شمارهٔ ۲۰۹
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق، خوشی و لذتبردن از زندگی در کنار معشوق است. شاعر به ساقی میگوید که نوشیدنیای از شراب لبان معشوق بیاورد و به این نکته اشاره میکند که زمان دائمی نیست، بنابراین باید از این روزها که محدود هستند، بهرهبرداری کرد. شاعری دعوت به خوشی و تفرج میکند و بر لذتهای دنیوی، مانند گلی از بوستان و زیباییهای طبیعت تأکید میورزد. در نهایت، شاعر به یادآوری میپردازد که فرصتها باید غنیمت شمرده شوند و باید از روی معشوق و شراب ناب لذت برد.
مائیم و عشق و کنج خرابات و روی یارساقی ز جام لعل لبت باده ئی بیار
هوش مصنوعی: ما هستیم و عشق، در گوشهی میخانه، و چهرهی محبوب. ای ساقی، از جام سرخ لبانت، نوشیدنیای بیار.
چون بر دوام دور زمان اعتماد نیستاین پنج روز غایت مقصود دل شمار
هوش مصنوعی: به دلیل ناپایداری و تغییر مداوم زمان، نباید به این پنج روز زندگی تکیه کنیم و باید ارزش آن را بدانیم.
برخیز تا بعزم تفرّج برون رویمزین تنگنای خانه بصحرای لاله زار
هوش مصنوعی: بیا تا با همدیگر از این فضای تنگ خانه خارج شویم و به دشت پر از گلهای لاله برویم.
کز بوستان دمید چو بر خدّ دلبرانبرگ بنفشه بر طرف سرو جویبار
هوش مصنوعی: از گلستان بویی به مشام میرسد، همچنان که برگهای بنفشه بر شاخههای سرو در کنار جویبار میرویند و زیبایی دلبران را به نمایش میگذارند.
بستان اگرچه جای نشاطست و خرّمیخرّم مشو درو که زدوران روزگار
هوش مصنوعی: باغی اگرچه مکان شادی و شادابی است، اما در آن دلخوش نباش، زیرا چهره روزگار میتواند تغییر کند.
هر سنبلی ز زلف نگاریست لاله رخهر لاله ئی ز خون جوانیست شهریار
هوش مصنوعی: هر سنبلهای، نشانه زلف یار است و هر لالهای، نشانهای از خون جوانی است.
خواجو ز دور چرخ چو امروز فرصتستدریاب جام باده ی صافی و روی یار
هوش مصنوعی: امروز فرصت خوبی است، از دوری زمان بهره ببر و یک جام شراب زلال را بنوش و از زیبایی محبوب لذت ببر.