شمارهٔ ۶۵
هوش مصنوعی: این شعر در ستایش معشوق و زیباییهای او سروده شده است. شاعر با ابراز عشق و تمنای نزدیکی به معشوق، او را به عنوان منبع زیبایی و لطافت معرفی میکند. او از تلاش برای بیان اوصاف معشوق سخن میگوید و میداند که توصیف زیباییهای او فراتر از توانش است. همچنین به شجاعت خود در برابر تیرهای ملامت اشاره میکند و نشان میدهد که عشق به معشوق او را از هر نوع ناامیدی دور میکند. در نهایت، شاعر به ارتباط با معشوق و جستوجو برای دیدار او تأکید میکند و برایش آرزوی تداوم و پایایی میکند.
ای جان جهان جان و جهان برخی جانتداریم تمنّای کناری ز میانت
هوش مصنوعی: ای روح جهان، جان و جهان برای توست. ما آرزوی نزدیکی و دوستی تو را داریم و از نعمت تو بهرهمندیم.
چون وصف دهان تو کنم زانکه در آفاقمن هیچ ندیدم بلطافت چو دهانت
هوش مصنوعی: وقتی به توصیف لبهایت میپردازم، میبینم در هیچ جای دنیا به این نرمی و لطافت، چیزی ندیدهام.
گو شرح تو ای آیت خوبی دگری گویزان باب که من عاجزم از کنه بیانت
هوش مصنوعی: ای نشانهی نیکی، تو را توصیف کن. دربارهی آن موضوع بگویید، زیرا من از بیان عمیق آن ناتوانم.
گر مدعی از نوک خدنگت سپر انداختمن سینه سپر ساخته ام پیش سنایت
هوش مصنوعی: اگر کسی به خاطر تیر تو از ترس ملاحظه میکند و خود را تحقیر میکند، من با کمال شجاعت و قدرت، خود را در برابر قدرت تو قرار دادهام.
ای گلبن خندان بچنین حسن و لطافتکی رونق بستان ببرد باد خزانت
هوش مصنوعی: ای گل زیبایی که با خنده و لطافت خود دلها را شاد میکنی، آیا میدانی که با ورود باد سرد پاییز، زیبایی و سرزندگی باغ را تحت تأثیر قرار میدهد؟
هر لحظه ترا با دگران گفت و شنیدیوز دور من خسته بحسرت نگرانت
هوش مصنوعی: هر لحظه تو با دیگران صحبت میکنی و از آنها میشنوی، ولی من از دور تو به خاطر نبودنت احساس دلتنگی میکنم.
گر خلق کنندم سپر تیر ملامتمن باز نگیرم نظر از تیر و کمانت
هوش مصنوعی: اگر مردم بر من تهمت و ملامت کنند، باز هم از نگاه به تیر و کمانت دست نخواهم کشید.
تا رخت تصوّف بخرابات نیاریدر بتکده کی راه دهد پیر مغانت
هوش مصنوعی: تا زمانی که زهد و دین خود را در مجامع بدعی (خرابات) به نمایش نگذاری، راهی به میخانه و ریشههای بلاغت نخواهی یافت.
باید که نشان در میخانه بپرسیور نی ز جهان محو شود نام و نشانت
هوش مصنوعی: برای اینکه نام و نشانهات از جهان محو نشود، لازم است که از میخانه نشانی بگیری.
خواجو نکشد میل دلت سوی صنوبرگر دست دهد صحبت آن سرو روانت
هوش مصنوعی: اگر دل تو به سمت صنوبر نرود، خواجو با آن درخت نمیتواند ارتباطی برقرار کند. اما اگر فرصتی برای ملاقات با آن سرو زیبای تو فراهم شود، همه چیز تغییر میکند.
زینسان که توئی غرقه ی دریای مودّتگر خاک شوی باد نیارد بکرانت
هوش مصنوعی: اگر تو به شدت در محبت غرق شدهای، حتی اگر به خاک تبدیل شوی، باز هم هیچ بادی نمیتواند تو را فراموش کند.