شمارهٔ ۲۷ - کتب علی بنائه
هوش مصنوعی: این شعر به تامل در مورد ناپایداری دنیا و زندگی میپردازد. شاعر بیان میکند که هر بار که در این دنیای گذرا ساکن میشود، صدای یادی از عالم غیب به گوشش میرسد که به او میگوید این قصر و عظمت مادی هیچ سودی ندارد. او به سرنوشت و وفای روزگار اشاره میکند که به هیچ کس وفا نمیکند و بیثباتی زندگی را یادآوری میکند. شاعر پس از اشاره به شرایط ناپایدار این دنیا، به این نتیجه میرسد که این مکان فقط یک گذرگاه موقتی است و هیچکس نمیتواند در آن آرامش واقعی را بیابد.
هر آنگهی که درین صفّه آشیان سازممرا ز هاتف غیبی بگوش جان آید
هوش مصنوعی: هر زمان که در این مکان اقامت گزینم، صدای یک ندا از دنیای غیب به گوشم میرسد.
کز آن چه سود که ایوان قصر مرفوعستبر اوج کنگره برج مشتری ساید
هوش مصنوعی: اگرچه ایوان قصر بر بالای برج بلندی قرار دارد، اما چه فایدهای دارد وقتی که به آسمان ستاره مشتری سایه میافکند؟
ازین سراچه ی خاک مدار چشم وفاچو روشنست که با هیچکس نمی پاید
هوش مصنوعی: در این دنیا که ما در آن زندگی میکنیم، به وفاداری و صداقت امید زیادی نداشته باش. زیرا روشن است که وفا با هیچکس نمیماند و دائمی نیست.
بدان امید نهادیم وضع این بقعهکه تا کسی نفسی خوش درو بیاساید
هوش مصنوعی: ما با این امید به ساختن این مکان پرداختیم که مردم بتوانند در آن آرامش یابند و لحظاتی خوش را تجربه کنند.
ولی چو درنگری این مقام عاریتینه منزلیست که جای قرار را شاید
هوش مصنوعی: اما وقتی به این جایگاه نگاه میکنی، میبینی که این مقام موقتی است و جایی برای استراحت و سکون نیست.