شمارهٔ ۷۲
هوش مصنوعی: این شعر درباره لذتهای زودگذر زندگی و بیمحتوایی دنیا صحبت میکند. شاعر به اهمیت لذتهای لحظهای مانند می و محبت اشاره میکند و میگوید که در برابر همتهای بلند، دنیا و possessions هیچ ارزش خاصی ندارند. او از غم عشق سخن میگوید و نارضایتیهایش را با شادی وجود عشقش مقایسه میکند. در نهایت، شعر به این نتیجه میرسد که در این دنیا هیچ چیز دائمی نیست و باید از هر لحظه نهایت استفاده را برد.
برون ز جام دمادم مجوی این دم هیچبجز صراحی و مطرب مخواه همدم هیچ
هوش مصنوعی: در بیرون از جام خوشی، به دنبال دم آرامش نباش؛ هیچ چیزی جز چنگ و شراب نخواه. هیچ همدمی را با خود نداشته باش.
بیا و بادهٔ نوشین روان بنوش که هستبجنب جام می لعل ملکت جم هیچ
هوش مصنوعی: بیا و از شراب لذیذ بنوش که جام قرمز انگور جمشید در حرکت است.
مجوی هیچ که دنیا طفیل همّت اوستکه پیش همّت او هست ملک عالم هیچ
هوش مصنوعی: هرگز در پی چیزهای دنیا نباش، زیرا دنیا وابسته به اراده و کوشش اوست و در برابر همت او، هیچ چیز در ملک عالم ارزشی ندارد.
غمست حاصلم از عشق و من بدین شادمکه گرچه هست غمم نیست از غمم غم هیچ
هوش مصنوعی: غمهای ناشی از عشق، نتیجهای است که برایم به ارمغان آورده، اما من به خاطر این عشق خوشحالم؛ زیرا هرچند غم دارم، از غمهای خود ناراحت نیستم و برایم هیچ غمی نیست.
دلم ز عشق تو شد قطره ئی و آنهم خونتنم ز مهر تو شد ذره ای و آنهم هیچ
هوش مصنوعی: دل من از عشق تو به اندازه یک قطره شده و آن قطره هم از محبت تو بهاندازه یک ذره است، و در نهایت هیچ چیز نیست.
غمم بخاک فرو برد و هست غمخوار باددلم بکام فرو رفت و نیست همدم هیچ
هوش مصنوعی: غم من به حدی است که به خاک فرو رفته و فقط باد است که در حال همدردی با من است. دل من در آرزوی آرامش است و هیچ همدمی در کنارم نیست.
تنم چو موی پر از تاب و رنج و دوری خمولی میان تو یک موی اندر و خم هیچ
هوش مصنوعی: بدن من به شدت پر از درد و رنج و دوری است، اما در میانسالی تو هیچ اثری از این خمیدگی و درد نیست.
از آن دوای دل خسته در جهان تنگستکه نیستش بجز از پسته ی تو مرهم هیچ
هوش مصنوعی: در این دنیا که بسیار تنگ و پر از درد و رنج است، تنها چیزی که میتواند تسکیندهنده دل خستهام باشد، محبت و وجود توست. هیچ چیز دیگری نمیتواند به من آرامش دهد.
دم از جهان چه زنی همدم طلب خواجوبحکم آنک جهان یکدمست و آندم هیچ
هوش مصنوعی: در مورد دنیا چه صحبت میکنی، ای همدم؟ چرا که دنیا فقط برای لحظهای است و در آن لحظه هم هیچ چیز واقعی نیست.