غزل شمارهٔ ۴۶۷
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و گذر زمان اشاره دارد. شاعر به عشق و زیباییهایی که در هر لحظه وجود دارد، میپردازد و میگوید که روزهدار بودن، هرچند مهم است، اما گفتوگو و عشق بیشتر ارزشمند است. او به دوریاش از محبوب و زحمتهایش در عشق اشاره میکند و از خود میپرسد آیا عشق واقعی نخواهد گذشت. همچنین به زهد بیرنگ و بیحالی اشاره کرده و میگوید که عشق واقعی در صحبت و درک یکدیگر است. در نهایت، او به این نکته میرسد که در عشق اگر به مقصود نرسد، دستیابی به آرزوها دشوار خواهد بود.
زان می عشق، کز او پخته شود هر خامیگر چه ماه رمضان است بیاور جامی
هوش مصنوعی: عشق به مانند نوشیدنیای است که میتواند هر ناپخته و خامی را به کمال برساند. حتی اگر زمان رمضان باشد، باز هم بر این نکته تأکید میشود که باید جامی از این عشق بیاوری.
روزها رفت که دست من مسکین نگرفتزلف شمشادقدی، ساعد سیماندامی
هوش مصنوعی: روزها سپری شد و من که بیچارهام، نتوانستم زلفهای زیبای آن رقاصهی خوشهیکل را بگیرم.
روزه هر چند که مهمان عزیز است ای دلصحبتش موهبتی دان و شدن، انعامی
هوش مصنوعی: هرچند روزه یک مهمان ارزشمند است، اما ای دل، خود گفتگو با آن را یک نعمت بدان و به قدمت آن خوش آمد بگو.
مرغ زیرک به در خانقه اکنون نپردکه نهادهست به هر مجلس وعظی دامی
هوش مصنوعی: مرغ باهوش دیگر به درِ صومعه نمیپرد، زیرا در هر جلسهی وعظ تلهای گذاشته شده است.
گله از زاهد بدخو نکنم؛ رسم این استکه چو صبحی بدمد، در پیاش افتد شامی
هوش مصنوعی: از زاهد بدخلق شکایت نمیکنم؛ چون همیشه پس از سپیدهدم، شب به همراه خود میآورد.
یار من چون بخرامد به تماشای چمنبرسانش ز من ای پیک صبا پیغامی
هوش مصنوعی: وقتی یار من به تماشا در چمن میآید، ای پیک صبح، پیامم را به او برسان.
آن حریفی که شب و روز می صاف کشدبود آیا که کند یاد ز دردآشامی؟
هوش مصنوعی: آیا ممکن است کسی که همیشه در حال نوشیدن شراب است، به یاد دردهای ناشی از آن بیفتد؟
حافظا گر ندهد دادِ دلت آصف عهدکام دشوار به دست آوری از خودکامی
هوش مصنوعی: حافظ، اگر دل تو را به خواستهات نرسانند، در این صورت برای به دست آوردن آرزوی سخت و دشوار، باید از خودخواهی خود دوری کنی.