شمارهٔ ۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به انتظار و نگرانی مردم نسبت به محبوب اشاره میکند و میگوید که اگر سرو (مظهر زیبایی) بر سر سرچشمهای قرار گیرد، باید آن را در چشمها نشان دهند. او احساس تأسف میکند که برخی افراد به زیبایی و ارزش محبوب بیاعتنایی میکنند و قدر او را نمیدانند. شاعر در جستجوی لب شیرین محبوب است و امیدوار است به خواستهاش برسد. وقتی که راز عشق برملا میشود، دیگر نمیتوان آن را پنهان کرد. او تأکید میکند که عشق واقعی نیاز به جانفشانی دارد و فقط کسانی که ارزش عشق را بدانند، شایسته لقب عاشق هستند. در پایان، شاعر بیان میکند که اگر محبوب از دنیا برود، دیگران عطش او را حس نخواهند کرد و بر لب نمیآورند.
آنک بر هر طرفی منتظرانند او راننگرد هیچ که خلقی نگرانند او را
هوش مصنوعی: در هر سو افرادی منتظر او هستند، اما هیچکس به آنها توجهی نمیکند، چرا که همگان در نگرانی خود غرق شدهاند.
سرو را بر سر سرچشمه اگر جای بودجای آن هست که بر چشم نشانند او را
هوش مصنوعی: اگر سرو در نزدیکی منبعی باشد، بهترین مکان برای او همانجاست که بر روی چشمهایم قرار گیرد.
حیف باشد که چنان روی ببیند هر کسزانک کوته نظران قدر ندانند او را
هوش مصنوعی: متاسفانه که هر کسی با چشمان کمعمق خود چنین چهرهای را ببیند، زیرا آنان ارزش و بزرگی او را درک نمیکنند.
هست مقصود دلم زان لب شیرین شکریبود آیا که بمقصود رسانند او را
هوش مصنوعی: دل من به دنبال آن لب شیرین است که شکرین باشد. آیا کسی میتواند او را به من برساند؟
راز عشّاق چو از اشک نماند پنهانفرض عینست که از دیده برانند او را
هوش مصنوعی: راز عاشقان زمانی که از اشک دیگر پنهان نماند، همچون این است که او را از دیدگان دور کنند.
هر که جان در قدمش بازد و قدری دانداهل دل عاشق جانباز نخوانند او را
هوش مصنوعی: هر کس که به پای او جان بدهد و ارزش وجود او را درک کند، از دلسوختگان و عاشقان واقعی نخوانده میشود.
خواجو ار تشنه بمیرد بجز از مردم چشمآبی این طایفه بر لب نچکانند او را
هوش مصنوعی: اگر خواجو تشنه بمیرد، اعضای این گروه با چشمان آبی هرگز آب را بر لبان او نخواهند ریخت.