شمارهٔ ۸۱
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیباییهای جذاب و دلنشین معشوق پرداخته است. شاعر از زلفهای سیاه و خوشنما و سنبلهای خوشبو یاد میکند و با شوق و احساسات عمیق خود، زیباییهای معشوق را به تصویر میکشد. او به لذتهای عشق و زیباییهای طبیعت اشاره کرده و حسرت بر لحظات عاشقانه را ابراز میکند. در نهایت، شاعر از دلشکستگی و آرزوهایش برای دیدن روی معشوق سخن میگوید و بیان میکند که حتی در کنار معشوق، جایی که احساس آرامش دارد، نیز لذتهای خاصی را تجربه میکند.
شکنج زلف سیاه تو بر سمن چه خوشستدمیده سنبلت از برگ نسترن چه خوشست
هوش مصنوعی: پیچ و تاب موی سیاه تو بر روی گل سمن چه زیبا و خوشبوست، و عطر سنبلت که از برگ نسترن ناشی میشود، چه لذتبخش و دلپذیر است.
گرم ز زلف دراز تو دست کوتاهستدراز دستی آن زلف پر شکن چه خوشست
هوش مصنوعی: اگر دستم به یار تو نمیرسد، زلف بلند و پر پیچ و تاب تو چقدر زیباست.
نمی رود سخنی بر زبان من هیهاتمگر حدیث تو یا رب که این سخن چه خوشست
هوش مصنوعی: هیچ کلامی از زبان من بیرون نمیرود، جز درباره تو. ای پروردگار، چقدر این سخن زیباست!
سپیده دم که گل از غنچه می نماید رخنوای بلبل شوریده در چمن چه خوشست
هوش مصنوعی: در سپیده دم که گلها از غنچه بیرون میآیند و چهرهی زیبای خود را نشان میدهند، صدای دلانگیز بلبل دیوانه در چمن چقدر دلنواز است.
ز جام باده ی دوشینه مست و لایعقلفتاده بر طرف سرو و نارون چه خوشست
هوش مصنوعی: از شراب دیشب به شدت مست و گیج شدهام و در کنار درختان سرو و نارون لحظههای خوشی را تجربه میکنم.
چو جای چشمه که بر جویبار دیده ی منخیال قامت آن سرو سیمتن چه خوشست
هوش مصنوعی: جایی که چشمه بر روی جویبار قرار دارد، تصویری که در ذهن من از قامت زیبای آن سرو خوشقامت شکل میگیرد، بسیار دلنشین و زیباست.
چه گویمت که بهنگام آشتی کردنمیان لاغر او در کنار من چه خوشست
هوش مصنوعی: به تو چه بگویم که وقتی با او آشتی میکنم، بودن او در کنار من چقدر لذتبخش است.
مپرس کز هوس روی دوست خواجو رادل شکسته بر آن زلف پرشکن چه خوشست
هوش مصنوعی: از روی میل و آرزو درباره دوست نپرس، زیرا دل خواجو به خاطر زلف شکنندهاش شکسته است و این موضوع برایش خوشایند نیست.