شمارهٔ ۲۰۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و دلتنگی خود سخن میگوید. او خود را به سایهای تشبیه کرده که زیر دیواری در انتظار محبوبش نشسته است. در این انتظار، دیوار به محرم و همدم او تبدیل شده و او از صبح تا شب و از شب تا صبح تنها صدای نالهاش را میشنود. شاعر به خاطر غم و محنتی که از دوری محبوبش به دیوار آورده، هیچگاه از آن جدا نمیشود. او به زیبایی محبوبش اشاره میکند و میگوید که هیچ کس نمیتواند مانند او نگاه کند. در انتها، او درباره نیکویی صورت محبوبان و تاثیر آن بر دیوارها صحبت میکند و به نوعی میگوید که زیبایی آنها فراتر از هر چیز دیگری است.
منم ز مهر رخت روی کرده در دیوارچو سایه بر رهت افتاده زیر هر دیوار
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق تو به دیوارها تکیه کردهام و مانند سایهای در مسیر تو قرار گرفتهام.
ندیم و همدمم از صبح تا بشب نالهقرین و محرمم از شام تا سحر دیوار
هوش مصنوعی: دوست و همراه من از صبح تا شب در حال ناله و غمگینی است و از غروب تا صبح، تنها دیوار به من آرامش میدهد.
ز بسکه روی بدیوار محنت آوردمجدا نمی شودم یکدم از نظر دیوار
هوش مصنوعی: به دلیل سختیها و مشکلاتی که متحمل شدم، نمیتوانم حتی یک لحظه از دیوار زندگیام ناامید و دور شوم.
کدام یار که او روی ما نگهداردچو آب دیده ی گوهرفشان مگر دیوار
هوش مصنوعی: کدام دوست میتواند مانند دیواری باشد که در کنار ماست و همیشه در برابر ما ایستاده و مانع از روزنهایی میشود که ممکن است آسیبپذیر شوند، همانطور که اشکهای باارزش مانند گوهر نمیگذارند از چشمان ما بریزد؟
کسی که روی بدیوار غم نیاوردیکنون ز مهر تو آورد روی در دیوار
هوش مصنوعی: کسی که قبلاً در دیوار غم گذاشته بود، حالا به خاطر محبت تو، چهرهاش را روی دیوار نشان داده است.
بسا که راه نشینان پای دیوارتکنند غرقه بخونابه ی جگر دیوار
هوش مصنوعی: بسیاری از کسانی که در اطراف تو زندگی میکنند، ممکن است به تو آسیب برسانند و همچون خون که در دل دیوار ریشه دوانده، دل آنها نیز مملو از درد و رنج باشد.
چو زیر بام تو آیند خستگان فراقبآب دیده بشویند سربسر دیوار
هوش مصنوعی: زمانی که دلشکستگان زیر سایهی تو میآیند، غم جدایی را با اشکهایشان بر روی دیوار میشویند.
حدیث صورت خوبان چنین مکن خواجوکه پیش صورت او صورتند بر دیوار
هوش مصنوعی: حرف زدن درباره زیباییهای محبوبان اینطور نکن خواجو که در مقابل جمال او، سایر زیباییها فقط سایهای بر دیوار هستند.