدای او کنم، چون زر و سیم در پای او میریزم.
از بازگشتِ شاه در این طُرفِه منزل استآهنگِ خصم او به سراپردهٔ عَدَم
از (مبارکی) قدم شاه است که تا به این منزل قدم گذاشت ؛ دشمن او به سمت نابود شدن و شکست خوردن میرود .
پیمان شکن هرآینه گَردَد شکسته حالانَّ العُهودَ عِندَ مَلیکِ النُّهی ذِمَم
پیمانشکن بیگمان هر لحظه ، شکستهحال و خوار میگردد، چرا که وفای به عهد و پیمان نزد خداوندِ صاحب اختیار ، (مسئولیتی مقدس و) واجب است... اشاره به آیهٔ «وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کَانَ مَسْئُولًا» (سوره اسراء، آیه ۳۴)
میجست از سحابِ اَمل رحمتی ولیجز دیدهاش مُعاینه بیرون نداد نَم
از ابر رحمتِ حق ، امیدی طلب میکرد(که مثل بارانِ رحمت ببارد) ولی _ چیزی که نصیبش شد این بود که چشمهای خودش پر اشک شد(دعا کننده مورد رحمت قرار گرفت ولی خودش از این موضوع بیخبر بود)
در نیلِ غم فُتاد؛ سپهرش به طنز گفتالآنَ قَد نَدِمتَ و ما یَنفَعُ النَّدَم؟
وقتی در رودخانهٔ غم افتاد ، آسمان با طنز و طعنه به او گفت: اکنون که پشیمان شدی ، دیگر پشیمانی چه فایدهای دارد؟
ساقی چو یارِ مَه رخ و از اهلِ راز بودحافظ بخورد باده و شیخ و فقیه هم
چون که ساقی دوست و یار زیبا روی و از دانایان سرّ بود ، هم حافظ را شراب داد و هم شیخ و هم فقیه را