شمارهٔ ۱۵۶
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر رنجی است که انسان عاشق به خاطر عشق و جدایی تحمل میکند. شاعر میگوید دلش نمیتواند دو نوع سلطنت (دو عشق یا دو شخصیت) را تحمل کند و حتی اگر به او سختیهایی چون آزار و اذیت برسد، همچنان عشق خود را رها نخواهد کرد. او به سختیهای جدایی اشاره میکند و میگوید کسی که بار جدایی را نتواند تحمل کند، در واقع عشق را درک نکرده است. عشق و زیبایی به عنوان موهبت ذکر شدهاند و شاعر توصیه میکند که عشق را با شجاعت بپذیریم، حتی اگر درد و رنجی در پی داشته باشد. در نهایت، به نرمی و زیبایی عشق اشاره میشود و به جای درمان درد عشق، آتش عشق و تحمل را پیشنهاد میکند.
دل من زحمت جان برنتابدکه در ملکی دو سلطان برنتابد
هوش مصنوعی: دل من نمیتواند تحمل کند که در یک سرزمین، دو پادشاه وجود داشته باشد.
گرش همچون سگان کو برانندعنان از کوی جانان بر نتابد
هوش مصنوعی: اگر او را مثل سگان برانند و از مسیر محبوبش دور کنند، هرگز تحمل نخواهد کرد.
کجا در خلوت وصلش بُود بارکسی کو بار هجران بر نتابد
هوش مصنوعی: کجا میتوان در تنهایی وصل او به کسی اشاره کرد که نتواند تحمل بار جدایی را داشته باشد؟
سری کز سرّ عشقش نیست خالییقین میدان که سامان بر نتابد
هوش مصنوعی: سر و دل کسی که به عشقش پر از راز است، هرگز خالی نیست. مطمئن باش که چنین کسی هرگز نمیتواند به آرامش و سامان برسد.
نگارا تکیه بر حسن و جوانیمکن چندین که چندان برنتابد
هوش مصنوعی: عزیزم، بر زیبایی و جوانیات بیش از حد تکیه نکن، زیرا این زیبایی نمیتواند برای همیشه پایدار بماند.
دلا درباز جان در پای جانانکه عاشق زحمت جان برنتابد
هوش مصنوعی: ای دل، در را به روی جان بگشای، زیرا کسی که عاشق است، نمیتواند زحمت عشق را تحمل نکند.
چو خواجو در غمش می سوز و می سازکه درد عشق درمان برنتابد
هوش مصنوعی: وقتی خواجو از غم خود میسوزد و به آن عادت میکند، میداند که درد عشق هیچ درمانی ندارد و باید با آن زندگی کند.