شمارهٔ ۱۱
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی عشق و زیبایی است و احساسات شاعر را نسبت به معشوقش بیان میکند. شاعر از وقت صبح و سحر میگوید و به زیباییهای طبیعت و اثرات عشق بر دل خود اشاره میکند. او به چهرهی معشوقش و تأثیر آن بر روح و روانش میپردازد و عشق را به آتشی تشبیه میکند که دلش را میسوزاند. همچنین، شاعر از longing و آرزوی وصال صحبت میکند و میگوید که اگر به خواب برود، خوابش بر اثر عشق معشوقش بر باد میرود. در نهایت، شاعر یادآور میشود که عشق او چنان عمیق است که حتی خواب و آرامش را از او گرفته است.
وقت صبوح شد بیار آن خور مه نقاب رااز قدح دو آتشی خیز و روان کن آب را
هوش مصنوعی: هنگام صبح فرا رسیده است، بیا آن خورشید را که مانند نقاب است از لیوان دو آتشی بیرون بیاور و آب را جاری کن.
ماه قنینه آسمان چون بفروزد از افقدر خوی خجلت افکند چشمه ی آفتاب را
هوش مصنوعی: زمانی که ماه قنینه در آسمان به اوج میرسد و از افق بالا میآید، زیباییاش آنقدر درخشان است که چشمهی آفتاب را تحت تأثیر قرار میدهد و باعث میشود آفتاب احساس خجالت کند.
وقت سحر که بلبله قهقهه برچمن زندساغر چشم من بخون رنگ دهد شراب را
هوش مصنوعی: در زمان صبحگاه که بلبل سرود شادمانی بر گلزار سر میدهد، چشم من به رنگ خون مینوشاند شراب را.
بسکه بسوزد از غمش ایندل سوزناک مندود بر آید از جگر ز آتش دل کباب را
هوش مصنوعی: این دل در اثر غم و اندوهش به شدت می سوزد و چنان آتشینی دارد که از جگرم دود بر میخیزد و مانند کبابی که بر روی آتش قرار دارد، به شدت دچار سوختگی میشود.
چون بت رود ساز من چنگ به ساز در زندمن بفغان نواگری یاد دهم رباب را
هوش مصنوعی: زمانی که معشوق برود، من به سازم مینوازم و در این حال، صدای غمگین را به یاد روباب به گوش میرسانم.
گر بخیال روی او در رخ مه نظر کنممردم چشمم از حیا آب کند سحاب را
هوش مصنوعی: اگر به فکر چهره او باشم و به زیباییاش نگاه کنم، شرمم آنقدر زیاد میشود که مانند ابر، اشک میریزم.
دست امید من عجب گر بوصال او رسدپشّه کسی ندید کو صید کند عقاب را
هوش مصنوعی: اگر دست امید من به وصال او برسد، شگفتانگیز خواهد بود، زیرا هیچکس نمیتواند مانند پشهای کوچک عقاب را شکار کند.
چون مه مهربان من تاب دهد نغوله رادر خم عقربش نگر زهره ی شب نقاب را
هوش مصنوعی: وقتی ماه مهربان من نور میافشاند، نغمهای را در میان زوایای تاریکش گوش کن و زیبایی شب را که در نقاب پنهان است، ببین.
خواجو اگر ز چشم تو خواب ببرد گو ببرزانکه ز عشق نرگسش خواب نماند خواب را
هوش مصنوعی: اگر خواجو از چشمان تو به خواب برود، اشکالی ندارد؛ چرا که عشق نرگس او چنان پایدار است که خواب را از دست میدهد و خواب دیگر برایش معنادار نیست.