شمارهٔ ۲۶۶
هوش مصنوعی: این شعر به بیان عواطف و احساسات عمیق عشق نسبت به معشوق میپردازد. شاعر از غم و دلتنگی ناشی از دوری از محبوب صحبت میکند و میگوید که از زیبایی و وجود معشوق الهام گرفتهاند. او عشق را به شمعی تشبیه میکند که با سوز و آتش دل روشن است و از زلف و چهره محبوب به عنوان منابع زیبایی و خوشبختی یاد میکند. در نهایت، شاعر به حالت فراق و دوگانگی وجودی خود اشاره میکند و میگوید که از دنیا و جهانی که دارد به خاطر عشق معشوق دل کندند و در پی او هستند.
ما حاصل از جهان غم دلبر گرفته ایموز جهان بجان دوست که دل برگرفته ایم
هوش مصنوعی: ما از دنیای غم، عشقی را از معشوقهمان به دست آوردهایم و از این دنیا به خاطر دوستی که دلمان را تسخیر کرده، جانمان را گرفتهایم.
زین در گرفته ایم بپروانه سوز عشقچون شمع آتش دل ازین در گرفته ایم
هوش مصنوعی: ما از در عشق وارد شدهایم و مانند پروانهای که به شمع نزدیک میشود، دلمان در آتش عشق میسوزد.
با طلعتت زچشمه ی خور دست شسته ایمبا پیکر تو ترک دو پیکر گرفته ایم
هوش مصنوعی: ما به خاطر زیباییات از چشمه خورشید دست شستهایم و با وجود تو، دو جسم را ترک کردهایم.
برما مگیر اگر ز پراکندگی شبیآن زلف مشگبار معنبر گرفته ایم
هوش مصنوعی: لطفا از ما نرنجید اگر در شبهایی که پراکندهایم، موهای زیبا و گیسوی سیاه شما را به یاد میآوریم.
تا همچو شمع از سرسر در گذشته ایمهر لحظه سوز عشق تو از سر گرفته ایم
هوش مصنوعی: ما مانند شمعی هستیم که از سوز و گرمای عشق تو هر لحظه در حال سوختن و گداختنیم.
بیروی و قامت و لب جان بخش دلکشتترک بهشت و طوبی و کوثر گرفته ایم
هوش مصنوعی: تو با زیبایی و قامت دلربایت، جان را به دل میزنی و از بهشت و نعمتهای آن مانند درخت طوبی و رود کوثر، دلربایی کنی.
چون دل اگرچه پیش تو قلب و شکسته ایماز رخ درست گوی تو در زر گرفته ایم
هوش مصنوعی: اگرچه دل ما در حضور تو شکسته و ناراحت است، اما از زیبایی و جذابیت تو بهرهمند شده و آن را مانند طلا در دست داریم.
هشیار کی شویم که از ساقی الستبر یاد چشم مست تو ساغر گرفته ایم
هوش مصنوعی: چه زمانی میخواهیم بیدار شویم و متوجه شویم که از ساقی عشق، کمی شراب به یاد چشمان مست تو سر کشیدهایم؟
از خود گذشته ایم و چو خواجو ز کایناتدل برگرفته و پی دلبر گرفته ایم
هوش مصنوعی: ما از خود عبور کردهایم و مانند خواجو از دنیای مادی دل کندهایم و به دنبال معشوق خود هستیم.