شمارهٔ ۱۳۱
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف عشق و دلباختگی شاعری میپردازد که به زیبایی و جذابیت محبوبش اشاره میکند. او از تحرکات احساسی ناشی از عشق سخن میگوید و احساساتش را با تصاویری شاعرانه وصف میکند. شخصیتهای طبیعی و زیباییهای باغ، مانند بلبل و گل، به نمادهایی از عشق تبدیل میشوند. در نهایت، شاعر بیان میکند که جستجوی محبوب و حسرت او به اندازهای عمیق است که حتی در زیر خاک نیز این عشق را در دل خود حس میکند.
چون ترک من سپاه حبش برختن زنداز مشگ سوده سلسله بر نسترن زند
هوش مصنوعی: وقتی که زیباییهای محبوب من به کمال میرسد، مانند یک سپاه دلاور از سرزمین حبش به سوی من میآید و زلفهایش مانند رشتههای مشک بر گل نسترن میافکند.
کار دلم چون طرّه ی مشگین مشگ بیزبرهم زند چو سنبل تر بر سمن زند
هوش مصنوعی: دل من مانند نرگس سیاه، وقتی که به هم میریزد، مانند خوشبوترین گلها در باغ و عطرش از طراوت سنبلها بیشتر میشود.
گر بگذرد بچین سر زلف او صباهر لحظه دم ز نافه ی مشگ ختن زند
هوش مصنوعی: اگر نسیم آرام بگذرد و لحظهای موهای او را بچیند، هر لحظه بوی خوش مشک ختن را به مشام میرساند.
لعلش بگاه نطق چو گوهر فشان شودصد طعنه بر طویله ی درّ عدن زند
هوش مصنوعی: وقتی او صحبت میکند، مانند جواهر درخشان و ارزندهای میشود که در برابرش هر کسی ممکن است به او طعنه بزند و به کارش ایراد بگیرد.
در آرزوی عارض و بالاش عندلیبهنگامه بر فراز گل و نارون زند
هوش مصنوعی: در انتظار زیبایی چهره و بالای گلها، بلبل در اوج درختان گل و درخت نارون آواز میخواند.
هر شب فضای کوی تو خلوتسرای ماستآری اویس نوبت عشق از قرن زند
هوش مصنوعی: هر شب فضای محلهی تو، مکانی خلوت و آرام برای ماست. بله، اویس، عشق در این دوران به نوبت و به دور از هر شلوغی از آن قرن گذر میکند.
ای باغبان ز غلغل بلبل عجب مدارسلطان گل چو خیمه بصحن چمن زند
هوش مصنوعی: ای باغبان، از زنگ و صدای بلبل تعجب نکن، چون سلطان گل مانند یک خیمه در دل چمن قرار گرفته است.
خواجو چو زیر خاک شود در هوای تواز سوز سینه آتش دل در کفن زند
هوش مصنوعی: زمانی که خواجو در زیر خاک قرار گیرد و از عشق تو دلش بسوزد، آتش دلش در کفن او شعلهور خواهد شد.