شمارهٔ ۳۹
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره میکند و او را قمر و شیرین توصیف میکند. یادآور میشود که جمال او چنان افسونکننده است که چشمها را مسحور میکند و همچنان امیدوار است که یک شب در خواب او را ببیند. شاعر از حسرت جدایی و تلخی بیمعشوقی میگوید و میخواهد معشوقهاش را در آغوش بگیرد. او همچنین به بیوفایی و عدم یادآوری معشوق اشاره میکند و در انتها به خود نگران نوشیدن بادهای که او را مست کند، میپردازد. به طور کلی، این شعر ترکیبی از عشق، حسرت و زیبایی است.
ای قمر تابی از بنا گوشتشکّر آبی ز چشمه ی نوشت
هوش مصنوعی: ای ماه تابان، مانند شکر در باغ تو زیبا و روشنایی، از چشمهای تازه و زلال میدری.
جادوان مست چشم میگونتواهوان صید خواب خرگوشت
هوش مصنوعی: چشمهای زیبا و درخشان تو همچون جادوگران مسحور کنندهاند و به مانند شکارچیانی در خواب به سراغ تو میآیند.
خسرو آسمان حلقه نمایحلقه در گوش حلقه در گوشت
هوش مصنوعی: خسرو آسمان، با شکوه و عظمت خود، همچون دانهئی درخشان در گوشوارهای قرار دارد که زیباییاش دوچندان کرده است.
آن خط سبز هیچ دانی چیستکه دمید از عقیق دُر پوشت
هوش مصنوعی: آن خط سبز را میدانی که چه زیبایی دارد و از سنگ عقیق و مروارید برآمده است؟
از زمرّد ز دست خازن حسنقفل بر درج لعل خاموشت
هوش مصنوعی: گنجینه زیبایی از نگینهای سبز، قفل بر گردنبند سرخ توست.
ایکه هرگز نمیکنی یادمنکنم یکنفس فراموشت
هوش مصنوعی: هرگز تو را فراموش نمیکنم، حتی در یک لحظه، ولی تو هیچگاه به یاد من نخواهی بود.
کاش کامشب بدیدمی در خوابمست از انسان که دیدهام دوشت
هوش مصنوعی: کاش امشب بتوانم در خواب ببینم که از عشق انسان مست هستم و او را در کنار خود دارم.
گرچه ما بی تو زهر مینوشیمباد هر می که می خوری نوشت
هوش مصنوعی: هرچند که ما بدون تو در بدترین حال هستیم و از درد و رنج رنج میکشیم، اما میدانیم که تو چقدر خوشبختی را برای خودت انتخاب کردهای.
تو از آن برتری به زیبائیکه رسد دست ما در آغوشت
هوش مصنوعی: تو به قدری زیبا هستی که وقتی به تو نزدیک میشویم، انگار همه چیز برایمان معنی پیدا میکند.
چهره ی خویش را در آینه بینتا ببینیم مست و مدهوشت
هوش مصنوعی: به خودت نگاه کن و ببین که چقدر از عشق پر شدهای و در این حال چقدر زیبا و مسحورکنندهای.
باده امشب چنان مخور خواجوکه چو دیشب برند بر دوشت
هوش مصنوعی: امشب، باده را بهگونهای نخور که مثل دیشب بار سنگینش بر دوش تو بیفتد و تو را در مضیقه بگذارد.