شمارهٔ ۳۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زاهد یا عابد توصیه میکند که به امیدی که دارد به زندگی ادامه دهد، چرا که خود او نیز امیدواری دارد. او از لاله که تنها ساغر در دستش دارد، میخواهد تا چیزهایی را که به او میدهد بیاورد. در ادامه، شاعر میگوید که ماندن در عقل و هوشیاری بهتر است یا مستی و جنون، و از صوفی میخواهد که از او دوری کند چون توبهاش را از پرهیزکاری شکسته است. او به عشق و زیبایی میپردازد و از توبهاش از عشق گل نمیگذرد. شاعر همچنین به گذر عمر و اینکه چرا باید در غفلت زندگی کرد، اشاره میکند و در نهایت به خود و دیگران توصیه میکند تا از پندهای زندگی استفاده کنند.
برو زاهد به امیدی که داریکه دارم همچو تو امیدواری
هوش مصنوعی: ای زاهد، با امیدی که برای خود داری برو؛ اما بدان که من هم همچون تو امیدوارم.
به جز ساغر چه دارد لاله در دستبیا ساقی بیاور آنچه داری
هوش مصنوعی: لاله فقط ساغر را در دست دارد، بیا ای ساقی، هرچه را که داری بیاور.
مرا در رسته دیوانگان کشکه مستی خوشتر است از هوشیاری
هوش مصنوعی: مرا به جمع دیوانگان ببر زیرا حال مستی بهتر از حالت هوشیاری است.
بپرهیز از من ای صوفی بپرهیزکه کردم توبه از پرهیزکاری
هوش مصنوعی: ای صوفی، از من دوری کن که من از پرهیزکاری توبه کردهام.
بیا دل در خم گیسوی او بنداگر خواهی خلاصی رستگاری
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که اگر میخواهی به آرامش و رستگاری دست یابی، باید به عشق و زیبایی او توجه کنی و دل خود را به او بسپاری.
به دور گل خدا را توبه بشکنکه عهد گل ندارد استواری
هوش مصنوعی: به دور گل، توبهات را بشکن، زیرا که گل به عهد و پیمان خود پایبند نیست.
عزیزا نوبهار عمر بگذشتچو بر طرف چمن باد بهاری
هوش مصنوعی: عزیذ، بهار زندگیات سپری شده است، مانند بادی که بهاری میوزد و برگهای چمن را به حرکت درمیآورد.
بیا حافظ به پند تلخ کن نوشچرا عمری به غفلت می گذاری
هوش مصنوعی: بیا حافظ، به خاطر پند تلخی که هست، از نوشی که میخوری بگذر. چرا در تمام عمرت غافل و بیتوجه بودهای؟