شمارهٔ ۲۰۸
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عاشقانه و ناامیدی اشاره دارد. شاعر از معشوق خود میخواهد که او را بیشتر در حسرت و دوری نگذارد و با زیباییهایش، مانند ماه و گلها، او را فریب دهد. او عمیقاً به عشق ورزیده و از جدایی رنج میبرد و نمیخواهد که محبتش به دیگران منتقل شود. شاعر همچنین از احساس گمگشتگی و سردرگمی خود در پی عشق صحبت میکند و از معشوق تقاضا دارد که او را در این حالت رها نکند و از زخمهای دلش نکاهد. در نهایت، او به آرزوی داشتن لحظات خلوت با محبوبش اشاره میکند و میخواهد از دنیای بیرون فاصله بگیرد.
طرّه بفشان و مرا بیش پریشان مگذارپرده بگشای و مرا بستهٔ هجران مگذار
هوش مصنوعی: موهایت را باز کن و مرا بیشتر در دل این نگرانی رها نکن. پرده را کنار بزن و به من اجازه نده که در غم جدایی بمانم.
ماه را از شکنِ سنبلِ شبگون بنمایلاله را این همه در سایهٔ ریحان مگذار
هوش مصنوعی: ماه را از میان زیبایی گل سنبل پیدا کن و اینطور نگذار که لاله در سایهٔ گل ریحان پنهان بماند.
زلف مشکین که چنین بر قدمت دارد سربیش از اینش چو من خسته پریشان مگذار
هوش مصنوعی: زلف سیاه تو که اینگونه بر پای تو افتاده، از این بیشتر نباید برای من خسته و آشفته بماند.
هر که از مهر تو چون ذرّه شود سرگرداندورش از روی چو خورشید درفشان مگذار
هوش مصنوعی: هر کسی که به خاطر عشق تو مانند یک ذره سرگردان شود، نباید اجازه دهد که چهرهاش که مانند خورشید درخشان است، از او دور بماند.
کام جانم ز نمکدان عقیقت شکریستآخر این حسرتم اندر دل بریان مگذار
هوش مصنوعی: عشق و واقعیات زندگی برایم شیرین و لذیذ است، اما این حسرتی که در دل دارم را بر من سنگین مکن.
منِ سرگشته چو سر در سرِ زلفت کردمدست من گیر و مرا بیسر و سامان مگذار
هوش مصنوعی: من که در میان زلفهای تو گم شدهام و سرگردانم، دستم را بگیر و مرا بدون سر و سامان رها نکن.
من که از پسته و بادامِ تو دورم باریدست بیگانه بدان سیب زنخدان مگذار
هوش مصنوعی: من که از عشق تو دور هستم، نگذار کسی غیر از من به این زیباییات نزدیک شود.
باغبان را اگر از غیرت بلبل خبر استگو دگر بار صبا را به گلستان مگذار
هوش مصنوعی: اگر باغبان از عشق و احساس بلبل آگاهی دارد، به او بگو دوباره نسیم را به گلستان راه ندهد.
من که با زلف چو چوگان تو گویی نزدمبیش از این گوی دلم در خمِ چوگان مگذار
هوش مصنوعی: من که با زلف تو گویی در بازی چوگان هستم، بیشتر از این گوی دل خود را در اختیار نگذار.
خواجو ار خلوت دل منزل یار است تو راعام را گرد سراپردهٔ سلطان مگذار
هوش مصنوعی: اگر دل تو محلی برای محبت و عشق است، نباید دیگران را در آنجا راه بدهی و باید آن را تنها برای معشوق خود نگه داری.