شمارهٔ ۱۵ - وله
هوش مصنوعی: شخصی به خاطر درد شکم شب را بیخبر از خواب میگذرانید و از شدت درد به خود میپیچید. صبح که شد، به پزشک مراجعه کرد تا درمانی برای دردش پیدا کند. پزشک به او گفت که باید به خداوند توکل کند و اگر غذایی از او بیابد، آن را بخورد زیرا هیچ درمانی بهتر از آن برای درد شکم نیست.
شبی ز درد شکم بیخبر بیفتادمچنانک جامه ی جان چاک می زدم ز الم
هوش مصنوعی: یک شب به خاطر درد شکم بیخبر از همه چیز به حالت بیخودی افتادم، به گونهای که مانند کسی که از غم و دردی عمیق به خود میپیچد، لباس جانم را پاره میکردم از شدت ناراحتی.
چو آفتاب بر آمد شدم بنزد طبیبکه بهر ریش درونم بیان کند مرهم
هوش مصنوعی: وقتی که آفتاب طلوع کرد، به نزد پزشک رفتم تا برای زخم درونم درمانی را توضیح دهد.
طبیب گفت که خود را بهر طریق که هستمجال ده بجانب خدایگان عجم
هوش مصنوعی: پزشک گفت که به هر روش ممکن، فرصت را برای نزدیک شدن به پروردگار مغرض فراهم کن.
ز خوان او اگرت لقمه ئی بدست آیدبخور که نیست دوائی جز آن به درد شکم
هوش مصنوعی: اگر از سفره او چیزی نصیب تو شد، آن را بخور؛ زیرا برای درد شکم هیچ درمانی جز آن وجود ندارد.