شمارهٔ ۹۸
هوش مصنوعی: این شعر زیبای خواجو شاعر به توصیف مقام و جایگاه خود در عالم ادب و شعر میپردازد. او خود را به عنوان یک بلبل و طوطی خوش نغمه معرفی میکند که واژههایش شیرین و دلنشین است. شاعر میگوید که سخنانش از عمق جانش سرچشمه میگیرد و مانند گوهرها ارزشمند است.
او بر این باور است که با وجود مقام خاکی خود، همچنان بالاتر از آسمانها قرار دارد و طبع او غنی و زنده است. همچنین به این نکته اشاره میکند که آثارش حتی میتواند خضر، شخصیت افسانهای، را تشنه کند. در نهایت، اشاره به خود به عنوان ترک و قرار دادن خود در جایگاه والای عالم ادبیات نشان میدهد که او در هنر شاعری و خوشنویسی قدرتمند است و دارای مقام و منزلت بالایی است.
گل بستان خرد لفظ دلارای منستبلبل باغ سخن منطق گویای منست
هوش مصنوعی: سخن من مانند گلی زیباست و بلبل، که با کلامش به زیبایی بیان میکند.
منم آن طوطی خوش نغمه که هنگام سخنطوطیانرا شکر از لفظ شکرخای منست
هوش مصنوعی: من آن طوطی خوشصدا هستم که وقتی صحبت میکنم، طوطیهای دیگر به شکر زبانی که دارم، حسادت میکنند.
بلبل آوای گلستان فلک را همه شبگوش بر زمزمه ی نغمه و آوای منست
هوش مصنوعی: بلبل در باغ گل، تمام شب به آواز و نغمههای من گوش میدهد و از آن لذت میبرد.
پیش طبعم که ازو لؤلؤ لالا خیزدنام لؤلؤ نتوان برد که لالای منست
هوش مصنوعی: در نزد من که از دل لؤلؤ (مروارید) صداهای زیبا و دلانگیز میآید، نمیتوان نام لؤلؤ را بهعنوان جواهر آورد، زیرا خود آن صدا به من تعلق دارد و به من مربوط میشود.
سخنم زاده ی جانست و گهر زاده ی کانبلکه دریا خجل از طبع گهرزای منست
هوش مصنوعی: سخنان من از عمق جانم برمیخیزد و گوهرها از معدن به دست میآیند، اما دریا هم از قابلیتهای من شرمنده است.
الف قامتم ارزانک بصورت نونستکاف و نون نکته ئی از حرف معمای منست
هوش مصنوعی: الف، قامت من به شکل حرف نون است و کاف و نون، نکتهای از راز و معمای من را بیان میکنند.
سخنم سحر حلالست ولی گاه سخنخجلت بابلیان از ید بیضای منست
هوش مصنوعی: کلام من مانند جادو اثرگذار و حلال مشکلات است، اما گاهی سخنانم موجب شرمندگی بابلیان میشود که به تواناییهای ویژهی من افتخار میکنند.
گرچه در عالم خاکست مقامم لیکنبرتر از چرخ برین منزل و مأوای منست
هوش مصنوعی: هرچند که در این دنیای مادی و خاکی زندگی میکنم، اما جایگاه و مقام من بالاتر از آسمانها و سطوح بالای آن است.
چشمه ی آب حیاتی که خضر تشنه ی اوستکمترین قطره ئی از طبع چو دریای منست
هوش مصنوعی: چشمهی آب حیات که خضر به دنبال آن است، فقط یک قطره از آن، به اندازهی دریای وجود من ارزش دارد.
گرچه آن ترک ختا هندوی خویشم خواندترک مه روی هندوی کرّای؟ منست
هوش مصنوعی: هرچند آن دختر زیبا از سرزمین ختا، من را به نام هندو میخواند، اما من واقعاً ترک هستم.
دولت صدر جهان باد که از دولت اوبرتر از صدرنشینان جهان جای منست
هوش مصنوعی: برکت و نعمت او بر تمامی دنیا آشکار است و جایگاه من از همه افراد برجسته و مهم بالاتر است.
چکنم ساغر صهبا که چو خواجو بصبوحقدح دیده ی من ساغر صهبای منست
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم جام شراب را پر کنم وقتی چشم من همانند قدحی است که خواجو در صبح بیدار میبیند و خود جام شراب من است؟