تناجی
خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۵ - ایضاً

ایخسرو سرفراز گردونبر خاک در تو سر نهاده
هر صبح صبوحیان انجمبر یاد تو نوش کرده باده
این کوکب زرنگار می خیستاز پای تکاورت فتاده
زربخش مرا و اسب و جامهتا کار دلم شود گشاده
در راه بیکدرم نیرزددینار برهنه و پیاده