شمارهٔ ۱۶۴
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به زیبایی و دلنشینی زلف و چهره محبوبش اشاره دارد و تاثیر آن را بر دل و جان خود بیان میکند. او احساس میکند که نسیمهای معطر و زیبایی محبوبش مژدهی شادی و آرامش را به او میرسانند. شاعر از زلف محبوب به عنوان نمادی از عشق و ایمان یاد میکند و معتقد است که در عشق واقعی، باید به زلف محبوبان دل سپرد. او همچنین به تاثیر نرگسهای محبوب بر مجسمهساز ازلی اشاره میکند و از زیبا بودن و بینظیر بودن محبوب صحبت میکند. نهایتاً، شاعر تأکید دارد که هرگز نمیتواند عشق را فراموش کند و او را در هجران نخواهد ماند.
چون صبا نکهت آن زلف پریشان آرددل پر درد مرا مژده ی درمان آرد
هوش مصنوعی: وقتی که نسیم عطر آن موهای پریشان را به مشام میرساند، دل آکنده از درد من بشارت آرامش را دریافت میکند.
جان بشکرانه کنم پیشکش خدمت اوهر نسیمی که مرا مژده ی جانان آرد
هوش مصنوعی: من با شکر و سپاس، جانم را به او تقدیم میکنم، هر نسیمی که خبر از محبوبم به من بیاورد.
چه تفاوت کند از نکهت انفاس نسیمبلبل دلشده را بوی گلستان آرد
هوش مصنوعی: بوی گلستان برای دل شاداب بلبل فرقی ندارد که از کجاست، زیرا نفس نسیم طراوتبخش آن را به او میرساند.
زلف چوگان صفت ار حلقه کند بر رخسارهر زمان گوی دلم در خم چوگان آرد
هوش مصنوعی: اگر زلف مانند چوب چوگان به دور چهرهات حلقه بزند، هر لحظه دل من را در لابهلای این بازی میاندازد.
هر که را دست دهد حاصل اوقات عزیزحیف باشد که بافسوس بپایان آرد
هوش مصنوعی: هر کسی که به دست آوردن زمانهای ارزشمندی را تجربه کند، باید مراقب باشد که این زمانها را بیهوده و بدون بهرهوری صرف نکند.
در ره عشق مسلمان حقیقی آنستکه بزنّار سر زلف تو ایمان آرد
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، یک مسلمان واقعی کسی است که به خاطر عشق تو حتی به خاطر بستن کمربند به دور زلفهایت، ایمانش را فراهم کند.
زاهد صومعه را هر نفسی مست و خرابنرگس مست تو در حلقه ی مستان آرد
هوش مصنوعی: زاهد درون صومعه، با هر نفس در حال مستی و خرابی است، اما نرگس مست تو، در جمع مستان دیگران حضور دارد.
اگر از چشمه ی نوش تو زلالی بایدکی خضر یاد لب چشمه ی حیوان آرد
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از چشمهی نوشای تو بهرهمند شوی و طراوت بگیری، باید به یاد جمال خضر، که به لب چشمهی حیات نزدیک است، بیفتی.
باز صورت نتوان بست که نقّاش ازلصورتی مثل تو در صفحه ی امکان آرد
هوش مصنوعی: نمیتوان چهرهای را که خداوند از ابتدا برای تو خلق کرده، پوشانید. نقاشی که این صورت زیبا را آفریده، نمیتواند از اثر خود دست بکشد و آن را در این دنیا به نمایش نگذارد.
دیگران سبزه ز گلزار ببازار برندخط سبزت بچه رو سبزه ببستان آرد
هوش مصنوعی: دیگران گلهای زیبا و سرسبز را از باغ و بازار میچینند، ولی خط سبز تو مانند سبزهای است که کودکانه به گلزار میبرد.
گر خیال سر زلف تو نگیرد دستمکی دل خسته ی من طاقت هجران آرد
هوش مصنوعی: اگر خیال موهای تو به دستم نرسد، دل خسته ی من چگونه میتواند فارغ از دوری تو تاب بیاورد؟
هر که با منطق خواجو کند اظهار سخندُر بدریا برد و زیره بکرمان آرد
هوش مصنوعی: هر کسی که با منطق و استدلال خواجو صحبت کند، مانند کسی است که مروارید را به دریا میبرد یا دانههای زیره را به کرمان میآورد.