شمارهٔ ۲۸۸
هوش مصنوعی: این شعر به وصف زیبایی و جذابیت معشوقهای اشاره دارد که به رندان و مستی و عشق آنها جان میبخشد. شاعر از تضادهای میان عشق و درد، ایمان و کفر، و زیباییهای ظاهری و باطنی صحبت میکند. او به حسرت و خشمی که عاشقان از دستدادن معشوقه خود تجربه میکنند، اشاره کرده و از سرگذشت خود در عشق میگوید. در نهایت، شاعر با افسوس از بیدادهایی که در عشق متحمل شده، به مخاطب خود میگوید که چرا باید با این وضعیت ناگوار کنار بیاید.
ای مِی لعل تو کام رندانجعد تو زنجیر پای بندان
هوش مصنوعی: ای شراب قرمزی، خواستههای شادمانه رندان به تو وابسته است و زیبایی تو باعث اسارت عاشقان میشود.
کفر تو ایمان پاک دیناندرد تو درمان دردمندان
هوش مصنوعی: تو که کافر هستی، ایمان پاک مؤمنان را مورد تمسخر قرار میدهی، اما در عین حال، درد تو داروی آلام دردمندان است.
لعل تو در خون باده نوشانچشم تو در چشم چشم بندان
هوش مصنوعی: تو همچون سنگی قیمتی در خون نوشندههای شراب هستی و نگاه تو در چشم کسانی است که چشمها را پوشاندهاند.
پسته ی تنگ تو نقل مستاننرگس مستت بلای رندان
هوش مصنوعی: پستهای که در دستان توست، گنجی است که مستان به آن چشم دارند و زیبایی چشمانت، موجب شیفتگی شوریدگان شده است.
تشنه ی لعل تو می پرستانکشته ی جور تو مستمندان
هوش مصنوعی: عاشقان تو در عذاب و بیتابی هستند، و افرادی که به زیبایی تو دل بستهاند، از سختیها و ناملایمتیهایی که به خاطر تو متحمل شدهاند، به شدت داغدیده و غمگیناند.
جور کشیدم ولی نه چندینلطف شنیدم ولی نه چندان
هوش مصنوعی: من سختیهای زیادی را تحمل کردم، اما از طرف دیگر محبت و خوبیهای زیادی دریافت نکردم.
بر دل خواجو چرا پسندیاینهمه بیداد نا پسندان
هوش مصنوعی: چرا دل خواجو را به این همه ظلم و بیعدالتی که برایش خوشایند نیست خوش میداری؟