غزل شمارهٔ ۴۲۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با زبانی زیبا و شاعرانه به توصیف محبوبی میپردازد که با ظاهری دلربا و زلفانی دراز پا به عرصه گذاشته است. او از محبوب میخواهد که مدتی ناز نکند و عادت خود را تغییر دهد، چرا که او به جستجوی نیازهای خود به اینجا آمده است. شاعر به عشق و فنون جنگ و صلح اشاره میکند و میگوید که در هر صورت، محبوب به زیبایی و ناز خود میبالد.
شاعر همچنین به قدرت تاثیر لب لعل محبوب اشاره دارد که آب و آتش را به هم میآمیزد و از این جذابیت او ابراز شگفتی میکند. او از محبت محبوب تقدیر میکند که برای نیکوکاری به سمت عشق آمده است. در انتها، حافظ اشاره میکند که زهد و دینداری او با حال و هوای محبوب همخوانی ندارد و از او میپرسد که آیا او از طایفهای که خود را به شراب و عشق آلوده کردهاند، باز آمده است یا نه.
این شعر به طور کلی، بیانگر عشق، زیبایی و غنای عواطف انسانی است.
ای که با سلسلهٔ زلف دراز آمدهایفرصتت باد که دیوانهنواز آمدهای
ای کسی که با موهای بلند به نزد من آمده ای - امیدوارم فرصت و فراغتی داشته باشی که برای نوازش من دیوانه آمده ای
ساعتی ناز مفرما و بگردان عادتچون به پرسیدن ارباب نیاز آمدهای
برای ساعاتی عادت ناز کردن خودت را کنار بگذار - چرا که به دلجوئی نیازمندان آمده ای
پیش بالای تو میرم چه به صلح و چه به جنگچون به هر حال برازندهٔ ناز آمدهای
در مقابل قد و بالای تو می میرم چه با صلح و چه با جنگ - چرا که در هر حال شایسته ناز کردن هستی
آب و آتش به هم آمیختهای از لب لعلچشم بد دور که بس شَعبدهباز آمدهای
لب های سرخ فام (لعل ماند) تو ماند ترکیبی از آب و آتش است - چشم بد از تو دور باد که مانند شعبده بازان ماهر آمده ای
آفرین بر دل نرم تو که از بهر ثوابکشتهٔ غمزهٔ خود را به نماز آمدهای
آفرین بر دل نرم خوی تو که به خاطر ثواب الهی - آمده ای بر جنازه کسی که از تیر غمزه تو کشته شده است، نماز بخوانی
زهد من با تو چه سنجد که به یغمای دلممست و آشفته به خلوتگه راز آمدهای
هوش مصنوعی: زهد و ریاضت من در مقابل تو چه ارزشی دارد، وقتی که تو با قلبی پر از خلسه و بینظمی به مکانی خاص برای فاش کردن اسرار دلم آمدهای؟
گفت حافظ دگرت خرقه شراب آلودهستمگر از مذهب این طایفه باز آمدهای
هوش مصنوعی: حافظ میگوید که این بار که آمدهای، لباس مقدس تو به شراب آغشته شده است. آیا هنوز از مسیر اصلی این گروه منحرف نشدهای؟