شمارهٔ ۱۱۲
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و دلباختگی میپردازد و از مستی ناشی از عشق سخن میگوید. شاعر به معشوقش اشاره میکند و میگوید که افرادی که از زیبایی او آگاه هستند، همیشه در حال پرستش او هستند. او جانش را به خاک درگاه معشوق میسپارد و از بیوفایی و جدایی بیدلان ابراز ناخوشنودی میکند. همچنین بر ارزش عشق و محبت تأکید میکند و میگوید که نباید عاشقان را بیاهمیت شمرد. در کل، این شعر احساسات عمیق و وابستگی شدید به معشوق را به تصویر میکشد.
ز چشم مست تو آنها که آگهی دارندمدام معتکف آستان خمّارند
هوش مصنوعی: چشمهای جذاب و گیرا تو باعث شده است که کسانی که از حال و موقعیت آگاه هستند، دائما در کنار معشوق و در حال عبادت و عشقورزی باشند.
از آن بخاک درت مست می سپارم جانکه هم بکوی تو مستم بخاک بسپارند
هوش مصنوعی: جانم را به خاک درگاه تو میسپارم، زیرا من به خاطر عشق به تو، حتی در دوران مستی نیز به سراغ سرزمین تو میروم و جانم را به خاک آنجا میدهم.
چرا بهیچ شمارند می پرستان راکه ملک روی زمین را بهیچ نشمارند
هوش مصنوعی: چرا پیروان می را به حساب نمیآورند، در حالی که جهان را برای خود هیچ اهمیتی نمیدهند؟
هر آن غریب که خاطر بخوبرویان دادغریب نبود اگر خاطرش بدست آرند
هوش مصنوعی: هر شخصی که به زیباییهای دلنشین فکر کند، در واقع غریب و دورافتاده نیست، اگر بتوانند به احساسات و آرزوهایش دست پیدا کنند.
ز بیدلان که ندارند بیتو صبر و قرارروا مدار جدائی که خود ترا دارند
هوش مصنوعی: از افرادی که صبر و آرامش ندارند، جدا نشو، زیرا آنها به تو وابستهاند و تو را دوست دارند.
چو سایه راه نشینان بپای دیوارتاگر بفرق نپویند نقش دیوارند
هوش مصنوعی: اگر سایههایی که در راه هستند به دیواری تکیه کنند و حرکت نکنند، به مانند نقشی هستند که بر روی دیوار باقی میماندند.
ز سر برون نکنم آرزوی خاک درتدر آن زمان که مرا خاک بر سر انبارند
هوش مصنوعی: من هرگز آرزوی خاکی شدن در کنار تو را از دل بیرون نمیکنم، حتی زمانی که مرا به خاک بسپارند.
بکنج صومعه آنها که ساکنند امروزچو بلبلان چمن در هوای گلزارند
هوش مصنوعی: در گوشهی صومعه، کسانی که امروز در آنجا زندگی میکنند، مانند بلبلان در باغ، شاداب و خوشحالاند و در آرزوی شکوفهها و زیباییهای طبیعت به سر میبرند.
ز خانه خیمه برون زن که اهل دل خواجوشراب و دامن صحرا ز دست نگذارند
هوش مصنوعی: از خانه بیرون بیا و خیمه را بر پا کن، زیرا افرادی که دلشان به عشق و حال خوش مشغول است، هرگز شراب و زیباییهای طبیعت را ترک نمیکنند.